کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی |
اخیراً آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت، در سفری که به مشهد داشته است، در دیدار با جمعی از فعالین دانشجویی، سخنانی ایراد نموده که بسیار جای تامل دارد. این نوشتار، قصد آن دارد تا با اشاره به بخش هایی از مطالب مطرح شده توسط ایشان که در خبرگزاری ها انعکاس یافته است، ابهامات – و احیاناً تناقضات – آن را مورد چالش قرار دهد.
ایشان در پاسخ به سوالی که درباره ی سکوت ایشان در شرایط حاضر پرسیده شده بود، گفته اند: «يك جريان افراطي هميشه در راست و گاهي در چپ بوده است. » آیا ایشان خود فراموش کرده اند که در دوران پنجمین انتخابات ریاست جمهوری، حامیان ایشان شعار "مخالف هاشمی، دشمن پیغمبر است" را برگزیده بودند؟ آیا منظور ایشان از جریان افراطی همیشگی در جناح راست، طرف داران سنتی خودشان نیست؟ و آیا این که رادیکال تر از فرزندان و برخی بستگان هاشمی هم در جناح چپ می توان یافت؟! جناب هاشمی چه چیزی را نشانه رفته اند؟ خود را یا خویشتن را؟!

اگر دادستان محترم تهران، چنین موضعی را تنها به خاطر فرار از فشار افکار عمومی اتخاذ نکرده اند، پس چرا تا به حال هیچ اقدامی برای احضار نامبرده به دادگاه و تشکیل پرونده ی قضائی – با وجود اسناد متعدد و خدشه ناپذیر – برای مهدی هاشمی، صورت نگرفته است؟! کدام متهم عاقلی بدون آن که پرونده ای در دادگاه برایش مفتوح گردد، به دادگاه مراجعه کرده و از خود دفاع می کند؟! باید پرسید او نسبت به کدام اتهام رسمی باید از خود دفاع کند؟ در کدام دادگاه و از کدام پرنده؟! و اصلاً چرا؟
این گونه اظهارات غیرحقوقی دادستان محترم تهران که البته با پاسخ ها و نامه نگاری های تحقیرآمیز مهدی هاشمی نیز همراه بوده است، نه تنها روشن گر افکار عمومی نخواهد بود، بلکه گرهی بر کلاف سر در گم عدالت نیز خواهد زد و تردید احتمالی متهمانی نظیر مهدی هاشمی و امثال او را بر وجود حاشیه ی امن برای خود، به یقین مبدل خواهد ساخت.
بازخوانی ۳ دهه عمل کرد و مواضع اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان(دفتر تحیم وحدت) و فراز و فرودهای آن
4- دوران تجدید نظر طلبی (76-1372)
پس از آن كه جناح چپ، در انتخابات مجلس چهارم نتايج انتخابات را واگذار كرده و جناح مقابل آن توانست اكثريت كرسيهاي مجلس را به دست آورد، به تدريج به انزوا كشيده شده و از فعاليتهاي سياسي و اجتماعي كنار رفت. دفتر تحكيم وحدت نيز، كه جزئي از مؤتلفين اين جناح بود، عليرغم ميل باطني خويش، به تدريج منزوي گرديد و از ميزان فعاليتها و ايفاي نقشش مخصوصا در سالهاي نخست اين مقطع، فقط منحصر به برگزاري چند نشست محدود و همچنين چند گردهمايي چند ده نفري و چند صدنفري ميباشد.
البته عدهاي اعتقاد دارند، اين سكون و ركود ظاهري، نتيجه ی طبيعي شرایط پديد آمده، پس از ارتحال حضرت امام (ره) ميباشد و در اين سالها، دفتر تحكيم وحدت به نوعي مشغول فكر كردن در ارتباط با تغييرات پديد آمده در گفتمان حاكم بر كادر اجرايي كشور در اين سالها ميباشد كه نتايج اين تفكر در ساليان بعد، به شكل پتانسيلي قوي خود را نشان ميدهد. می توان گفت روكود و كم شدن عمل، نتيجه ی طبيعي فكر كردني بود كه اين دفتر در اين سالها مشغول آن بود.
