کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی |
و توهم زاییده اندیشه هایی است که بر پایه تخیل بنا می شود. و تخیل اساس حرکتهایی است که با حباب پایه ریزی شده اند...
توهم...
همایش عدالت و آزادی توسط کانون وحدت دانشگاه آزاد اسلامی تبریز در بیست و هفتم آبان هشتاد و هفت و در آستانه روز دانشجو برگزار شد.
این همایش با سخنان حجت الاسلام بیگدلی، حهت گیری خود را شکل داد و با سخنان آقای روزبه کریمی(دبیر سرویس اندیشه روزنامه کارگزاران و مترجم) و آقای امید مهرگان (مترجم) به روند خود ادامه داد و دست آخر با پرسشها و پاسخهایی به کار خود خاتمه داد.
هر چه بود گذشت. تلاش كرديم از شعارزدگي و اطوار روشنفكرانه بپرهيزيم. براي ما، دفاع مقدس، همان جنگ حق و باطل بود و جنگ فقر و غنا ، اما نه همان جنگي كه همواره درفش پيروزي قواي اسلام برفراز باشد و دشمن خوار و ذليل .گرچه در نهايت ماجرا، صدام و متحدانش دست خالي بودند و رو به زوال و امام و اصحابش سر بر تارك آسمان ميساييدند اما فراز و نشيب اين نبرد را نبايد فراموش كرد و از آن براي نبرد نهايي با كفر و شرك جهانيها، آموختني ها را آموخت. ما در تلاش بوديم كه اين فراز و نشيبها را يادآور باشيم و اميدواريم كه در اين مهم، تكاپويمان مورد قبول در گاه حق تعالي واقع شده باشد كه ما مامور به تكليف بوديم نه به نتيجه.
پايان اين مجال نيز ، پايان ما نيست كه جنگ ما ، جنگ فقر و غناست و پايان و مرز و جغرافيا نمي شناسد.
يا علي
به اميد آزادي قدس و كربلا
والسلام
هشتمين سال جنگ در حالي آغاز شد كه درگيري ايران و امريكا در خليج فارس با حملات امريكا به سكوهاي نفتي ايران و مقابله ايران به اوج خود رسيد. با فرا رسيدن آبانماه، امريكايي ها به تدريج از مواضع خود عقب نشيني كردند. چنان كه پس از اصابت موشك به اسكله الاحمدي كويت در بامداد 30 مهر 66 و انفجار يك بمب در كويت در دوم آبان همان سال، ريگان رئيس جمهور وقت امريكا با توجه به دست نيافتن امريكا به اهداف خود براي پايان بخشيدن به اوضاع بحراني در خليج فارس، اعلام كرد: «فكر نمي كنم در هيچ چيز دچار اشتباه محاسبه شده باشيم. ما در آنجا (خليج فارس) براي آغاز جنگ حضور نداريم ... ما گفته ايم در صورتي كه مورد حمله واقع شويم از خود دفاع مي كنيم.»

مشخصه حاکم بر جنگ در هفتمین سال, سرعت تحولات, پیچیدگی و گسترش دامنه آن بود. پیدایش این وضعیت به منزله آغاز شمارش معکوس برای خاتمه یافتن جنگ ارزیابی می شد.
در این مرحله اعلام شعار تعیین سرنوشت جنگ, محور فراخوانی نیروهای داوطلب و به گارگیری و اختصاص امکانات کشور برای جنگ بود. فرمانده کل سپاه درباره مفهوم شعار تعیین سرنوشت جنگ, طی تحلیلی گفت:«سال سرنوشت, قطعاً سال آخر معنی ندارد. ضمن اینکه می تواند سال آخرهم در آن مفهوم داشته باشد. سال سرنوشت به این معنی است که اگر امسال ما جهتی در امر جنگ پیدا نکنیم عواقب بسیار سختی را در پیش داریم.»

