کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی |
ابراهیم یزدی: از خاتمی گله داریم چون با رئیس جمهور آمریكا دست نداد !
دبیركل گروهك غیرقانونی نهضت آزادی از عدم مصافحه سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران با كلینتون، رئیس جمهور آمریكا گله كرد.
به گزارش ایرنا، ابراهیم یزدی كه در جمع اعضاء گروهك غیرقانونی موسوم به ادوار تحكیم سخن می گفت از عدم مصافحه سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران با كلینتون، رئیس جمهور آمریكا گله كرد و گفت: ما انتقاداتمان به آقای خاتمی پابرجاست آقای خاتمی می توانست وقتی رئیس جمهور آمریكا به پای سخنرانی او آمد و قصد داشت تا با او دست بدهد این كار را انجام دهد اما خاتمی اینگونه نكرد (!) و یا وقتی من و یا مهندس سحابی و معین فر به همراه عده ای به خیابان پاستور رفتیم تا با او ملاقات كنیم او از دیدار با ما امتناع كرد در حالیكه ما شخصیتهای ناشناسی نبودیم(!).
رادیو صدای آمریكا ۲۵ خرداد ۸۷ به بهانه اظهارات چند ماه پیش رئیس گروهك نهضت آزادی در مؤسسه خاورمیانه واشنگتن و مصاحبه بعدی وی با سایت ضد انقلابی روز نت میزگردی با حضور دو تن از عناصر سلطنت طلب ترتیب داد. در این میزگرد ناصر محمدی معاون سردبیر نشریه سلطنت طلبان چاپ لندن و منوچهر گنجی رئیس گروهك درفش كاویانی ( مهره شناخته شده سازمان سیا) به شرح و بسط و ارزیابی و نقد! اظهارات ابراهیم یزدی پرداختند.
پیش از آن كه وارد محتوای اظهارات ابراهیم یزدی و میزگرد صدای آمریكا درباره آن شویم، ذكر این نكته ضرورت دارد كه حدود ۵ ماه پیش هنگامی كه یزدی قصد عزیمت به آمریكا و انجام برخی ملاقاتها و سخنرانیها را داشت ادعا كرد «آمریكاییها 2 سال است به من ویزای سفر نمی دهند». برخی سایتهای نزدیك به وی هم اعلام كردند كه دولت آمریكا او را از مقامات سابق جمهوری اسلامی و مورد شكایت خانواده تیمسار رحیمی از مقامات رژیم شاه (به اتهام شركت در قتل این مقام ارتش) می داند و ویزا نمی دهد. اما به زودی به شكلی معجزه آسا! مشكل ویزا در دوبی حل شد و رئیس گروهك نهضت آزادی به آمریكا رفت و با این وجود از تمام سفر وی تنها گزیده ای از سخنرانی اش در مؤسسه خاورمیانه واشنگتن از سوی سایت نهضت آزادی منتشر شد.
با توجه به اتمام مباحث مربوط به مشروطیت، همان طور که قبلا قار بود؛ از این پس به ادامه مباحث مربوط به جبهه ملی خواهیم پرداخت.
جبهه ملي از همان آغاز شكلگيري به سلطنت گرايش داشت. هر چند مليگرايي را اساس كار و آرمان اصلي خويش قرار داده بود، اما در راستاي اهداف شخصي و تأمين منابع استعمار و گسترش غربگرايي و مخالفت با اسلام و عناصر مذهبي گام بر ميداشتند. صرف نظر از افراد انگشتشماري كه ممكن بود در بنيادگذاري جبهه ملي و براي رسيدن به اهداف اصولي آن صادقانه تلاش كرده باشند، در نگاه كلي، اساس جبهه ملي باطل و رهبران آن با حاكميت اسلام و روحانيت مخالف بودهاند. پس از كودتاي 28 مرداد كه كشمكشهاي دروني و اختلافات و رقابتهاي رهبران جبهه ملي از عوامل شكست آن محسوب ميشد تا سال 1339 تشكيلاتي به اين نام در صحنه سياسي حضور نداشت.