آذر ماه سال 1332 به دليل قرار گرفتن در بطن ايام حكومت طاغوت، از تاريخنگاري بسيار ضعيفي برخوردار است.خفقان حاكم بر آن سال ها و سالمند شدن شهود اصلي ماجرا در سال هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي باعث شد كه تاريخ شفاهي اين حادثه سرنوشت ساز كه از آن با عنوان سر آغاز جنبش دانشجويي ايران ياد مي شود از ضعف فراواني برخوردار باشد.آن چه خواهيد خواند از معدود تك نگاري هاي بجا مانده از شهود 16 آذر سال 1332 است كه به قلم شهيد شهيد مصطفي چمران و در سال 1341 به رشته تحرير در آمده است...
بازخوانی ۳ دهه عمل کرد و مواضع اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان(دفتر تحیم وحدت) و فراز و فرودهای آن
3- دوران انفعال (72-1368)
سال 68، سال اتفاقات مهم در کشور بود. بعضی از این اتفاقات که موجب تغییر فضای سیاسی کشور شد، عبارت اند از:
1- عزل منتظری از قائم مقامی رهبری و افشا شدن عمل کرد ضد نظام وی.
2- رحلت حضرت امام (ره) و رهبری آیت الله خامنه ای و پایان دولت موسوی و قدرت گیری هاشمی رفسنجانی.
در فروردين ماه اين سال بحث عزل آقاي منتظري از قائم مقامي رهبري پيش ميآيد و امام راحل (ره) با وجود علاقه شديدي كه به ايشان داشتند، (طوري كه به كرات وي را ثمره ی زندگي خويش ميدانستند) به علت مصالح نظام و انقلاب، بر اساس مسايل و مشكلاتي كه برخي از اطرافيان و اعضاي بيت ايشان به وجود ميآورند، حكم به عزل ايشان داده و از قائم مقامي رهبري كنار ميگذارند. * به مناسبت اين قضيه، واكنش هاي متفاوتي در جامعه به وجود ميآيد و افراد و گروههاي مختلف، هر كدام به اتخاذ موضع ميپردازند، ولي موضع كليت نظام و آناني كه خود را پيرو امام خميني (ره) ميدانستند تبعيت كامل از موضع حضرت امام (ره) و گردن نهادن به فرمان و نظر ايشان بود. ولي دفتر تحكيم وحدت حالتي متفاوت داشت و با اتخاذ موضعي غيرشفاف و دو پهلو آن هم بعد از حدود چهل روز سکوت در برابر این جریان، نظري مبهم و غيرصريح ارايه داد و اين مسئله، با توجه به وابستگي شديد اين دفتر به آقاي منتظري طبيعي به نظر ميرسيد.
بازخوانی ۳دهه عمل کرد و مواضع اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان(دفتر تحیم وحدت) و فراز و فرودهای آن
۲-دوران یکه تازی و آغاز اولین انشعاب (68-1362)
سال 1362 شروع مرزبنديها در داخل نظام است كه ريشهاش به مرزبنديهاي سال 1361 در داخل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، كه به كل جامعه تسري پيدا كرده، برميگردد. دفتر تحكيم وحدت نيز از اين بحث بيتاثير نبوده و در اين ايام و به تدريج، به تبع از شرايط عمومي جامعه، مرزبنديهاي داخل آن، واضع و آشكار ميشود و دو جناح عمده و بارز كه از زمان انتخابات شوراي مركزي در سال 1361 در مقابل هم صفآرائي كرده بودند، به صورت واضح و آشكار مقابل هم قرار ميگيرند. تحكيم وحدت مدافع كليت نظام در داخل دانشگاهها بود و كل نظام را نمايندگي ميكرد، ولي از اين سالها به بعد بخشي از نظام كه موسوم به جناح چپ است، مورد حمايت دفتر تحكيم وحدت ميباشد. با شروع جناحبنديها در داخل نظام كه مبناي اقتصادي داشت، گفتمان و شعار تحكيم وحدت تبديل به گفتمان عدالت خواهانه مي شود. در اين مقطع نيز دفتر تحكيم وحدت از پشتوانههاي مادي و معنوي حاكميت استفاده ميكند و به عبارتي دردانه نظام در داخل دانشگاههاست، عليرغم اينكه منتقد بخشي از بدنه حاكميت در داخل نظام ميباشد، كه اين خود ناشي از نزديكي به دولت مهندسي مير حسين موسوي و حمايتهاي بيدريغ از آن ميباشد.
