کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی |
تنها حدود چند ساعت از رحلت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) و حدود دو سال از ماجراي غدير خم مي گذرد. شيوخ خود خوانده عرب، در سقيفه بني ساعده جلسه اي تشكيل داده اند تا خليفه بعد از پيامبر را انتخاب نمايند و چشم بر همه گفته هاي حضرت رسول (ص) بسته اند. اينان عليرغم پيامبر بر اين قايلند كه حاكم اسلامي بايد با انتخابات مشخص شود. اينان دموكرات هاي صدر اسلام هستند.به هر نحوي كه هست يكي را به خلافت برمي گزينند و حق علي (عليه السلام) را غصب مي كنند. حتي بر اين هم اكتفا نمي كنند. در خانه علي را به آتش مي كشند و با زور وارد خانه او مي شوند. حضرت صديقه كبري (عليها سلام) را مورد هجوم و ضرب و شتم قرار مي دهند و علي را دست بسته براي بيعت با خليفه انتخابي به مسجد مي برند. حضرت فاطمه زهرا (س) تنها يادگار حضرت رسول (ص) چند هفته بعد بر اثر جراحات وارده به شهادت مي رسد.
به اطلاع مخاطبین محترم می رساند، این وبلاگ در نظر دارد به مناسبت هفته دفاع مقدس، مباحثی در بررسی ابعاد مختلف جنگ تحمیلی ارائه نماید. لذا از مخاطبین گرامی درخواست می شود تا موضوعات مهم و مورد نیاز و شبهات موجود درباره جنگ را مطرح فرمایند تا در حد وسع در مورد آنها پژوهش و مقالاتی ارائه شود.
زمانی که حکومت پوشالی پیشه وری در هم شکسته بود و شاه به عنوان ناجی آذربایجان، پس از آرام شدن اوضاع به این دیار سفر کرد. یکی از برنامه های محمدرضای جوان، دیدار با علمای تبریز بود. اما جو آذربایجان به گونه ای بود که علمای متعهد تبریز، ملاقات با شاه را اساسا حرام و فسق می دانستند. اما شریعتمداری، موقعیت را مغتنم شمرده و علاوه بر ملاقات با محمدرضا پهلوی، نطق غرایی در روز چهارشنبه 6 خرداد 1326 در مراسم خوش آمدگویی به شاه ایراد می کند: «اعلیحضرتا ، طلاب علوم دینی فقط انتظار و تقاضا دارند که تناسب مقام خدمتشان مورد توجه ملوکانه واقع شوند» و در مقام پوزش نسبت به بی محلی سایر علما به شاه، می گوید: «بی نهایت متأسف و شرمنده هستیم و قهراً به آقایان هم دیر خبر رسیده که نتوانسته اند افتخار شرفیابی حاصل کنند! در این مراسم، شریعتمداری ده هزار تومان از شاه دریافت نمود!
به بهانه ۲۰ شهریور سالروز شهادت دومین شهید محراب آیت الله سید اسد الله مدنی امام جمعه تبریز
یكی از گروههایی كه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تشكیل شد، حزب جمهوری خلق مسلمان ایران بود. این حزب كه تحت رهبری معنوی آیت الله سیدكاظم شریعتمداری بود، شكل گرفت و نقطهی اصلی فعالیت این حزب در شهر تبریز بود. فعالیت این گروه كه بیشتر جنبهی تفرقه افكنانه داشت باعث ایجاد اختلاف میان نیروهای انقلابی در تبریز شده بود. تسلط اعضای اصلی آن حزب بر برخی از كمیتههای انقلاب اسلامی تبریز باعث درگیری میان كمیتههای طرفدار امام و حزب جمهوری و نیز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با كمیتههای طرفدار آن حزب شده بود. اوج این اختلافات در پاییز 1358 بود...
