کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی |
- در روز 30 خرداد سال 60، منافقين با سازماندهي همه نيروها و با تمام توان خود و با هر اسلحه اي كه در اختيار داشتند، اقدام به جنایت، درگيري مسلحانه و اغتشاش در خيابانهاي مصدق، طالقاني و ميدان وليعصر تهران كردند. كه مردم به مجرد اطلاع، دسته دسته خود را به محل رساندند و به مقابله پرداختند. در اين حادثه 25 نفر از مردم به دست جنايتكاران مجاهدين خلق، به قتل رسيدند و ده ها تن مجروح گشتند.
خياباني مردمدهه شصت همواره در تاريخ انقلاب اسلامي مقطعي حساس و چالش بر انگيز به شمار ميآيد. تحولات سياسي دروني و فشارهاي سياسي و نظامي (جنگ تحميلي) از عمدهترين شاخصهاي حساسيت اين دوره از حيات انقلاب اسلامي است و به همين جهت بيراهه نيست که اين مقطع را دهه بحران در جمهوري اسلامي توصيف کنيم. اين دهه اساسا شروع به کار رسمي گروهها و حضور آنها در فضاي سياسي کشور بود؛ چرا که تا پيش از آن، کشور در مراحل ساماندهي سياسي براي تشکيل دولت به سر ميبرد.
متن کامل را در "ادامه مطلب" بخوانید.
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
همه احزاب در ایران آزاد خواهند بود مگر آنکه مخالف با مصالح ملت باشد. در آن صورت از فعالیت آنها جلوگیری می شود. لیکن اظهار عقاید آزاد است. اقلیتهای مذهبی نیز همه محترم هستند و حقوق آنان در اسلام و جمهوری اسلامی محفوظ است. در مملکت ما آزادی اندیشه است. آزادی قلم هست. آزادی بیان هست. ولی آزادی توطئه و آزادی فسادکاری نیست. شما اگر توقع دارید که ما بگذاریم بر علیه ما توطئه کنند و مملکت ما را به هرج و مرج بکشند، به فساد بکشند و مقصودشان از آزادی این است، در هیچ جای دنیا همچو آزادی نیست. و اگر آزادی اندیشه است، آزادی بیان است، این آقای بنی صدر مطلعند و ما مطلعیم که ایشان دعوت می کردند همین کمونیستها را و همان اشخاصی را که غیر ما فکر می کردند دعوت می کنند که بیایید و صحبتهایتان را بکنید. و ما پنج ماه بیشتر بلکه بطور مطلق به اینها آزادی دادیم؛ یعنی آزاد بودند که هر چه می خواهند. حتی الانش هم هر کاری کردند. لکن اخیرا که ما مطلع شدیم که با الهام ار رژیم سابق و با الهام از اجانب و کسانی که می خواهند به تباهی بکشند، توطئه کردند. خرابکاری کردند. خرمنها را آتش زدند، صندوقهای آرا را آتش زدندو با تفنگ و اسلحه آن رفتار را کردند. قضایای اطراف کردستان را همانها پیش آوردندو سایر قضایا راهم آنها اگر ما سستی کنیم پیش می آورند.اگر آزادی، آزادی قلم و بیان و اندیشه است، آزادی هست و بوده است. این چیزی که جلویش گرفته شده است، این است که در ممالک دیگر آنجا که انقلاب شد و صد در صد ادعای آزادی می کردند. ما پنج ماه است و بیشتر است مهلت دادیم به آنها تا اینکه بر مردم ثابت شد، به دنیا ثابت شد به اینکه قضیه، قضیه آزادی بیان نیست. قضیه، قضیه آزادی توطئه است. این آزادی توطئه را، هیچ کس، هیچ جا به هیچ کس نمی تواند بدهد. (دوم مهرماه پنجاه و هشت
)...
و کشور ما بعد از اینکه انقلابش پیروز شد، یک نفر هم حتی بیگناه کشته نشد. آن اشخاصی که در محکمه بردند و ثابت شده است به اینکه اینها مفسد بوده اند و فساد ایجاد کرده اند و قتل عامها کرده اند، امر به قتل عامها کرده اند. آنها یک عده معدودی بودند که بعد از اینکه محکمه شدند به جزای خودشان رسیدند.بعد از انقلاب ما، یک آزادی داده شد. تمام مرزها باز و تمام فرودگاهها باز و تمام احزاب و تمام نویسندگان آزاد. در صورتیکه بعد ازانقلاب، شما می دانید که تمام اینها به روی دنیا بسته می شود. انقلاب ما غیر از انقلاب جاهای دیگر است. انقلاب وقتی متکی بر اسلام شد و ملت متعهد به اسلام بودند این انقلاب نمی تواند آنطور خسارت را داشته باشد. (بیست و هشتم ابان پنجاه و هشت)شما الان می بینید که بعضی احزابی که انحرافی هستند و ما آنها را جزء مسلمین هم حساب نمی کنیم، مع ذلک چون بنای قیام مسلحانه ندارند و فقط صحبتهای سیاسی دارند، هم آزادند و هم نشریه دارند بطور آزاد. پس بدانید که اینطور نیست که ما با احزاب دیگری، با گروههای دیگری، دشمنی داشته باشیم. ما البته میل داریم که همه گروهها و همه احزاب به اسلام برگردند و راه مستقیم اسلام را پیش بگیرند و همه مسلم بشوند. بر فرض اینکه نشدند، مادامی که آنها با ما جنگی ندارند و با کشور اسلامی جنگی ندارند و در مقابل اسلام قیام مسلحانه نکرده اند، بطور آزاد دارند عمل می کنند و بطور آزاد حرفهای خودشان را دارند می زنند. (بیست و یکم اردیبهشت شصت
) a u . t a b r i z @ y a h o o . c o mدر سالروز اعدام ۴شهید موتلفه،نگاهی گذرا به اعدام انقلابی حسنعلی منصور؛
فلسفه تشكيل هيئتهاي مؤتلفه اسلامي بنيان يك حكومت ديني با الهام از رهنمودهاي امام خميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي بود، امام خود در متحد كردن چند هيات مذهبي در تهران و مرتبط كردن آنها در متن مردم پايه ريزي كردند.
متن کامل را در "ادامه مطلب" بخوانید.