رييس كميسيون فرهنگي مجلس خطاب به كانديداهاي شكست خورده انتخابات گفت: در حوادثي كه پيش آمد 37 نفر كشته شدند كه البته مايه تاسف است و گفتني است كه از اين 37 نفر 20 نفر بسيجي بودند؛ اكنون جا دارد كه پس از 5 ماه از دوستان قبلي و قديمي خود سئوال كنيم كه حاصل كار خود را در اين مدت چگونه ارزيابي ميكنيد؟
محرومیت واقعیتی است تلخ در جامعه ی ما و اگر محرومان را بخش بزرگی از جامعه ندانیم، اقل کم باید این جماعت را بخش قابل توجهی از اجتماعمان به حساب آوریم. واقعیتی که علاوه بر آن که معلول سیاست های اقتصادی و کوتاهی برخی مسئولین متولی امر، ریشه در روابط اجتماعی و مهم تر از آن ریشه در رسانه های ما دارد.
رسانه های ما چشمان خود را بر این بسته اند که در میان ما و در اطراف ما، کسانی هم وجود دارند که هنوز از جنگیدن با گرسنگی و سرما و گرما، از شرمندگی، از بیماری و از آوارگی و ... رهایی نیافته اند که حتی فریادی به دادخواهی برآورند.
رسانه ها که وظیفه ی ذاتی آن ها رساندن فریاد محرومان است، نه تنها به این وظیفه ی خود عمل نکرده اند، بلکه در جهت خاموش نمودن آه برآمده از درد مستضعفان، نیز گام برداشته اند. رسانه ها، محرومان را خیلی پیش تر از آن که بمیرند، کشته اند و محرومیت و فقر، در فرهنگ واژگان رسانه ها، کلماتی نامفهوم هستند.
بازخوانی ۳ دهه عمل کرد و مواضع اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان(دفتر تحیم وحدت) و فراز و فرودهای آن
بهمن سال 57 فرا رسیده و انقلاب اسلامي به پيروزي ميرسد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي، جريانهاي مختلف هر كدام به نحوي شروع به برنامهريزي و تصميمگيري براي ادامه ی راه انقلاب اسلامي و اداره ی مملكت ميپردازند و در اين ميان، تشكلهاي دانشجويي نيز سعي در ايفاي نقش خود دارند. و مخصوصاً در دانشگاهها، فعاليتهاي خود را از سر گرفته و در ساير بخشهاي غيردانشگاهي نيز به كمك انقلاب شتافته و از اين به بعد ديگر ارتباط تشكلهاي دانشجويي با حاكميت در حالت تقابل قرار ندارد، بلكه جنبش دانشجويي نوعي تعلق خاطر به حاكميت دارد و سعي ميكند به هر نحو ممكن، در پيش برد برنامهها و تحقق اهداف آن بكوشد و به بازسازي ويرانههاي رژيم سابق بپردازد.
در اين سال ها جريان عمده ی دانشجويي كه پيرو خط امام (ره) بودند، در انجمنهاي اسلامي دانشجويان متمركز شده بود و اين انجمنها تبديل به مراكزي شده بودند، كه به اصطلاح "بچه مسلمانها"، فعاليتهاي خود را از طريق اين تشكل در دانشگاهها پيگيري ميكردند. ولي در سال هاي قبل از انقلاب علاوه بر دانشجويان مسلمان پيرو خط امام چند جريان عمده ی ديگر نيز بودند، كه اختلاف با اين دانشجويان داشتند و پس از پيروزي انتقلاب هم چنان در دانشگاهها باقي مانده بودند، كه البته نسبت به ساليان قبل صف بنديها روشنتر شده بود و ميشد دانشجويان را در دو دسته ی مقابل قرار داد: دانشجوياني كه طرفدار امام بودند و ساير دانشجويان.
«بروید تحکیم وحدت کنید»* این رهنمود حضرت امام خمینی (ره)، سرآغاز تشکیل دفتر تحکیم وحدت به عنوان مرکزیت هماهنگ کننده ی اتحادیه ی انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سرار کشور در سال 1358 گردید.
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام مظلومیت بسیج و غربت بسیجی
بسیجی ایستاده است...
چشم هایی سرشار از بصیرت، سینه ای مالامال از ولایت و بازوانی پر از همت.
در غوغای نا امان ناجوانمردی ها و در سودای ادعاها و خودخواهی ها و خودفروختگی ها.
ایستاده است در امتداد زلال ولایت. در سایه سار یک عشق. در جنبشی به سمت شهادت.