مقوله عدالت خواهي در صدر فهرست ويژگي هاي جنبش دانشجويي و در زمره اساسي ترين اركان هويتي و به عنوان متغيري اصالت بخش براي حركت هاي دانشجويي محسوب مي گردد. فضاي بي آلايش دانشگاه و فاصله اي كه با پيچيدگي ها و فراز و نشيب هاي عالم سياست دارد، بهترين مجال براي ديده باني و انعكاس دردهاي مزه طبقات محروم جامعه است. دانشگاه سنگري است براي رصد مجدانه و دقيق اعمال و رفتار مديران حكومتي و نحوه سلوك سياست مداراني كه با اتكاء به آراي ملت و غالباً از دروازه دانشگاه به عالم سياست و مديريت كشور پاي نهاده اند. فراتر از اين، دغدغه عدالت خواهي عقبه اي به گستردگي تاريخ سرخ فام تشيع دارد، كه رنگين بودن آن نيز در دفاع از تجاوز متعديان به حريم عدالت رخ داده و تاريخ اسلام بهترين گواه اين حقيقت است.
اواخر دهه هفتاد و ابتداي دهه هشتاد اشاعه شعار عدالت خواهي براي نخستين بار در دانشگاه ها و در برخي تشكل هاي ارزشي دانشگاهي بروز يافت.
دانشگاه ما به مثابه يك ساختار اجتماعي، كارويژه هايي را در حوزه«معرفت»و«فرهنگ» برعهده دارد. چنانچه دانشگاه نتواند كارويژه هاي خود را به انجام برساند، نيروهاي انساني جايافته در درون آن نيز نخواهند توانست، براي نظام اجتماعي، نقش هاي كاركردي ايفا كنند. به عبارت ديگر، در صورت معيوب بودن ساختار اجتماعي، برون دادها و محصولات ان نيز مطلوب و مفيد نخواهند بود.متأسفانه در جامعه معاصر ايران، دانشگاه همواره داراي عيوب و نواقصي بوده كه تا كنون نيز از اسارت آن ها رهايي نيافته است. اهميت مطالعه اين معضل در آن جاست كه دانشگاه، گونه اي خاص از ساختار اجتماعي ست كه قادر است به«نسل جوان جامعه»، شخصيت و هويت ببخشد و از اين طريق،«آينده فرهنگي جامعه»، را طراحي و ترسيم نمايد. به همين سبب است حضرت امام خميني(ره) در (بند واو) وصيت نامه خويش تصريح كردند:«نجات دانشگاه از انحراف، نجات كشور و ملت است.» در امتداد همين نگرش، در اين نوشتار، نگاهي گذرا به برخي از بنيادي ترين بيماري ها و آسيب هاي دانشگاه ها مي افكنيم:
یكی از مسئولان طراز اول كشور صهیونیستی غاصب اسرائیل، در سال گذشته توصیه ای به آمریكایی ها كرد. این توصیه كاملاً در مطبوعات خارجی و اینترنت منعكس شد و امر پنهانی و مخفیانه ای نیست. توصیه وی به آمریكاییها این بود كه بیهوده وقت خود را با عراق و كره شمالی و كشورهایی از این قبیل تلف نكنید. مسئله اصلی شما ایران است. اگر خاورمیانه را می خواهید، وقتتان را مصروف عراق نكنید، سراغ ایران بروید، كانون و سرچشمه آنجاست، اما ایران مثل عراق و كره شمالی و افغانستان نیست كه بتوان با حمله نظامی آن را تسخیر كرد. نظام و حكومت اسلامی به مردم متكی است، مردم آن را حفظ كرده اند. باید كاری كنید كه مردم آن را رها كنند. راهش این است كه مردم را با ترویج فرهنگ و ادبیات غربی و فرهنگ و تربیت آمریكایی، به واگرایی نسبت به دین و فرهنگ و سنت و تاریخشان سوق داد. وقتی مردم این تعلقات را رها كردند، بعد از گذشت چند سال، بدون این كه سرمایه ای صرف كنید، با یك حمله و تحرك احیاناً نظامی مختصر، می توانید این مانع بزرگ، یعنی نظام اسلامی را از سر راه بردارید.