به بهانه میلاد مسعود امام عصر ارواحنا لتراب مقدمه الفدا
در مقاله حاضر نويسنده با بررسي ويژگي دولت عدالت حضرت قائم(عج) تفاوتهاي جهاني شدن مهدوي را با جهاني شدن متعارف و مصطلح امروزي را تشريح كرده و خصوصيات نظام تجدد حاكم بر جهان امروز را بازخواني نموده است.
پس از پيچيدن شايعه اعدام يك وبلاگ نويس و حساس شدن وبلاگ نويسان نسبت به موضوع و مراجعه آنها به سايت ميرنهاد معلوم شد وي تنها صاحب سايت بوده اما اهل نوشتن در اين سايت نبوده و به اذعان خودش نوشتن و به روز كردن سايت را- به دليل مشغله!- به مدير فني آن سپرده بود. آشكار شدن اين مسئله اعتراض اعضاي متعدد وبلاگستان را منجر شد. تحقيقات بيشتر وبلاگ نويسان معلوم كرد كه گروهك تروريستي ريگي در پي بن بست جذب نيرو در سيستان و بلوچستان (به خاطر جنايات عديده و ربودن انسان هاي بيگناه از جمله سربازان وظيفه و كشتن آنها) به كارهاي فرهنگي! براي پوشش و جذب نيرو روي آورده كه وبلاگ ميرنهاد تنها يكي از آن پايگاه ها بوده و چند سايت و وبلاگ مشابه نيز با گرايش هاي «خبري، وهابي، سكولاريستي، ناسيوناليستي و مدعي حمايت هاي قومي» مشغول فعاليت اند.
رهبران مشروطه مانند شيخ فضلالله نوري و سيد عبدالله بهبهاني به دست «روشنفكران» قداره بند و هفتتيركش، به ترتيب اعدام و ترور شدند و به دنبال اين جنايت خونين «روشنفكران» قلم بهدست از روز شهادت آنان تا به امروز از هيچگونه بدگويي، هرزه داري و پيرايه تراشي برضد آنان پروا نكردهاند.

اختلاف بر سر مفهوم آزادي، يكي از ريشههاي شكاف و اختلاف بين روحانيون مشروطه خواه بوده است. اين مقاله در صدد آن است كه اين مفهوم را از ديدگاه دو مرجع ديني و دو رهبر مهم نهضت مشروطه، شيخ فضلالله نوري و علامه نائيني موشكافي كرده و ريشهها و زمينههاي بروز اختلاف بين اين دو مرجع بزرگ را شناسايي و تبيين نمايد.


راهكارهاى عملى تشكيل نظام مشروطه
گذشته از بنيادهاى نظرى مشروطيت، علماى مشروطه خواه, با ارائه راهكارهاى عملى، در پى نگهداشتِ هويت دينى نظام مشروطه برآمدند. ما به چند راهكار اشاره مىكنيم:

در اين نوشتار, بيشتر بر بنيادهاى نظرى حركت مشروطه تأكيد شده است و با استفاده از رسائل مشروطه خواهان و مشروعه طلبان, دو گروه عرصه دار و نقش آفرين آن روزگار, نقش اصول دينى در حركت رهبران مشروطه مورد پژوهش قرار گرفته است.
با عنایت به فرا رسیدن سالروز صدور فرمان مشروطیت و نظر به اهمیت موضوع، فعلا مباحث مربوط به جبهه ملی را تا پایان پرداخت به مباحث جنبش مشروطه قطع می کنیم. و پس از اتمام بحث مشروطیت، دوباره به ادامه جبهه ملی خواهیم پرداخت.
چکیده: سؤال اصلی در این مقاله این است كه آیا تحولی كه به نام مشروطه نامگذاری شداز ابتدا دارای یك ایدئولوژی از پیش تدوین شده بود؟ آیا بانیان مشروطه از ابتدامیدانستند كه در نهایت چه میخواهند و به دنبال چه نوع نظام آرمانی هستند؟ یااصولاً بانیان مشروطه فاقد ایدئولوژی بودند و ایدئولوژی مشروطه در طی فرآیندیشكل گرفت.