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
حضرت امام خامنه ای (مد ظله العالی):
بعضی ها می گویند که اگر دین حکومت پیدا کند، قداست خود را از دست می دهد! قداست یعنی چه؟ قداست یعنی کسی یک چیز بی خاصیت، یک نام، یا یک حیثیت اعتباری و بی حقیقت را به خود ببندد؟ این قداست خواهد شد؟! قداست حقیقی این است که حقیقتی در میان مردم، بر زندگی و بر روابط مردم، بر امور دنیا و آخرت مردم اثر خوب بگذارد و زندگی را اصلاح کند، این دین است. اگر دینی توانست این کار را بکند قداست متعلق به اوست. (۱۶/۱/۷۸)
حکومت اسلامی به معنای حکومت مسلمین نیست. به معنای حکومت اسلام است. اگر فقط حکومت مسلمین باشد حداکثرش این است که یک مسلمانی در رأس کار قرار می گیرد و رفتار شخصی او خوب خواهد بود و احیاناً نمی گذارد در ظواهر جامعه، فسق و فجوری انجام بشود؛ اما نظام کشور و اداره زندگی بر اساس اسلام نخواهد بود. آنجا، سلایق، فرهنگها، عادات و کج فهمیهای گوناگون تأثیر می گذارند. ولی چیزی که جامعه اسلامی را مصونیت می بخشد، حکومت اسلامی به معنای حاکمیت اسلام است و هنر بزرگ امام این بود که حاکمیت اسلام را مطرح کردند. (۵/۱۱/۷۸)
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
این مطلب به دلیل برخی نظرات رائه شده از سوی مخاطبان وبلاگ درج می شود.
«... شما آزادید که به هرچه بخواهید رأی بدهبد، لکن رفراندوم معنایش «آری» و «نه» است و لکن شما آزاد هستید. به همین نکته هم توجه کنید که «نه» معنایش رژیم سلطنتی نیست، «نه» معنایش این است که جمهوری اسلامی را نمی خواهید. بعد می شود که شما رژیم سلطنتی خواستید و «نه» گفتید، می شود که جمهوری مطلق خواستید و «نه» گفتید و می شود که جمهوری دموکراتیک خواستید و «نه» گفتید. «نه» معنایش رژیم سلطنتی نیست که از آن فرار کنید...» (۹/۱/۵۸) ۱
«... شما خیال نکنید که جمهوری اسلامی یک چیزی است که ما نمی فهمیم؛ اینها خودشان را به نفهمی می زنند، چرا نمی فهمید؟ جمهوریش را که می دانید، اگر نمی توانید، یاد بگیرید؛ اسلامی اش هم محتوای اسلام. با اسلام مخالفید؟ با احکام اسلام مخالفید؟ اسلام احکام دارد، در سیاست احکام دارد، در اجتماعات احکام دارد، در همه چیز احکام دارد. قانون اساسی نه، قانون اسلام، با جمهوری اش مخالف نیستید با اسلام اش مخالفید! اگر این طور است، باطن ذاتتان ایمان ندارد، اسلام ندارد، مسلمان نیستید...» ۲
«... اینها می خواهند یک جمهوری را در اینجا ایجاد کنند که اسلام نباشد، یا جمهوری دموکراتیک را که باز اسلام در کار نباشد. یا جمهوری دموکراتیک اسلامی، دموکراتیک را که باز یک رنگ غربی به آن بدهند. شما باید بیدار باشید و جز جمهوری اسلام به هیچ چیز رأی ندهید...» (۱۶/۱۲/۵۷) ۳
«...هر کسی که مسیرش، مسیر اسلام نباشد دشمن ماست؛ با هر اسم می خواهد باشد. هرکس جمهوری را بخواهد دشمن ماست؛ برای این که دشمن اسلام است. هرکس پهلوی جمهوری اسلامی، دموکراتیک بگذارد، این دشمن ماست؛ برای این که دین اسلام را نمی خواهد. ما اسلام را می خواهیم؛ ما این همه فداکاری کردیم، جوانهای ما این همه در مبارزات وارد شدند و زحمت کشیدند و رنج کشیدند و خون دادند، برای این بود که اسلام را می خواستند. آنی که این نهضت را پیش برد، آنی بود که می گفت من شهادت را فوز می دانم؛ شهادت را برای دموکراتیک فوز می داند؟! شهادت را برای مسیر چپ یا راست فوز می داند انسان؟! بچه های ما برای این که همان جمهوری که در شوروی هست، همان جمهوری که کمونیست ها می خواهند، ما فریاد بزنیم دنبالش؟! ما خون دادیم برای آن جمهوری؟! ما خون دادیم برای جمهوری غرب؟! ما برای اسلام خون دادیم، جوانهای ما برای اسلام خون دادند...» (۵۸/۳/۳) ۴
«...جمهوری اسلامی به این معنی است که قانون کشور را قوانین اسلامی تشکیل می دهد، ولی فرم حکومت اسلامی، جمهوری است؛ به این معنی که متکی بر آرای عمومی است...» (۲۴/۹/۵۷) ۵
«... آنچه اینجانب با آن رأی می دهم «جمهوری اسلامی» است و آنچه ملت شریف ایران در سرتاسر کشور با فریاد از آن پشتیبانی نموده است همین «جمهوری اسلامی» بوده است، نه یک کلمه زیاد، نه یک کلمه کم. من از ملت شریف انتظار دارم که به «جمهوری اسلامی» رأی دهند که تنها این مسیر انقلاب اسلامی است و کسانی که مخالف هستند آزاد و مختارند که اظهار مخالفت نمایند و علمای اعلام شهرستانها و قراء و قصبات و خود ملت مکلفند که نگذارند کسی سلب آزادی از کسی بکند و مراقبت کنند آزادانه هر کس رأی خود را بدهد...» (۹/۱۲/۵۷) ۶
اینها تنها اندکی از فرمایشات بنیانگذار جمهوری اسلامی در این باب است، ده ها فرموده دیگر نیز ایشان بیان کرده اند که در صورت نیاز آماده ارائه بیانات بیشتری از ایشان هستیم.
------------------------------------
پی نوشت ها:
۱. صحیفه نور، ج۵، ص ۲۲۱
۲. همان، ج۲۱، ص ۲۰۳، وصیت نامه الهی - سیاسی.