چکیده: عظمت قاطبه رویدادهای انقلاب اسلامی به حدی است كه حتی با گذشت دهها سال از آنان نیز، نه با گفتار و نه با نوشتار، نمیتوان شگرفی ان را بازخوانی نمود. در پنج ماه آخر مبارزات مردم علیه رژیم ستمشاهی، این عظمت نمودی ویژه یافت. این مقطع زمانی از 17 شهریور 57 آغاز شد در 22 بهمن به سرانجام رسید.


بهزاد نبوي با ابراز نگراني نسبت به راي بالاي احمدي نژاد، درباره ترديد جدي اصلاح طلبان بر سر راي خاتمي، به شيوه اي جدلي گفت: راي چه كسي در ميان اصلاح طلبان قطعي است كه مي پرسند آيا راي خاتمي قطعي است!
به گزارش سايت ياري (سايت حاميان خاتمي) بهزاد نبوي طي سخناني در سازمان مجاهدين انقلاب ضمن اصرار بر حمايت از خاتمي گفت: عارف، نجفي يا كروبي هيچ كدام نمي توانند در صورتي كه خاتمي از احمدي نژاد شكست بخورد، راي بياورند و از سوي ديگر در جناح رقيب هم هيچ فردي را نمي شناسيم كه بتواند در مقابل احمدي نژاد به پيروزي برسد. گل سرسبد كانديداي احتمالي جناح مقابل آقاي قاليباف است كه هرچند شهردار خوبي است اما در نظرسنجي هاي انجام شده، آراي بسيار پاييني را در تهران به دست آورده است.
در آخرين روزهاي ماه شعبان رسول گرامي اسلام(ص) ضمن ايراد خطبه اي براي مردم- كه به خطبه شعبانيه موسوم است- به بيان فضايل و اهميت ماه مبارك رمضان پرداختند و وظايف يك مسلمان واقعي و مومن حقيقي را براي تمام نسل ها در طول تاريخ تشريح كردند.

بدون ترديد مجموعه اين توصيه ها به عنوان مشعلي روشن براي همه كساني است كه قصد دارند با شست و شوي جان و روح خويش در جاري زلال ماه مبارك رمضان، لياقت قرب به درگاه ذات باري تعالي بيابند و در رديف مهمانان حقيقي ضيافت الله قرار گيرند.
ترجمه اين خطبه از نظر خوانندگان عزيز مي گذرد.
در كنار همه مزاياي دولت كنوني كه سبب معالفارق بودن قياس آن با دول سازندگي و اصلاحات شده، اما نكاتي كليدي است كه دولت كنوني يا از آن غافل شده و يا به اشتباه در حال ارتكاب است كه توجه بيشتر دولتمردان را طلب ميكند:
الف- سياستهاي ناكارآمد درحوزه فرهنگ و به خصوص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
ب- تبعيض در نظام آموزش عالي به واسطه پذيرش دانشجويان پولي و فراگير
ج-سهم پايين تحقيقات در بودجه، به طوري كه از ۹/۰ درصد سال 83 به ۶/۰ درصد در سال 84 كاهش يافت، هر چند اين سهم در بودجه 85 و ۸۶، رشد قابل توجهي يافته، اما افزايش آن به ۵/۱ درصد قيد شده در پايان برنامه چهارم بايستي در نظام بودجه ريزي لحاظ شود.
د- تصميمات ناصحيح در پي گزارشهاي نادرست جهت برخورد با برخي مديران
ه- تورم بالای ۲۰ درصد به رغم اقدامات انجام یافته برای مهار آن
و- عدم اطلاع رساني از تصميمات درست توسط وزرا كه نهايتاً انجام اين مهم را بر دوش رئيس جمهور قرار مي دهد.