مصدق، جبهه ملي و رژيم صهيونيستي

رژيم شاه پيش از اشغال فلسطين در مهاجرت يهوديان به آن سرزمين همكاري نزديك و تنگاتنگي با «آژانس يهود» داشت. وقتي فلسطين اشغال شد، رژيم صهيونيستي اعلام موجوديت كرد، رژيم شاه پس از تركيه دومين كشور اسلامي بود كه بيدرنگ آن رژيم نامشروع را به رسميت شناخت و با «اسرائيل» داد و ستد همهجانبه برقرار كرد.
ملت ايران در برابر اين خيانت رژيم شاه سخت به خشم آمدند، به ويژه آنگاه كه دريافتند دولت ساعد مراغهاي با گرفتن رشوه كلاني از اشغالگران فلسطين آن رژيم غيرقانوني را به رسميت شناخته و با آن رژيم قرارداد بازرگاني امضا كرده است!
متن کامل را در "ادامه مطلب" بخوانید.
متن کامل را در "ادامه مطلب" بخوانید.
رابطه دین و سیاست در اندیشه مهندس بازرگان
چکیده: با توجه به دید تجربی بازرگان به دین و سیاست، اول: دین را امری آن جهانی و الهی و سیاست را این جهانی و بشری و بنابر این مأخوذ از منبع بشر می داند. به عبارت دیگر این دو را دو مبنای متفاوت می دهد. دوم: معتقد است این دو بهم مرتبط هستند و سوم: رعایت مرز آنها را ضروری می داند و تأكید دارد كه نباید بهم آغشته و مخلوط شوند و رعایت اصالت هر یك لازم است و چهارم: به دلیل الهی بودن دین و بشری بودن سیاست و دشمن بودن سیاست برای دین، عقیده دارد كه همواره دین باید حاكم بر سیاست باشد و به آن جهت داده، اصول و احكامش را تعیین نماید. دینی كه به نوبه خود هدفی خدایی و آن جهانی دارد و به دنیا از باب كشتزار آخرت بودن توجه دارد و به همین دلیل هم سعی در آباد كردن آن می نماید و نیز اگر بر سیاست حاكم شود آن را جهت داده ، هدایت نموده و آن را " لله " كه ملازم " للناس " است قرار می دهد و در یك كلام آن را اصلاح می كند. این در حالی است كه عكس قضیه یعنی حكومت سیاست بر دین درست نبوده و به نابودی دین منجر می گردد. در نتیجه روابط این دو یك طرفه به نفع دین است كه نفع دین بنا به فرض، نفع بشر در دنیا و آخرت است. حال كه ارتباط این دو مفهوم روشن شد باید دید، از نظر مصداقی، بازرگان چگونه ارتباط بین نهاد دین و نهاد سیاست را تبیین می نماید.
متن کامل را در "ادامه مطلب" بخوانید.
دولت موقت و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام
چکیده: امام خمینی در 7 آبان 1358 ه.ش به قراردادهای استعماری بین ایران و آمریكا بهشدت اعتراض كردند؛ اما دولت موقت، بدون توجه به این اعتراض، در پی بهبود رابطه با آمریكا بود و بیشتر واهمهی خود را از خطر شوروی ابراز میداشت. حركتسازشكارانهی دولت موقت تا به آنجا پیش رفت كه مهندس بازرگان (نخست وزیر)،ابراهیم یزدی (وزیر خارجهی دولت موقت) و هیات همراه در 11 آبان 1358، در جشناستقلال الجزایر با برژینسكی ـ مشاور امنیت ملی كاخ سفید ـ ملاقات كرده و به مدتیك ساعت و نیم با او مذاكره كردند. برژینسكی فردی بود كه در زمان وقوع انقلاباسلامی بر خلاف سایروس ونس (وزیر خارجهی وقت آمریكا)، خواستار سركوبنظامی انقلاب و طرفدار كودتای نظامی برای پیشگیری از انقلاب ایران بود. جالب آنكهاین ملاقات به گفتهی برژینسكی نه به تقاضای او بلكه به تقاضای بازرگان صورتگرفت. بدون شك پذیرش شاه از سوی آمریكا و دیدار اعضای دولت موقت با مشاور امنیتملی رئیس جمهور آمریكا، دو عامل تسریع كنندهی تسخیر لانهی جاسوسی از سویدانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود.