بگذار تا نامحرمان و رنگ شدگان، بر بی رنگی مان بخندند...
5 آذر 1358. خمینی کبیر(ره) و انقلابی دیگر، انقلابی به رنگ عشق. به ایستادگی ولایت و به سمت شهادت.
و خمینی کبیر(ره) فرمود:
اگر بر کشوری ندای دلنشین تفکر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهانخوارن از آن دور خواهد گردید. باید تمام بسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند.
وامام خامنه ای(مدظله العالی) فرمود:
امروز افتخارات گوناگون نتیجه حضور انسان های خدوم، توانا و بی نام و نشان در صحنه های گوناگون است که اگر این حقایق به درستی شناخته نشود، ظلم به بسیج است.
و بسیجی ایستاده است، استوار و جان بر کف.
بگذار تا توهم زدگان که اندیشه متعفنشان، دین سبز می زاید و کلامشان از خیانت سرشار می شود و وجود خس و خاشاکشان دست در تارهای عنکبوت دارد...
بگذار تا آنان که حتی وجود خود را هم دروغ می پندارند و برای یک میز، یک تاریخ را به حراج می گذارند...
بگذار تا آنان که در اوهام سبزشان، خیانت و ذلت را، انقلابی بودن می نامند...
بگذار تا آنان که بر اسب تکبر و غرور سوار شده اند و فقط گذشته خویش را چونان پتکی بر پیکر ملت می کوبند...
بگذار تا آنان که سر در آخور دشمن دارند...
در خوابهای پریشان خویش، من و تو را – ای بسیجی – جیره خوار و ... بنامند چرا که خس و خاشاک به بادی، فنا می شود.
ولی من و تو! ایستاده ایم و سینه عطشان خویش را با جرعه های زلال ولایت سیراب می سازیم و چشم دوخته ایم به سمت افق. افقی سرخ. به سمت شهادت.
5 آذر سالروز تشکیل بسیج مستضعفین بر بسیجیان همیشه بیدار عرصه فتنه ها و رنگها گرامی باد.
5 آذر، تبلور اخلاص ها و رشادتهایی است در کالبدی به نام بسیج متبلور شده است و بسیج تفکری ناب و جنبشی پویاست که دست نامحرمان به دامنه بلندای آن نخواهد رسید.
و ما بسیجیان اعلام می داریم که امروز هم مانند سالهای پرافتخار دفاع مقدس، مخلصانه در صف سربازی نائب امام عصر(عج) استوار و بیدار ایستاده ایم و در فتنه های روزگار، در صف مولایمان در مقابل لشکر کفر، جان بر کف آماده شهادتیم.
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
هفته گذشته دادگستري استان تهران در بيانيهاي از محكوميت 89 نفر
از عوامل اغتشاشات پس از انتخابات خبر داد. همچنين اخباري درباره برگزاري دادگاه و محكوميت برخي چهرههاي سياسي به گوش ميرسد كه اين افراد به حبسهاي نه چندان سنگين محكوم شدهاند.
دادگاه عوامل ميداني اغتشاشات نيز در حال برگزاري است و متهمين به اتهام اخلال در نظم و تخريب اموال عمومي محاكمه ميشوند و اتفاقاً اين افراد با مجازات سنگينتري نسبت به متهمين به اقدام عليه امنيت ملي و تبليغ عليه نظام محكوم شدهاند.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
در مقطع انتخابات و قبل از آن ضد انقلاب چه در خارج و چه در داخل رو در روی یک سوال بزرگ قرار گرفت که آیا با توجه به شرایط موجود کشور انتخابات را تحریم کنیم و یا در آن شرکت کنیم؟
از طرفی هر چهار کاندیدا رااز نظام میدانستند و از سوی دیگرموسوی و کروبی را مخالف سرسخت احمدی نزاد ومتمایل به غرب میدیدند و آن برمیگردد به هواداران داخلی موسوی در درون نظام ایران همچون خاتمی و دیگر گروههای اصلاح طلب.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاههای تبریز به مناسبت آغاز سومین دورسفرهای دکتر احمدی نژاد
بسم الله الرحمن الرحیم
28 آبان ماه 1388. صبح پاییزی سرد و بارانی. خیابانهایی سرد و استادیومی سبز که در انتظار می تپد...
و گامهایی استوار...
زنان و مردان آذربایجان!!!