رژیم عراق روند تحولات جنگ در گذشته و حفظ موقعیت دفاعی خود را ناشی از برتری تسلیحاتی و اطلاعاتی ارزیابی می کرد. درک عراق از این موقعیت, آنها را بیش از گذشته بر خرید تکنولوژی دفاعی, سلاح و تجهیزات ترغیب می کرد. حامیان عراق نیز برپایه همین ملاحضه, همچنان سیل سلاح و تجهیزات نظامی را به سوی عراق سرازیر می کردند.
عراقی ها مایل بودند بیش از خرید سلاح, تکنولوژی نظامی خریداری کنند تا از توانایی لازم برای تولید نیازمندی های دفاعی و بهسازی سلاح ها برخوردار شوند. از اوایل سال 1986, شواهد و قراین موجود نشان دهنده برخورداری عراق از تولیدات نظامی در داخل عراق بود.
در ژوئیه 1986 شورای امنیت ملی امریکا از پنتاگون خواست تا مانع صدور پروانه صادراتی تکنولوژی پیشرفته به عراق نشود. در واقع شرکت های امریکایی از اختیارات لازم برای کمک به عراق در زمینه های مختلف از جمله تولید موشک های دوربرد برخوردار شدند.
عراق پنجمين سال جنگ را در وضعيتي آغاز كرد كه پيش از آن سالانه نيمي از توليد ناخالص خود را يعني حدود 14 ميليارد دلار صرف خريد جنگ افزار كرده بود. اعتبارات و سلاح هاي ارسالي امريكا، شوروي، فرانسه، آلمان و انگليس و همچنين فروش بخشي از نفت صادراتي كويت و عربستان براي عراق، در مجموع وضعيتي را فراهم ساخت كه بنابر گزارش كميته روابط خارجي سناي امريكا تعادل نظامي را به سود عراق تغيير داد. اين در حالي بود كه در اثر تحريم فروش سلاح به ايران، جمهوري اسلامي هيچ گونه تجهيزات مهم نظامي دريافت نكرده بود. در عين حال، طبق ارزيابي ها عراق فاقد استراتژي روشن بود و به نظر مي رسيد روحيه سربازان عراقي نيز شكننده است. متقابلاً مهم ترين ضعف ايران، كمبود تجهيزات و قطعات يدكي در زمينه هاي مختلف ارزيابي مي شد.

ادامه توقف قوای جمهوری اسلامی در پشت دیوارهای دفاعی عراق و صرفاً ایجاد رخنه هایی درآن و کاهش توان نظامی ایران در دراز مدت, به منزله تغییرماهیت جنگ ازتهاجمی به فرسایشی بود. لازمه برون رفت از این وضعیت, علاوه بر حملات پی در پی به دشمن که در سال سوم انجام گرفت, به کار گرفتن ابتکارعمل برای شکستن بن بست حاکم برجنگ بود. در واقع تجارب جنگ در سال سوم حاوی این معنا بود که بدون ابتکارعمل نظامی, امکان غافلگیری دشمن و دست یابی به پیروزی وجود ندارد. توجه به این موضوع برای نخستین بارپس از عملیات رمضان حاصل شد. به همین دلیل سپاه پس از بررسی و بحث های طولانی, منطقه هور را برای اولین باربه عنوان منطقه عملیاتی مورد توجه قرارداد. لیکن مجموع اوضاع حاکم بر صحنه جنگ و ضرورت اجرای عملیات مشترک سپاه و ارتش و مهم تر از همه عدم تطابق توان و تجهیزات موجود با آنچه که برای عملیات در هورلازم بود در مجموع مانع از توجه جدی به این منطقه شد. پس از عملیات والفجر1 و بروز دیدگاه های متفاوت در ارتش و سپاه, با تشکیل یک قرارگاه در منطقه هور, شناسایی منطقه را به صورت مستقیم کنترل و هدایت کرد.

روند تحولات جنگ در سال سوم بر اساس دو شاخص آغاز شد. نخست آنكه پيروزي هاي پي در پي ايران با آزادسازي مناطق اشغالي به منزله ظهور قدرت نظامي جديدي در ايران انقلابي با محوريت نيروهاي انقلابي و سقوط احتمالي رژيم بغداد ارزيابي شد. تهديدات ناشي از اين تحولات براي امريكا و غرب، زنگ خطر را به صدا درآورد و كليه منابع و امكانات سياسي و تبليغاتي غرب براي مقابله با پيدايش وضعيت جديد در منطقه و مقابله با تغيير توازن به سود ايران بسيج شد.
شاخص دوم در واقع درك ايران از موقعيت نظامي خود و اوضاع بين الملي براي ناديده انگاشتن آن بود. به عبارت ديگر، امكان دستيابي به پيروزي سريع و زود هنگام بر عراق سهل و آسان پنداشته مي شد. لذا با تكيه بر همان تاكتيك هاي پيشين، عمليات رمضان آغاز گرديد.