ز- افشا نكردن نام برخي مفسدين اقتصادي و مافياهاي نفتي با وجود شعارهاي اوليه
ح- عدم دقت كافي در برخي اظهارنظرهاي وزرا پيرامون موارد حساس
فعاليت عمراني 8 ساله خاتمي، 34 ميليارد دلارگزارش رسمي وزارت امور اقتصادي و دارايي حاكي است: عملكرد تملك دارائي هاي سرمايه اي (بودجه عمراني) در چهار سال نخست دولت خاتمي از 2047 ميليارد تومان در سال 76 به 1742 ميليارد تومان در سال 77 كاهش يافت و سپس با افزايش دوباره به 2494 ميليارد تومان در سال 78 رسيد و در نهايت در سال 79 نيز 2355 ميليارد تومان به پروژه هاي عمراني كشور اختصاص يافت.
بنابراين گزارش، اختصاص بودجه دولتي به پروژه هاي عمراني در نخستين سال دوره دوم دولت خاتمي نيز تغيير چنداني نداشت و بودجه عمراني در سال 80 به 2407 ميليارد تومان رسيد ولي در سال 81 رشد قابل ملاحظه اي داشت و به 5475 ميليارد تومان افزايش يافت.
چکیده: رازهای فاجعه بزرگ انفجار دفتر نخست وزیری سر به مهر باقی ماند. اما این معما در بزنگاه های بعدی حوادث سیاسی همواره به عنوان یك قرینه برای شناسایی جریان های منحرف از اصول انقلاب، از حافظه تاریخی ناظران به تحلیل آنان جاری شده است. همواره این سوال وجود داشته است كه مثلا محسن سازگارا كه ابتدا به عنوان یار نزدیك ابراهیم یزدی وظیفه مسلط ساختن دولت موقت بر نهادهای انقلاب را داشت، چگونه به جمع یاران بهزاد نبوی در دولت رجایی شهید راه یافت تا به منظور ایجاد فرصت برای فرار كشمیری برای او جنازه سازی كند و در عین حال سال ها در سلك مدیران میانی دولت خط امام به فعالیت ادامه دهد و ناگهان در نیمه دهه هفتاد بار دیگر از نقش نفوذی خود چهره گشایی كند و سرانجام در سیمای یك عنصر افراطی راست گرا در خدمت مجموعه نومحافظه كاران آمریكایی در موسسه آمریكن اینترپرایز درآید؟!
هنگامی که دی ماه 1356، محمدرضا شاه کشتار وحشیانه انقلابیون مسلمان را آغاز کرده بود، «شیرین عبادی» راهی یکی از تالارهای مهم پایتخت شد تا در یک سخنرانی برای زنانی که اغلب آنان از حامیان سلطنت بودند، شاه و سیاست های رژیم پهلوی را بستاید. در روزهای خونین انقلاب اسلامی، آن طایفه از زنان در تالاری گرد هم آمده بودند تا عبادی برایشان از «انقلاب شاه و ملت» (انقلاب سفید) بگوید؛ انقلابی که جوهرش بر پایه «ایده رفرم در غرب» و برای پیشگیری از جوشش آتشفشان انقلابی مردمی در ایران بود.
سخنرانی «شیرین عبادی» که آغاز شد، او از نقش زنان در پیشبرد «انقلاب شاه و ملت» گفت و تاریخی مجعول را که اغلب ساخته و پرداخته فراماسونرها و بهائیان بود، روایت کرد. سپس به نقش «شاه» رسید. چشم هایش را به روی جوشش و شراره انقلاب اسلامی ایران نه تنها بست، بلکه زنان و مردان انقلابی را عده ای آشوب طلب و ماجراجو خواند که دست به توطئه علیه استقلال و حاکمیت ایران زده اند.
|
|
انا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفورا |
|