۳. همان، ج۵، ص ۱۷۱
۴. همان، ج۶، ص ۲۵۷
۵. همان، ج۲۲، ص ۱۵۳
۶.همان، ج۵ ص ۱۲۲
| a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m |
|
این نوشتار در صدد بررسی علل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و حتی بعد از فتح فاو به درخواست یکی از مخاطبان وبلاگ منتشر می شود. این سوال براي نخستين بار از سوي نهضت آزادي مطرح شد و ماهها پس از اتخاذ اين تصميم و اجراي عمليات هاي مختلف شامل رمضان ، محرم ، مسلم ابن عقيل و غيره بیان گردید. علت مطرح كردن اين سؤال هم ظاهراً طولاني شدن جنگ و ناكامي در برخي از عمليات ها بود.1 این در حالی است که در صورتي كه، با پيروزي عمليات رمضان پس از فتح خرمشهر ، جنگ به پايان مي رسيد ، شاید از علل ادامه جنگ سؤال نمي شد ؟2 اولاً جنگ ايران، در آن مرحله تهاجمي بود در حالي كه عراق به طور تدافعي مي جنگيد و به توان نظامي كمتري احتياج داشت. ثانياً كمك هاي بي دريغ كشورهاي شوروي و امريكا ، شرق وغرب به عراق سرازير مي شد و در زمانيكه ايران به دليل تحريم ابرقدرتها مجبور بود سلاحهاي متعارف را از بازار سياه و با مشكلات فراوان خريداري كند، عراق در قالب وامهاي دراز مدت و كمكهاي بلاعوض در يك دوره زماني كوتاه توانست تانكها و هلکوبترها و هواپيماهاي خود را دو برابر كند و برد موشكهاي خود را تا تهران افزايش دهد. ثالثاً عراقي ها به موازات پيشرفت هاي ايران در جنگ به آسيب پذيري خود پي برده لذا سلسله تلاش هايي را براي تضعيف بنيه اقتصادي ايران و حمله به شهرها آغاز كردند.5 حال بر می گردیم به علت ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر: بعد از فتح خرمشهر به 3 دليل با پايان جنگ موافقت نشد: 1- همچنان 5000كيلومتر مربع از خاك ايران در اشغال عراق بود و بعد از اعلام عقب نشيني هنوز 2500 كيلومتر از ارتفاعات حساس در دست عراق باقي مانده بود. 2- عدم الزام عراق به پرداخت غرامت به ايران: اولاً: مبالغ پرداختي به ميزاني نباشد كه ايران در مرحله بازسازي ، به موقعيتي جديد دست يابد و همچنان براثر خسارات وارده از جنگ ضعيف بماند. ثانيا ً: به بازسازي عراق كه قدرت متعادل كننده ي ايران بود توجه كردند. به همين دليل كشورهاي شوراي همكاري پیشنهاد تشکیل يك صندوق مشترك را داده كه تأمين هزینه های آن با كشورهاي مختلف مي بود و این سرمایه به تناسب ميان ايران و عراق تقسيم می شد... تشكيل اين صندوق قطعاً پيامدهايي داشت: « از جمله اين كه در هر مرحله و برابر هر پرداختي ايران بايد گزارش هزينه ها را ارائه مي كرد تا مجدداً پول دريافت كند و اين براي طرف پيروز در جنگ قابل قبول نبود.»6 همچنين اثر حقوقي تشكيل اين صندوق، مقصر دانستن هر دو كشور ايران و عراق در جنگ بود . مقصردانستن ايران در جنگي كه به ناحق به ملت مظلوم ايران تحميل شده بود با واقع مطابقت نداشت. و این خود می توانست دستمایه بهانه جویی ها و تخریبهای آینده رسانه ها و بوق های صهیونیستی بر ضد ایران عزیز باشد. همچنین آمار و ارقام ذکرشده (از طرف سازمان ملل) از 25 میلیارد تا 150 میلیارد دلار متغیر بود.7 در حالی که ایران صدها میلیارد دلار خسارت دیده بود.8 و جالب ترین نکته ای که پیرامون این پیشنهاد چرب و شیرین(جبران خسارت های جنگ) بود این که این مساله هیچ گاه حالت رسمی به خود نگرفته و فقط در سطح رسانه ها مطرح گردید تا دستمایه ای برای تبلیغات و ایجاد شکاف در میان ملت واحد ایران باشد. تا شاید بتوانند همان شگردی راکه قریب 45 سال قبل برای محار قدرت اعراب در جنگ با اسرائیل پیاده کردند را بار دیگر اجرا کرده و بدین ترتیب فرصتی برای تقویت مجدد عراق بدست آورند. 3- مهمتر از همه متجاوز ندانستن عراق به عنوان شروع كننده ي جنگ، از طرف سازمان ملل بود : « قدرت هاي بزرگ در تعيين متجاوز حساسيت داشتند زيرا انجام اين مهم به معناي اعلام پيروزي سياسي ايران برعراق بود و تزلزل در عراق و احتمالاً فروپاشي رژيم بعثي را موجب مي شد. علاوه بر آن قدرت هاي بزرگ در تجاوز عراق سهيم بودند و اعلام متجاوز بودن عراق به منزله ي پذيرش سياست تجاوز آميز اين كشورها عليه جمهوري اسلامي ايران بود. لذا از پذيرش آن اجتناب مي كردند.»9 همچنين بعد از فتح خرمشهر ايران در موضع قدرت بود و شروط فوق الذكر به قدرتمندي او مي افزود به همين دليل كشورهاي جهانخوار اين شروط را نمي پذيرفتند لذا به وسيله ي سازمان ملل كه ابزاري در دست آنان بود خواست هاي ايران را رد مي كردند. بنابراين در شرايطي كه هيچ كدام از شروط مذكور را سازمان ملل نمي پذيرفت؛ قبول آتش بس امري غيرعاقلانه و به معناي فرار مقطعي از جنگ بود. درست همان چيزي كه موجب سؤالات و انتقادات بيشتري مي گشت. آقاي هاشمي با توجه به سخنان منتقدان جنگ مي گويد: « آن هايي كه آن موقع در مقابل اين شايعات و احتمال صلح عكس العمل مخالف نشان دادند، كساني هستند كه الآن مدعي مخالفت با ادامه ي جنگ هستند ...»10 علاوه بر بحث های فوق، « هیئت های صلح به جای توجه به تعیین عامل تجاوز و پرداخت غرامت و ضرورت عقب نشینی از مرزهای اشغالی ، بر اجرای بدون پیش شرط آتش بس تأکید می کردند! تجربه جنگ اعراب با اسرائیل و تبعات مخاطره آمیز پذیرش آتش بس، جمهوری اسلامی را وادار کرد که همچنان بر خواسته و شرایط خود تأکید کند.»11 با وجود تجربه تأسف بار جنگ اعراب و اسرائیل احتمال تجدید قوا و حمله مجدد عراق به ایران پس از آتش بس محتمل بود.