تجزيه و تحليل علل ناكامي تلاش هايي كه براي آزادسازي مناطق اشغالي با تكيه بر نيروها و روشهاي كلاسيك انجام گرفت، بسيار اهميت دارد، زيرا پس از بركناري بني صدر مناطق اشغالي با اجراي 4 عمليات گسترده پاكسازي و آزاد شد و قواي دشمن منهدم گرديد، لذا بررسي دلايل ناكامي ها در مرحله پيشين و موفقيت ها در مرحله جديد مي تواند زمينه ها و علل تحول در جنگ را كه براي بسياري از ناظران و تحليل گران امور ايران شگفت آور بود، روشن كند و توضيح دهد.
نقطه ثقل تحول در جنگ را بدون شك بايد حضور جدي بسيج و سپاه در جنگ دانست. مسلماً اين حضور به معناي حضور فيزيكي صرف نيست. چرا كه پيش از اين و در مرحله مقاومت و دفاع، نيروهاي مردمي در جنگ حضور داشتند و نقش تعيين كننده اي ايفا كرده بودند. در مرحله جديد ضرورت شكستن بن بست حاكم بر جنگ و حمله به دشمن با تغيير استراتژي جنگ با حضور سپاه تأمين و آغاز شد.

تجاوز سراسری ارتش عراق به ايران در تاریخ ۳۱/۶/۵۹ با هدف شكست نظامي ايران و رسيدن به اهداف زير انجام گرفت:
۱- لغو قرارداد 1975 الجزاير
2- تجزيه خوزستان
3- و در نهايت براندازي جمهوري اسلامي ايران

باگذشت 28 سال از آغازجنگ و20 سال از پایان آن،هنوز بررسی ابعاد حقوقی، سیاسی، نظامی و اقتصادی جنگ ادامه دارد. جنگ ایران و عراق با مشخصه طولانی ترین و پرهزینه ترین جنگ تاریخ معاصر خاورمیانه که به دلیل برخورداری از اتفاق نظر بین دو ابرقدرت غرب و شرق و همپیمانانشان در طرفداری از یک طرف جنگ وعدم امضای پیمان صلح بین طرفین جنگ، پس از آتش بس وحل و فصل نشدن نهایی مسائل پیرامون جنگ، موجب گردیده تا علل، نحوه و نتایج جنگ تا سالهای مدید مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
شکل گیری زمینه ها و مجموعه عواملی که امکان وقوع جنگ را فراهم ساخت، همواره از جدی ترین موضوعات بحث شده از آغاز جنگ بوده است؛ تا به این سوال پاسخ داده شود که «آیا شروع جنگ، اجتناب ناپذیر بود؟»
بسمه تعالی
بالاخره با عنایت خداوند متعال, پس از حدود یک ماه تأخیر, سلسله مقالاتی در بررسی ابعاد مختلف جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آماده انتشار شد.
این مقالات,در 8 قسمت جداگانه که هرکدام به تحلیل یکساله جنگ می پردازد تهیه شده است.
از ویژگی های این مقالات, تحلیل جنگ از سه بعد نظامی, سیاست داخلی و بین المللی می باشد.
در این نوشته ها سعی شده است که دو مؤلفه به صورت همزمان رعایت گردد.
اولین مؤلفه رعایت جامعیت و مؤلفه دوم رعایت اصل اختصار است.
شاید این نوشته ها به ظاهر حجیم و طولانی بنماید, لکن به دلیل جامعیت بحث و بررسی ابعاد گوناگون جنگ چاره ای جز قید مطالب برای درک روشن تر از موضوعات و جریانات اتفاق افتاده نیست.
امیدواریم این نوشته های ناچیز قدمی در جهت تبیین صریح حوادث و جریانات سالهای خون و حماسه باشد.
به امید تداوم راه شهیدان
برخی منابع موثق خبري در اظهاری مضحک و یا شاید شیادانه مي گويند، هيچ مي دانيد كه «باراك اوباما»ي آمريكايي، ايراني الاصل «از آب» درآمده است.
در واقع، آن طور كه «ايتارتاس» گزارش مي كند، گزارش «آسوشيتدنيوز» به ما مي گويد كه شخصي به اسم دكتر «اندي واسهول» از موسسه تحقيقات تاريخي دانشگاه معتبر «ام.آي.تي» آمريكا، اعلام كرده كه طبق تحقيقاتش، «باراك حسين اوباما» اصلا اهل جنوب ايران و شيعه است! به عبارت ديگر، اصل و نسبش همان خانواده معروف «اوباما»ي «بوشهر» است كه در دوران قاجاريه جلاي وطن كرده و طي چند نسل سر از آمريكا درآورده است!!!
ما مدعي هستيم كه اينجا سفارتخانه نيست، اصلش قضيه سفارت در كار نبوده و ما مدعي هستيم كه اين آدم هايي كه در اينجا بودند، اينها اجزاء سفارتخانه نبودند، به اسم سفارتخانه شما يك چيزي درست كرديد كه لانه جاسوسي است و بيايند ببينند كه آيا اين چيزهايي كه در اين سفارتخانه هست، اينها اسباب دست جاسوس هاستيا وسايلي است كه سفارتخانه لازم دارد؟

|
|
انا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفورا |
|