آری شیر زنان و شیر مردانی که در سرمای پاییزی و زیر باران بی امان آمده بودند تا بار دیگر فریاد زنند که:
آذربایجان اویاخدی انقلابا دایاخدی
مردان و زنان سرفرازی که در آزمون سخت و انقلابی مبارزه با فتنه سبز اموی، سرفراز شده بودند این بار آمده بودند تا بیداری و ولایت پذیری خود را در کنار دولت عدالت طلب خویش به شادی بنشینند.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
محمود احمدينژاد ظهر امروز در دومين سفر از سومين دور از سفرهاي استاني هيئت دولت در ورزشگاه تختي تبريز در جمع هزاران نفر از مردم اين شهر در يك هواي سرد و باراني افزود: تجربه تاريخي نشان داده كه مردم آذربايجان و تبريز اگر از آسمان سنگ هم ببارد پاي انقلاب ايستادهاند.
وي با بيان اينكه افتخار ميكنم كه مرا فرزند آذربايجان ميخوانند، اظهار داشت: خداوند را شاكرم كه در يك چنين روز بزرگي كه سالروز ازدواج دو دردانه آفرينش يعني اميرمومنان (ع) و فاطمه زهرا (س) است به اين ديار سفر كردم و افتخار ديدار دوباره ملت غيور آذربايجان نصيبم شد.
وي اضافه كرد: آذربايجان سرزمين حماسه، ايمان و مهرباني، سرزمين هنر، ادب و مجاهدت است و سرانجام اينكه آذربايجان سرزمين فداكاري، غيرت و وطن دوستي است.

a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
متاسفانه سایت آینده نقش زیادی در ایجاد شایعه و اخبار غیرواقعی در فضای مجازی و رسانهای كشور دارد كه این شایعات بلافاصله به عنوان خبر موثق در روزنامهها و سایتهای مختلف منعكس میشود.

فواد صادقی البته در جریان حوادث بعد از انتخابات به علت نقش سایت آینده در تحریك اغتشاش گران، بازداشت شد كه بعد از دستگیری بلافاصله به همه اشتباهات خود اعتراف كرد و همه برگههای بازجویی را چشم بسته امضا كرد و با ابراز ندامت شدید از رفتار خود، تعهد داد كه در آینده آنها را جبران كند. وی پس از این تعهدات آزاد شد.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
سبزها اکنون در سراب چه می خواهند حیران اند و این را می شود از بیانیه های افسرده ی سرکردگانش هم به روشنی دریافت. سبزها بی هیچ نقشه ی راهی و بی هیچ افقی در برابر خویش، سرگردان اند و از گذر روزها، تنها مترصد فرصتی هستند که نخواستن های خود را ابراز کنند. آن ها در این عرصه ی حیرانی، اجتماع خود را از دست داده اند و تنها مشتی از جهال، هنوز در سراب اوهام خود گرفتار اند. سرابی که نه تنها نجات بخش آن ها نخواهد بود، بلکه آنان را به ورطه ی نابودی خواهد کشاند.
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m

به راستي هدايت كنوني جريان سبز با كيست؟ چه كسي يا چه افرادي اين جريان را مديريت كرده و خط دهي مي كنند؟ آيا رهبري اين جريان با ميرحسين موسوي است و ايشان سبزها را مديريت مي كند؟ آيا سيدمحمد خاتمي يا مهدي كروبي در مديريت اين گروه ايفاي نقش دارند؟ آيا به جاي افراد، احزاب و گروه هايي مانند سازمان مجاهدين و جبهه مشاركت يا ديگر گروه هاي دوم خردادي، رهبري سبزها را برعهده دارند؟
در شرايط كنوني، مديريت گروهي كه با رنگ سبز هر از چندي مانند روزهاي قدس و سيزده آبان، آن هم فقط در برخي از خيابان ها ظاهر شده و متفاوت از توده هاي ميليوني، رفتارهايي را به نمايش مي گذارد، نه در دستان موسوي و نه در دستان همفكران موسوي، بلكه در دست دشمنان خارجي قرار دارد. ترديدي در اين مسئله وجود ندارد كه اين حركت را ميرحسين موسوي و ستادهاي تبليغاتي و حاميان او آغاز كردند و موسوي، بارها و بارها در ميان انبوه هواداران سبزپوش خود ظاهر گرديد و از موج سبز سخن گفت و پس از انتخابات ...