کمااینکه بعد از پذیرش قطعنامه 598 در سال 67 هم، عراق تلاش نظامی نسبتاً گسترده ای برای اشغال مجدد اهواز و خرمشهر آغاز کرد که با شکست مواجه شد.پس همان طور که گفتیم قبول آتش بس مصلحت نبود علی الخصوص در آن شرایط که 2500 کیلومترمربع از ارتفاعات حساس و موانع طبیعی ایران در اشغال عراقی ها بود و امکان ساخت استحکامات مصنوعی نیز به دلیل فقدان وقت و سرمایه وجود نداشت ، این عوامل شکست ایران را در جنگ احتمالی تشدید می نمود. فرمانده وقت سپاه در سخنانی می گوید: « اینکه گفته می شود بعد از آزادی خرمشهر چرا صلح نکردید، باید بگویم که هیچ پیشنهاد صلحی تا چهار سال بعد از آزادی خرمشهر به ایران نشد و فقط چند طرح آتش بس ارائه شد که اگر قبول می کردیم جنگ پنجاه سال به درازا می کشید.» 13 آقای رجائی خراسانی، نماینده وقت ایران در سازمان ملل می گوید: « در مذاکراتی که داشتیم به ما می گفتند در قدم اول و قبل از هر گونه بحث و مذاکره ای باید آتش بس برقرار شود.» 12 بنابراین کاملا مشخص بود که پیشنهادات مطرح شده از طرف هم پیمانان عراق تنها برای توقف مقطعی جنگ، جهت برنامه ریزی های بعدی آنان بوده است. امام خمینی (ره) فرمودند: «ما اگر مجرم را امروز رهایش کنیم ، امروزی که ما قدرت داریم ...این معنای آتش بس نیست ، این معنای صلح نیست . » 14ضمن اینکه منطق حکم می کند ، دشمن عقب رانده شده را باید به نحوی مجازات کرد که برای سال های سال خیال تهاجم را از سر بیرون کند. 15 بنابراین، استراتژی جمهوری اسلامی ایران پس از فتح خرمشهر، کسب یک پیروزی نظامی جهت متقاعد کردن حامیان جهانی و منطقه ای عراق برای پایان بخشیدن به جنگ ، با در نظر گرفتن خواسته ها و پیش شرط های ایران بود.16 وبا فتوای امام (ره) که فرمودند: «ادامه ی جنگ تجاوز نیست » جنگ وارد مرحله ی دیگری شد. برای ادامه ی جنگ شرق بصره انتخاب می شود. نیروهای نظامی معتقد بودند با توجه به نبود مواضع و استحکامات طبیعی در خط مرزی امکان دفاع در برابر تهاجمات عراق نخواهد بود. خوزستان نیز همواره از منطقه ی شرق بصره مورد تهدید و تجاوز قرار می گرفت لذا باید با تصرف این منطقه موقعیت ایران را تحکیم می نمودیم. سرانجام با توافق مسؤولین سیاسی و نظامی کشور ، عملیات رمضان طراحی و به اجرا درآمد که منجر به تداوم جنگ و ورود به خاک عراق در منطقه ی شرق بصره شد.17 ولی متأسفانه عملیات رمضان بهدليل وجود استحكامات فراوان در اين منطقه به اهداف خود نرسيد. در همين اثنا، عراق با انديشه يك جنگ طولاني مدت، اقدامات گسترده اي را براي بازسازي ارتش خود آغاز كرد و كمكهاي مالي و تسليحاتي آمريكا و شوروي به سوي عراق سرازيرشد. آمريکا براي تشديد فشار بر ايران طرح تقويت اقتصادي عراق و ايجاد محدوديت در منابع ارزي ايران را در پيش گرفت بدین ترتیب هواپيماهاي عراقي در ارديبهشت 63 ضمن حمله به خارك، نفتكش هاي ايران را مورد هدف قرار دادند. و ايران نيز براي مقابله به مثل، كشتي هاي كويتي را كه غالباً نفت عراق را حمل مي كردند مورد حمله قرار داد. تابستان 64 جنگ در خليج فارس گسترش يافت، در همين ايام ايران كوشيد با برقراري روابط ديپلماتيك با دول مختلف ديدگاه ايران را در مورد شرايط پايان دادن به جنگ تبيين كند که در اين زمينه نتايج قابل توجهي هم به دست آمد. در سال پنجم جنگ حضرت امام خميني (ره) فرمان تشكيل نيروهاي سه گانه سپاه (هوايي، دريايي و زميني) را صادر فرمودند و عملاً انتظار خود را از سپاه براي حل معضلات جنگ نشان دادند. با تأكيد حضرت امام خميني(ره) مبني بر ادامه مقتدرانه جنگ، منطقه فاو از سوي سپاه پاسداران انتخاب شد. سرانجام عمليات والفجر 8 در 20 بهمن 64 آغاز شده و طي يك عمليات آبي ـ خاكي عظيم و عبور حيرت آور غواصان و ساير نيروها از اروندرود در حالي كه عراق كاملاً غافلگير شده بود، منطقه فاو عراق تصرف و نتایج حاصله از آن شرایط را به سود ایران تثبیت کرد. در شرايطي كه برتري نظامي ايران مشهود بود، تلاش در جهت تصويب قطعنامه 598 و افزايش فشار به ايران بيانگر اين بود كه قدرتهاي جهاني به هيچ وجه حاضر به دادن امتياز به ايران نيستند و براي خاتمه دادن به جنگ با روش تضعيف ايران متحد شده اند. بنابراین امکان قبول قطعنامه در این دوران هم وجود نداشت. عراق پس از نااميدي از باز پس گيري فاو، حملاتي را در جبهه هاي ديگر آغاز كرد و نشان داد چنانچه عملياتهاي ايران به تأخير بيافتد، مي تواند ابتكار عمل جنگ را به دست گرفته و عرصه را بر ايران تنگ نمايد. حضرت امام با دركي كه از نتايج فتح فاو و تشديد فشار به ايران داشتند سال 65 را «سال استقامت» ناميدند. سال ششم جنگ سلسله عملياتهاي كربلاي 1 و 2 و 3 در حالي به پايان رسيد كه دغدغه عمده، حفظ موقعيت برتر فعلي تا تأمين خواسته هاي بر حق ايران بود. در نهایت كمتر از 2هفته پس از كربلاي4، عمليات كربلاي5 در منطقة عمومي شلمچه آغاز شد. نبرد سنگين طرفين به استقرار نيروهاي ايراني در شرق نهر جاسم انجاميد. در جريان اين عمليات بزرگ و دشوار، خسارات عمدهاي به ارتش عراق وارد شد. قبل از این، عراق و حامیانش به هر نحو از پذیرش برتری ایران و ارائه ی امتیاز به او خود داری می کردند و همین سیاست تا اندازه ای در طولانی شدن جنگ مؤثر بود در حالی که امتیاز دادن به ایران و متقاعد ساختن این کشور می توانست برای پایان بخشیدن به جنگ کمک نماید چنانکه تصویب قطعنامه 598 واکنش مثبت ایران را به دنبال داشت . ایران قطعنامه را رسماً نپذیرفت ولی رد نکرد و عملاً همکاری با دبیر