نقش مصدق در كودتای 28 مرداد!
این بخش از مقاله که قبلا قرار نبود در این تاریخ منتشر شود، به دلیل ادعاهای واهی برخی مخاطبین درباره کودتای ۲۸ مرداد و در جهت روشن سازی ابعاد این کودتا منتشر می شود.
چکیده: اشتباهات متعدد سران جبهه ملی و در رأس آنان مصدق دولت ملی را روز به روز ضعیفتر نمود. ریچارد كاتم نویسنده كتاب «ناسیونالیسم در ایران» معتقد است كه علل شكست جبهه ملی در گرایشات غیر عقلانی آن نهفته است. او مصدق را همانند «طرفداران كم سواد نهضت» میداند كه «اسیر فتنههای غیر عقلانی بودند». ضعفهای فامیل بازی، خود رأیی، پشت نمودن به روحانیت، بیتوجهی به مردم و از دست دادن دوستانی چون مكی، حائریزاده و آیتالله كاشانی و موارد متعدد دیگر اگر در رهبر یك نهضت جمع شوند، سقوط آن نهضت خوشبینانهترین سرنوشت قابل پیشبینی برای نهضت است!
«واقعا چنانچه به مصدق خوشبین نبودم و سوابق وی را نمیدانستم، هیچ دلیلی وجود نداشت كه بتوانم ثابت كنم كه وی مخالف انجام كودتای 28 مرداد نبوده است»(1) محمدرضا پهلوی
متن کامل را در "ادامه مطلب" بخوانید.
مهندس مهدی بازرگان فرزند صدیقه خانم و حاج عباسقلی تبریزی مشهور به اسلامبولچی در سال ۱۲۸۶ شمسی در یک خانواده مذهبی در تهران پا به عرصه وجود نهاد. پدرش از بازاریان و فعالان اقتصادی بنام کشور بود و به همین دلیل به بازرگان شهرت داشت و این نام فامیل در خانواده او رسمیت یافت.1
تحصیلات ابتدایی را در مدارس ثروت و سلطانی و دوره متوسطه را در دارالمعلمین مرکزی که بنیانگذار آن ابوالحسن فروغی بود به پایان رساند و به سال ۱۳۰۷ در امتحان اعزام به خارج شرکت نمود و با کسب نمره عالی همراه اولین گروه دانشجویان ایرانی عازم فرانسه شد.
متن کامل را در "ادامه مطلب" بخوانید.
در این نوشته و نوشته های بعدی، قصد داریم تا به بررسی مواضع، اندیشه ها و عملکرد برخی چهره های شاخص جبهه ملی بپردازیم.
امام خمینی (ره)
چکیده
خوشبختانه نطقهای مصدق در مجلس پنجم در تاریخ ثبت شده است،
رضاخان كه ذكر جنایتهای وی دل هر انسانی را میآزارد، اینگونه مورد عنایت مصدق قرار میگیرد:
...اما نسبت به آقای رضاخان پهلوی بنده نسبت به شخص ایشان علاقهمند هستم و ارادت دارم ... بنده برای حفظ خودم و خانه و كسان و خویشان خودم مشتاق و مایل هستم كه شخص رییس الوزراء رضا خان پهلوی در این مملكت باشد. برای اینكه من آدمی هستم كه در این مملكت امنیت و آسایش میخواهم و حقیقت از پرتو وجود ایشان ما در ظرف این دو سه سال اینطور چیزها را داشتهایم و اوقاتمان صرف خیر عمومی و منافع عامه شده...
|
|
انا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفورا |
|