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
سال 1388 هجری شمسی... نه! سال 36 هجری قمری است! در آستانهی جنگ جمل. عدهای از صحابه و یاران قدیمی که به قدرت نرسیدهاند، «پیراهن عثمان» را عَلَم کردهاند برای انتقامجویی. ابوموسی اشعری -فرماندار کوفه- نمیخواهد وارد جنگ بین «دو گروه از مسلمین» شود و میگوید «باید از آن کناره گرفت»! امیر مومنان -علیهالسلام- در نامهای به او، شرایط زمانه و مختصات فتنه را تبیین میکند:
...مَا هِيَ بِالْهُوَيْنَى اَلَّتِي تَرْجُو وَ لَكِنَّهَا اَلدَّاهِيَةُ اَلْكُبْرَى يُرْكَبُ جَمَلُهَا وَ يُذَلَّلُّ صَعْبُهَا وَ يُسَهَّلُ جَبَلُهَا فَاعْقِلْ عَقْلَكَ وَ اِمْلِكْ أَمْرَكَ وَ خُذْ نَصِيبَكَ وَ حَظَّكَ فَإِنْ كَرِهْتَ فَتَنَحَّ إِلَى غَيْرِ رَحْبٍ وَ لاَ فِي نَجَاةٍ.(نهج البلاغه / نامه 63)
...حوادث جاری کشور آنچنان آسان نیست که تو فکر میکنی، بلکه حادثهی بسیار بزرگی است که باید بر مرکبش سوار شد، و سختیهای آن را هموار کرد، و پیمودن راههای سخت و کوهستانی آن را آسان نمود، پس فکرت را بهکار گیر، و مالک کار خویش باش، و سهم و بهرهات را بردار، اگر همراهی با ما را خوش نداری کناره گیر، بیآنکه مورد ستایش قرارگیری یا رستگار شوی...
واقعیات حاکی از آن است که مبلغ دریافتی بازیکنان حاضر در لیگ، بین ۹ تا ۱۰ رقم است و این یعنی از چند صد میلیون تا میلیارد!!!. دریافتی کادر فنی و مربیان هم به یقین مبالغی بسیار فراتر از این ها است. و این ارقام توسط باشگاه های لیگ برتری، که اغلب -و یا شاید همه- آن ها وابسته به دولت بوده و از بودجه ی بیت المال ارتزاق می کنند، پرداخت می شود.
مسئولین با چه توجیهی و با کدام مجوز قانونی و شرعی، این هزینه های سرسام آور را بر ملت تحمیل می کنند و آن ها چه پاسخی در برابر محرومین جامعه خواهند داشت؟ آیا حق فوتبالیستی که دم به ساعت و به هر بهانه ای -از دیرکرد پرداخت حقوق گرفته تا عدم پرداخت پاداش اضافی- لب به اعتراض می گشاید، از کارتون خواب ها و بیغوله نشینان و آن ها که حتی نایی هم برای اعتراض ندارند، از بیت المال بیشتر است؟! محرومینی که سیاست گذاری های نادرست و مدیریت های ناثواب، موجب آن گشته تا شب ها سر گرسنه بر بالین بگذارند -البته اگر جایی برای خواب داشته باشند- و کودکان معصومی که از ابتدایی ترین حقوق محروم اند و مرگ برای آن ها گواراتر از این زندگی است.


ایران در حال تجربه ی انقلابی بزرگ است. سه دهه از انقلاب اسلامی می گذرد و ایران در آستانه ی انتقال انقلاب به نسل بعدی، در انتظار وقوع انقلاب به سر می برد. دورانی که در آن به سر می بریم، دوران گذار است. گذار از نفاق به دورانی نو.
گذشت سه دهه از عمر انقلاب اسلامی، معادلات و صف بندی خودی و غیرخودی سی سال پیش را بر هم زده و شناخت دوست و دشمن را قدری با مشکل مواجه ساخته است. اکنون، بیگانگانی در میان ما ردای دوست بر تن دارند و این نفاق، موجب غبارآلودگی فضا گشته است. انقلاب اسلامی، نیازمند انقلابی درونی است تا غبار فتنه را بنشاند.