کل سازمان ملل را آغاز کرد تا علاوه بر چانه زنی برای جابه جایی بند های قطعنامه ، اجرا شدن آن را ممکن سازد. حاصل این همکاری این بود که به محض آن که ایران قطنامه 598 را پذیرفت امکان اجرای آن فراهم شد و تنها، تردید عراق در پذیرش قطعنامه و حمله مجدد به ایران اجرای آن را به تأخیر انداخت.19 نهايتا قطعنامه 598 سازمان ملل تصويب و بر اساس آن عراق به عنوان متجاوز شمرده شد ، عقب نشينی هر دو کشور به مرزهای پيشین خود ( قبل از جنگ ) که نتيجه ی آن آزاد سازی کليه مناطق اشغالی ايران و در نهايت لزوم پرداخت خسارت از طرف عراق به دولت ايران به تصویب سازمان ملل رسید. تنها سه روز پس از پذيرش قطعنامه در 31/4/67 عراقيها تهاجم خود را در منطقة جنوب آغاز كردند و در 30 كيلومتري شمال خرمشهر مستقر شدند.وضعيت بسيار حساسي بود و خرمشهر در آستانة سقوط قرارمی گیرد. لیکن با رشادتهای شیر مردان ایرانی بار دیگر شکست خورده و عقب نشینی می کنند. اين اقدام عراق تأثير فوقالعادهاي بر جاي گذارد و اين پرسش كه چرا پس از فتح خرمشهر جنگ ادامه يافت را عملاً پاسخ گفت. ارتش متجاوز بعثي پس از هشت سال جنگ طاقت فرسا هنوز انديشة تصرف خوزستان را در سر داشت و سادهانگاريست اگر گمان كنيم سال 61 حاضر بود به جنگ پايان دهد.آتشبس هم كه از سوي متحدان عراق پيشنهاد شد(و هيچگاه حالت تقاضاي رسمي پيدا نكرد) تنها براي بازسازي و حملة مجدد ارزيابي شد. حال پس از بررسی مجموعه علل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر لازم است که با رویکری جدید به جنگ و دلایل طولانی شدن آن بپردازیم رویکردی که واقعیت های تلخی از ستم سترگی که از جانب روشنفکران لیبرالی که امروز با هدف تخریب و لگدمال کردن روحیه شهادات طلبی و انتفام گیری ازمردمی که بیش از 30 سال است که به آنها پشت کرده اند انجام می پذیرد. بسیار جالب است که همان افرادی که امروز ملت ایران را به دلیل دفاع از خود تخطئه می کنند، در مقابل تهاجمات گسترده و وحشیانه آمریکا به دیگر کشورها، سکوت اختیار کرده و بعضاً آن را حق مسلم آمریکا برای دفاع از خود دانسته و در روزنامه هایشان به تبیین و توجیه آن می پردازند.20 بله واقعیت این است که همانطور که اسلام مسلمانان را از جنگ بر حذر داشته و اساساً ابزار پیشرفت و گسترش خود را نه از طریق جنگ وخشونت ، بلکه منطق واستدلال معرفی می کند، جمهوری اسلامی نیز تا سر حد ممکن از بروز جنگ خود داری کرده است، لیکن واقعیت آن است که دفاع، جزء حقوق اولیه هرشخص و کشوری است که مورد تهاجم قرار گرفته است. وآیا واقعاً نمی شد جنگ را سریعتر فیصله داد، تا هم ازخسارتهای جانی و مالی آن می کاهید و هم آنکه فرصت بیشتری برای سازندگی کشور بوجود می آمد؟ این سوالی است که در دوران قدرت اصلاح طلبان به طور گسترده مطرح و با نگاهی یک جانبه به آن پرداخته شده است. در پاسخ به این سوال آنچه روشنفکران در این چند ساله به تبیین آن پرداختند تحت عنوان تئوری <6+2> مطرح گردیده است که منظور از آن 2 سال قبل از فتح خرمشهر و 6 سال پس از آن می باشد، که همانطور که در توضیح داده شد، این گروه، 2 سال ابتدای جنگ را منطقی دانسته و معتقدند که 6 سال پس از آن جزء تصمیمات اشتباه کشور بوده است. در فوق دلایل این تئوری به طور مبسوط مورد نقد قرار گرفته و نشان داده شد که پیشنهاد آتش بس، درخواست شده فریبی بیش نبود. حال از منظری دیگر به این سوال می پردازیم: تئوری <7+1> از سوی دردمندان انقلاب در مقابل تئوری <6+2> بیان گردید.تئوری که روشنفکران طرفدار آزادی بیان، اجازه نشر آن را در روزنامه های خود نداده و با نگاهی یکجانبه به سمت بایکوت آن گام برداشتند. در این تئوری علت طولانی شدن جنگ نه به دلیل اشتباهات فرماندهان، که به دلیل خیانتهایی که در طول 8 سال جنگ و به خصوص در سال اول رخ داد بیان می شود. حمله عراق دقیقاً هم زمان بود با وجود روشنفکری لیبرال- دموکرات(بنی صدر) در رأس قوه مجریه و تصدی فرماندهی کل قوا.مأموریت این شخصیت به شکست رسانیدن انقلاب ایران بود، وی تمام نیروی خود را برای این هدف متمرکز کرده، در سطح داخلی با ایجاد تفرقه و سخنرانی های تنش زا نیروهای کشور را به تحلیل می کشاند و در سطح خارجی با دادن چراغ سبز به ارتش بعثی راه را برای حمله گسترده و وحشیانه به ایران باز کرد. از چند ماه قبل از جنگ ادبیات رهبران عراق و فرماندهان نظامی آن، نشان از یک فکر طمع جویانه را می رساند، تحریکات ارتش عراق زیادتر شده بود، ابزار آلات جنگی در اطراف مرزها استقرار داده شده و عملیات شناسایی منطقه توسط ارتش بعث کلید خورده بود، در مقابل همه این گزارشات که بر روی میز رئیس جمهور قرار می گرفت، فقط یک پوزخند خائنانه نصیب مبارزان شده و علاوه بر آن سپاه پاسداران نیز متهم به ایجاد رعب و ترس بیهوده به منظور جمع آوری سلاح برای درگیری و خشونت در داخل کشور می شد. در هنگامه ای که ناموس مردم در تاراج دشمنان یاغی بود، هرگونه تحویل تجهیزات و ادوات جنگی را به جوانان مبارز جنوب ممنوع کرده و مدام با شعار احمقانه :« زمین می دهیم وزمان می گیریم» سعی در فریب افکار عمومی داشته و تمام نیروی خود را صرف تخریب رقبای داخلی می کرد. ---------------------------- پي نوشتها: 1درودیان ، محمد ، پرسش های اساسی جنگ ، ص 205 2 همان ، ص 205 3 اکبر گنجی ، روزنامه ی صبح امروز ، 28/10/78. به نقل از «پرسش های اسای جنگ» ، محمد درودیان 4 درودیان ، محمد ، پرسش های اساسی جنگ ، ص 213 5 سیری در جنگ ایران و عراق ، ج 2 از خرمشهر تافاو ، مرکز مطالعات وتحقیقات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 6 درودیان ، محمد ، پرسش های اساسی جنگ ، ص 209 7 همان ، ص 208 8 همان ، ص 207 9 همان ، ص 208-209 10 مسعود سفیری،حقیقت ها و مصلحت ها ، نشریه ی نی ، 1378 ، صص 89-90. به نقل از «پرسش های اسای جنگ»، محمد درودیان 11 درودیان ، محمد ، پرسش های اساسی جنگ ، ص 207 12 سعید رجایی خراسانی ،مصاحبه ی اختصاصی بامحمد درودیان ، 1367. به نقل از «پرسش عای اساسی جنگ»، محمد درودیان 13 محسن رضایی ، سخنرانی در مسجدی در شهر ری ، روزنامه ی در عصرآزادگان ، شماره ی 93 ، 10/11/1379 ،ص 9. به نقل از «پرسش های اساسی جنگ»، محمد درودیان 14 صحیفه نور ، ج 16 ،ص 192 15 کالین گروی ، سلاح جنگ افروز نیست ، ترجمه احمد علیخانی ، دوره ی عالی جنگ سپاه ، 1378 ، ص10. به نقل از «پرسش های اساسی جنگ»، محمد درودیان 16 سیری درجنگ ایران و عراق ، ج2، ازخرمشهر تا فاو ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران 17 همان ، ص 4 18 درودیان ، محمد ، پرسش های اساسی جنگ ، ص 214 19 همان ، ص 215 20 مقاله «حق آمریکا درحمله به عراق»، مرتضی مردیها،استاد دانشگاه علامه طباطبایی فقط ذکر خیانت هایی که در این مدت انجام شده خود مثنوی هفتاد من کاغذ است و در این مجمل نمی گنجد. لیکن پرده برداری از راز چگونگی رخ داد تصرف خوزستان و طولانی شدن جنگی (که چنانچه نبود، خیانت مزدورانی که بر اریکه کشور تسلط یافته بودند، به طور قطع ارتش بعثی نمی توانست حتی یک قدم هم در خاک ایران نفوذکند و پروسه این جنگ خانمان سوز در همان اوان جنگ به پایان می رسید)، لازم به نظر می رسد. لیکن چه می توان کرد که با خیانتی که در این زمان یک ساله اول جنگ توسط بنی صدر رخ داد و با سکوت و حمایتی که همین روشنفکران حامی تئوری <6+2> در آن زمان از وی داشتند، هزاران کیلومتر از اراضی این مرز و بوم و بسیاری از نقاط استراتژیک به آسانی به تصرف عراق درآمد. مناطقی که هرچند حفظ آنها (به دلیل ماهیت دفاعی جنگ) بسیار آسان بود، لیکن باز پس گیری آنها و اثبات برتری نظامی ایران 8 سال به طول انجامید. جالب توجه است که هرچند پس ازخیانت های بنی صدر دست وی از فرماندهی ارتش کوتاه شد، لیکن حتی تا سال آخر جنگ نیز برخی از عوامل نفوذی وی با افشای اطلاعات و نقشه های جنگی، ضربه های مهلکی بر پیکره نیروهای ایران وارد کردند. |
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
در آستانه نیمه خرداد،نیمه ماه فرج، وبه بهانه نوزدهمین عروج ملکوتی خمینی کبیر(ره)
بسياري از آرمان هاي امام خميني(ره) در قالب وصيتنامه ايشان متجلي شده است، متاسفانه كساني كه بايد بيشتر به وصيتنامه امام(ره) توجه و دقت كنند، مدعي خط امامي بودن هستند كه مراقبت لازم را از خط امام(ره) نكردند.
«البته عده زيادي هم درصدد اجراي آن بودند و مقام معظم رهبري پس از امام تداوم بخش تفكر و خط ايشان بوده اند» در برخي دوران هاي معاصر، در اثر قصور و غفلت، شاهد بوديم جريان هايي كه تفكر سكولاريستي داشتند در برخي عرصه هاي قدرت مثل قوه مجريه و قوه مقننه دخالت كردند؛ اين امر نشان مي دهد كساني كه ميراث امام را پاسداري مي كنند بايد دقت بيشتري داشته باشند.
اسلام يك دين ماندني است و ما در مسير جهاني شدن نظام ديني و اسلامي هستيم؛ لذا همه كساني كه دل در گرو خط و راه امام دارند بايد به شدت مراقبت و دقت كنند تا كوچك ترين خدشه اي به اصول و مباني نظام وارد نشود. قواي سه گانه هم بايد در راستاي تحقق آرمان ها و ايده هاي امام(ره) بر محور ولي فقيه تلاش كنند تا ارزش هايي كه در نظام ديني مورد توجه قرار گرفته، محقق شود.
حضرت امام خميني رهبر انقلابي است كه آن انقلاب ماهيت اسلامي و ديني دارد، در واقع حضرت امام محور احياي تفكر ديني و مباني ديني در جامعه بودند؛ بنابراين آن چه امام ارايه كردند شاخصه ها، مباني و اصولي دارد كه برگرفته از اسلام ناب است و اين يعني همان خط و سير امام خميني(ره).
تفكر امام يك تفكر علوي و نبوي بود و شاخص ها و معيارهاي رهبران ديني در عصر غيبت كه از آن ها به عنوان ولي فقيه ياد مي شود، در دوره ما در امام(ره) تجلي پيدا كرد. لذا خط امام نماد اصول و مباني ديني است و سيره و سنت امام در چارچوب مباني ديني جاي مي گيرد. برهمين اساس هر گروه، فكر و جرياني كه مدعي خط امام است بايد شاخص ها را در نگرش و رفتار خود رعايت كند.
با توجه به این نظریه كه «بعداز شكل گيري هر انقلاب خطوط قدري تجزيه مي شوند» باید گفت: قبل از وقوع انقلاب همه گروه ها فعاليت خود را براي تحقق انقلاب انجام مي دهند، اما پس از آن عده اي از مسير رهبري اصلي فاصله مي گيرند، به همين دليل معيارها را بايد با رهبري نظام سنجيد.
پس از فوت امام خميني(ره) دسته بندي هاي زيادي انجام شد؛ عده زيادي مدعي خط امام بودند اما هر ادعايي قابل قبول نيست، مگر اين كه در عملكرد، رفتار و نگرش بتوانند آن شاخصه ها را بروز و ظهور دهند.
اين حقيقت تلخ در كشور ما اتفاق افتاده كه برخي خودي ها وارد قلمرو غيرخودي شدند و يا غيرخودي ها وارد قلمرو خودي شده اند. به نظر مي رسد براي تفكيك جريان هاي فكري و تشكل هاي سياسي هم بايد شاخص هاي خط امام به درستي تبيين شود و هم مرزبندي ها مشخص شوند تا مدعيان راستين خط امام از مدعيان دروغين مشخص شوند و مردم با وضوح بيشتري بتوانند اين سيره را بشناسند.