مبارزه ی با استکبار، تنها زمانی پذیرفته است که برخاسته از عقلانیت و منطق توام با بصیرت باشد، و الا هر شعاری علیه بیگانگان، نه تنها در راستای استکبارستیزی قرار نمی گیرد، بلکه مانعی بر سر این مبارزه خواهد بود. مصداق بارز این مدعا، منافقین جدید -یا همان سبزها- هستند. آن ها که با ادعای دروغین خط امامی بودن، سعی در فریب افکار را دارند، با خط زدن شعارهای اصولی "مرگ بر امریکا" و "مرگ بر اسرائیل"، و سردادن شعارهای انحرافی "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین"، نه تنها با استکبار مبارزه نمی کنند، بلکه تنها در پی انجام اعمالی هستند که خاستگاهشان جبهه ی استکبار است و با دستور مستقیم مستکبرین، در پی مقابله با مبارزه ی ملت ایران با استکبار هستند.
پاسخ حضرت امام خمینی (ره) به این مدعیان دروغین پیروی از امام، پاسخی صریح و شفاف است:
«
ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا هستيم... هر يك از اينها را شناسايي كنيد و به دادگاه معرفي كنيد، ننشينيد كه باز جايي را آتش بزنند... خط اين بود كه اصلاً آمريكا منسي (فراموش) شود، يك دسته مرگ بر شوروي را مطرح كردند تا آمريكا منسي بشود.»گویشی در باب بیانیه ی اخیر موسوی
تلاش موسوی و جنبش به اصطلاح سبزش از کتمان دشمنی با امریکا و اسرائیل و امثالهم چه چیز می تواند باشد و بیان گر چیست؟ تنها دو فرض را می توان بر این انگیزه متصور شد. یا این ها به قدری از امریکا و اذانبش وحشت دارند که حتی عرضه ی بیان مخالفت با آن را هم ندارند و یا این که با امریکای جهان خوار و اسرائیل خون آشام طرح دوستی برانداخته اند. آیا گزاره ی سومی هم جز این دو وجود دارد؟
«آخرین نبرد ما به مثابه سپاه عدالت، نه با دموکراسی غرب که با اسلام امریکایی است و این اسلام از خود امریکا دیراتر است. اگر چه این نیز ولو هزار ماه باشد، به یک شب قدر فرو خواهد ریخت.» و ما ادرئک ما لیلة القدر؟!
به نظرم آمد قبل از امامزادگان عشق از امام عشق اميرالمومنين سخن بگوييم. براي حفظ عشق بايد حتما به معرفت شناسي عشق توجه كرد، به ريشههاي معرفتي عشق كه اگر آگاهي نباشد عشق هم نخواهد بود و بنابراين اگر بخواهيم پرچم عشق را سر دست نگه داريم بايد آگاهي را نيز سر دست نگه داريم كه يك راه مهم آن مطالعات اسلامي حساب شده و متراكم است. بدون كتاب خواندن و بدون زحمت كشيدن هيچ كس حافظ هيچ فرهنگي نميتواند باشد و با صرف احساسات، هم خطر افراط و تفريط است و هم انديشههاي صحيح نهادينه و ريشه دار نميشود.
با وزش يك طوفان، يك بحران و آمدن يك فتنه فرهنگي، يك شبه همه چيز زير و رو ميشود؛ شما خالصيد، صادقيد اما وقتي راه را از چاه نشناسيد بازي ميخوريد.
وقتی اصل بنیادینی چون "جمهوری اسلامی" از سوی مدعیان دروغین خط امام (ره) - آن هایی که خود را در
پس نقاب ادعای وفاداری به امام امت و اصول بنیادین جمهوری اسلامی پنهان کرده بودند- به چالش کشیده شد، صف آرایی جدیدی پس از آن شکل گرفت. سر دادن شعارهای "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران"، "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی"، خط کشیدن روی شعارهای "مرگ بر اسرائیل" و "مرگ بر امریکا" و جایگزینی شعارهای انحرافی به جای آن ها، و تلاش برای منحرف نمودن مبنای روز قدس از مبارزه با رژیم صهیونیستی به دفاع از غاصبان صهیونیست، پرده ی تزویر را از رخسار سبزها به سویی فکند و حجت را بر همه آشکار ساخت.
به عقیده ی نگارنده، از آن پس، صف آرایی های زمان فتنه به هم خورد و ترکیب نوینی شکل گرفت که این بار به جای "حق و جبهه ی مقابل حق"، صف آرایی "حق و باطل مطلق" بود.
|
|
انا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفورا |
|