يكي از اين شاخصه ها«اعتقاد به جامعيت دين» است؛ امام معتقد بود دين اسلام دين جامعي است كه پاسخگوي بشر امروز است و همه عرصه هاي زندگي بشر را دربرمي گيرد. به همين دليل در رفراندوم نظام نام «جمهوري اسلامي» از سوي ايشان عنوان شد. اين ها درحالي است كه بسياري از مدعيان خط امام معتقدند دين نبايد به حوزه اجتماعي وارد شود و در سياست دخالت كند.
«مشروعيت الهي و رهبري» از ديگر شاخصه هاي خط امام(ره)است؛ در نگرش امام مشروعيت ولي فقيه از ذات باريتعالي است و اين موضوع كاملا از ديدگاه ايشان درك مي شود. ولي فقيه براساس اوصافي كه بيان شده، توسط خبرگان -كه آن هم از مردم راي مي گيرد- انتخاب مي شود و نقش مردم فعليت بخشيدن به حاكميت است.
«مشروعيت الهي قوانين و مقررات» از ديگر ويژگي هاي خط امام است؛ در تفكر امام(ره) خدا قانونگذار است و كليه مقررات كشور بايد منشا الهي داشته باشد. در دوران غيبت هم نمايندگان مجلس قانون وضع مي كنند اما وظيفه تطبيق آن با شرع توسط شوراي نگهبان انجام مي شود.
«ولايت فقيه» هم يكي از شاخصه هاي اصلي در انديشه و تفكر حضرت امام است. كساني كه ولايت فقيه را قبول ندارند يا منشا مشروعيت ولايت فقيه را الهي نمي دانند، مدعيان دروغين خط امام هستند.
«دين، مردم و رهبري» سه عنصر اصلي در جمهوري اسلامي است. جمهوري اسلامي تركيبي تفكيك ناپذير و ملازم است كه در تعارض نيست. خداوند، انبيا، كتب آسماني، رهبران ديني و قانون را براي مردم فرستاده تا با عمل به قانون جامعه اسلامي و الهي را شكل دهند. در حقيقت مردم شكل دهنده نظامي هستند كه در راس آن ولي الهي و قانون ديني وجود دارد. اگر چنين جامعه اي محقق شد مردم رهبري الهي را احيا كرده اند.
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
به بهانه ايام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) و غصب حکومت امیرالمومنین علی (ع).
«مقبولیت» یا «مشروعیت» کدامیک لازمه حکومت است؟ این بحثی است که هنوز در محافل ما وجود دارد. بحثی که تصور می شود پس از طرح مسئله دموکراسی و شکل گیری حکومت های دموکراتیک در جهان مطرح شده است. اما این بحثی است که پیشینه تاریخی دارد و حداقل 1400 سال قبل بزرگترین مورد اختلاف جامعه اسلامی بوده است.
در اینکه چه کسی حق حکومت بر مردم را دارد، دو تفکر وجود دارد:
1) تفکر اول می گوید: تنها شخصی این حق را داراست که مورد قبول اکثریت باشد و مشروعیت حکومت ها به قدر مقبولیت آنهاست و مشروعیت چیزی جز مقبولیت نیست و این اندیشه، شاکله اصلی دموکراسی است.
2) تفکر دوم می گوید: تنها شخصی دارای حق حکومت است که از سوی خالق عالم، نصب شده باشد، حتی اگر مورد قبول مردم نباشد. و مشروعیت و مقبولیت دو مفهوم کاملا جدا از هم هستند.
در اینجا بحث دیگری پیش می آید و آن اینکه آیا با دارا بودن یکی از دو شرط بالا می توان حکومت تشکیل داد؟ اگر تنها مقبولیت را در نظر بگیریم، این حکومت، حکومت جور است. همانند حکومت غصبی سه خلیفه قبل از علی (ع) که پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) مردم به بیعت با آنان پرداختند. اما حکومت حق علی بود نه آنها.
و اگر تنها مشروعیت را در نظر بگیریم باز همان ماجراست. حکومت از آن علی (ع) بود اما بدون پشتوانه مردمی یا همان مقبولیت، علی (ع) نتوانست تشکیل حکومت دهد. اما بعد از مرگ سومین خلیفه که مقبولیت از سوی مردم نیز به مشروعیت علی (ع) علاوه گردید، علی (ع) بر مسند حکومت نشست.
این بحث بنیادی ترین تفکر مذاهب اسلامی و بزرگ ترین و اصلی ترین اختلاف شیعه و سنی است. اهل سنت حکومت خلفای قبل از علی (ع) را مشروع می دانند زیرا تنها مقبولیت را برای حکومت کافی می دانند، اما تشیع حکومت را بعد از پیامبر (ص) حق علی (ع) می داند، هر چند که به خاطر عدم مقبولیت تشکیل نیافته باشد.
حرفآخر اینکه از نظر تفکر شیعی، مشروعیت حکومت هیچ ربطی به مقبولیت ندارد، گر چه مقبولیت از عوامل امکان تشکیل حکومت است اما مقبولیت یا عدم مقبولیت حکومتی، بر مشروعیت یا عدم مشروعیت آن کوچکترین تأثیری ندارد و حکومت های تشکیل شده بر اساس فقط مقبولیت، حکومت جور است.
«اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم ...»
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m

دانشگاه آزاد اسلامی ...
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
در اين نوشته ميخواهيم وضعيت جنبش دانشجويي دانشگاه آزاد اسلامي تبريز را به صورت بسيار مختصر بررسي كنيم. به دليل اينكه حرف و حديثي پيش نيايد، تشكلها به ترتيب حروف الفبا بررسي ميشوند.
1)آرمان دانشجو: تشكلي است كه به صورت غير رسمي از سوي دكتر جاسبي حمايت ميشود. اين تشكل تا دو سال پيش همسو با جنبش دانشجويي ايران بود. اما از اوایل سال 85 موضع خود را نوسازی كرده و به قوميتگرايي گرويده است. اين تشكل در حال حاضر فقط مطالبات قومي و تشكيلاتي دارد و همه خواستهاي آن حول اين محور است. آرمان در پی انتشار نشریه شیخ محمد خیابانی و مطالب درج شده در آن چند ماه تعلیق خورد، که از ابتدای ترم گذشته مدت تعلیق آن به پایان رسید.
اين تشكل خواستگاه قوميت گرايان در دانشگاه بوده و از خارج دانشگاه هدايت ميشود. آرمان يد طولايي در ايجاد تحصن و صدور بيانيه دارد. آرمان دانشجو تنها نام آرمان را يدك ميكشد و حداقل از دو سال پيش هيچ گونه مطالبه دانشجويي نداشته است. دبیر سابق این تشکل به دلیل حمایت های دکتر جاسبی با وجود مشروطیتهای متداول و بیش از حد از دانشگاه اخراج نگردید.
2) انجمن اسلامي دانشجويان: اين تشكل همسوترين تشكل دانشگاه آزاد تبريز با بدنه مدعيان جنبش دانشجويي در سراسر كشور بوده و با فعالين سياسي دانشگاههاي كشور در ارتباط ميباشد. اين تشكل معتقد است كه بايد جنبش دانشجويي از حاكميت فاصله گرفته و به نقد آن بپردازد. اما در طول دوران اصلاحات از عملكرد اصلاحطلبان كوچكترين انتقادي نكرد اما پس از آن و در دوران دولت نهم، تخريب را جايگزين انتقاد سازنده كرد. عمدهترين فعاليت اين تشكل در حال حاضر انتشار ويژهنامه «توقيف شد» ميباشد كه به انعكاس وقايع جنبش دانشجويي در دانشگاههاي سراسر كشور ميپردازد و چشم خود را از دانشگاه خودمان فروبسته است.
3) بسيج دانشجويي: بسيج دانشجويي بزرگترين تشكل دانشجويي دانشگاه آزاد اسلامي تبريز و در عين حال پس از جمعيت وحدت اسلامي بيتأثيرترين نهاد دانشجويي در دانشگاهمان است. بسيج دانشجويي عملاً مطالبه دانشجويي ندارد؛ البته تنها فعاليت آن در اين راستا دوهفته نامه سبز سرخ است كه بهتر بود نام آن را دو ترم نامه ميگذاشتند. عمدهترين فعاليت اين نهاد فعاليتهاي فرهنگي به صورت مقطعي است. بسيج دانشجويي در مقايسه با ساير تشكها كمتر رنگ و بوي سياسي دارد.
4) جمعيت وحدت اسلامي: اين تشكل ماههاست كه راكد مانده است. البته در ابتداي ترم گذشته دست به اقداماتي زد اما بر اثر اختلافات دروني ركود اختيار كرد. اكنون تنها نامي از اين تشكل باقي مانده است و از اين جمعيت، يك نفر هم نميبينيم.
5) كانون وحدت اسلامي دانشجويان: شايد بهتر بود ابن تشكل را كانون وحدت سوسياليستي ميناميدند. اين تشكل حتي نام اسلامي را هم از نام خود حذف كرده است. اين تشكل جهت نيل به اهداف خاصي كه دارد از تحركات فمينيستي نيز حمايت ميكند. از ويژگيهاي برجسته و يا شايد بتوان گفت تنها عامل قوام اين تشكل اختلاط و آزادي در معاشرت دختران و پسران با هم است. ظاهراً دبير سابق اين تكل در صدد ركورد شكني در تعداد دوست دختر است. اين تشكل پس از آرمان بيشترين آمار تحصن و بيانيه را به خود اختصاص داده است. البته دور از انصاف هم نباشد، كانون وحدت تنها تشكلي است كه مطالبات صنفي و دانشجويي را گاهاً پيگيري ميكند. كانون، اشتراكاتي نيز با آرمان و انجمن دارد.
اين تشكلها كلماتي نظير دموكراسي، آزادي، برابري و ... را بازيچههايي براي خود قرار دادهاند و رفتارهای غیر دموکراتیک و غیر آزادانه و ناعادلانه خود را با نام دموکراسی و آزادی و ... توجیه می کنند!!!.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
جریان جنبش دانشجویی در کشور ما بی شک یکی از تأثیر گذارترین جریانات شکل گرفته در جامعه بوده است که از ابتدای شکل گیری آن در بیش از نیم قرن پیش تا به امروز، این تأثیر گذاری موجب اثرات شدید در روند جامعه گردیده است. حال می خواهیم با نگرشی به پشت سر، تأملی کنیم که چه کرده ایم؟
جنبش دانشجویی ایران که تا اواخر دهه ۵۰ یکی از وفادارترین عناصر به انقلاب، قانون اساسی و رهبری نظام بود، با چرخشی ۱۸۰ درجه ای در نقطه مقابل آمال و ایده های خود قرار گرفته و تغییر چهره داده و از صف مدافعین انقلاب جدا شده و به صف مخالفین و حتی گاهاً براندازان نظام پیوست.
مبدأ این تغییر رویکرد یا به اصطلاح پوست اندازی، در جریان تاریخی عزل قائم مقام رهبری آیت الله منتظری توسط حضرت امام خمینی (ره) بود که در آن هنگام شاکله اصلی این جنبش(دفتر تحکیم وحدت) با انتشار چند بیانیه متناقض و اعلام حمایت خود از آیت الله منتظری و باند مهدی هاشمی عملاً در برابر حضرت امام ایستاد.
نمونه های فراوان دیگری نیز در باب تغییر موضع وجود دارد. جنبش دانشـجویی که روزگاری دست به اقدام شجاعانه تسخیر لانه جاسوسی امریکا زده بود که این اقدام از سوی امام خمینی (ره) انقلاب دوم لقب یافت، امروز از کرده خود پشیمان شده و اقدام دانشجویان در انقلاب دوم را خشونت قلمداد کرده و امروز در صصد جبران برآمده و داعیه رابطه با امریکا را دارد.
جریان ۱۸ تیر ۸۷ ننگین ترین لکه بر دامن این جنبش است که عده ای آشوب طلب و اخلال گر با هدایت جریان دانشجویی از هیچ اقدام و تخریبی که از دستشان برمی آمد دریغ نورزیدند و بر ضد نظام و رهبری شعار دادند و حتی فضاحت را به جایی رساندند که درصدد ورود به بیت رهبری بودند که این توطئه آنان به سرانجام نرسید.
جریان خرم آباد و ده ها جریان از این نوع نیز که مجال صحبت درباره آن نیست را بر این عملکرد علاوه نمایید.
امروز جریان موسوم به جنبش دانشجویی به قدری از اصل خویش فاصله گرفته که تنها به یاده نظام اربابان خارج دانشگاه و حتی گاهی خارج کشور مبدل گشته است.
امروز دانشگاه های ما به مأمن اوزیسیون خارج از نظام تبدیل شده است و به حدی به حاشیه کشانده شده است که اصلا از مطالبات دانشجویی و صنفی خبری نیست که گویا وظیفه اصلی دانشجو جنبش علمی نیست.
درود بر روان پاک شهدای جنبش اصیل دانشجویی شهیدان شریعت رضوی، بزرگ نیا و قندچی که در راه اعتراض به حضور نیکسون، عمله امریکا، در دانشگاه تهران جان خویش را قربانی کردند.
و درود به ارواح طیبه دانشجوی شهید علم الهدی و ۷۲ تن از یاران دانشجوی او که در راه دفاع از میهن اسلامی زیر شنی تانک ها ماندند.
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
. . . . . . . . . . . . . . . . بسم الله الرحمن الرحیم . . . . . . . . . . . . . . . .
|
|
انا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفورا |
|