کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی |
بر اساس اسناد موجود تا آذرماه 1329 كه تقریبا ملی شدن صنعت نفت به یك خواست عمومی تبدیل شده بود، هیچ نشانی از موافقت مصدق با ملی شدن صنعت نفت در دست نیست.صورت مجلس دوره چهاردهم نشان میدهد كه مصدق با ملی شدن صنعت نفت مخالفت كرده است و آن را قرار دادی طرفینی می داند كه نمی شود یك طرفه آنرا فسخ كرد.
حضرت آيت الله سبحاني در مقدمه نوشتار خود آورده است: آيين اسلام، بشر را به تفكر و انديشيدن دعوت نموده و آن را يكي از نشانههاي ايمان راسخ در انسانها دانسته است، آنجا كه ميفرمايد:
« ... و در آفرينش آسمانها و زمين ميانديشند و ميگويند: بارالها! اينها را بيهوده نيافريدهاي!»
در آيهاي ديگر، هدف از نزول قرآن را تدبر در مضامين و دستورهاي آن ميداند و ميفرمايد:
«اين كتابي است پربركت كه بر تو نازل كردهايم تا در آيات آن تدبر كنند و خردمندان متذكر شوند.»
در روايات اسلامي آمده است: يك لحظه انديشيدن از عبادت هفتاد سال، برتر و بالاتر است. بنابراين، نوانديشي ديني بر اساس تدبر و تفكر، خواسته اسلام است و يك فرد مسلمان، بايد در اصول عقايد، بر برهان و دليل تكيه كند و از تقليد بيدليل بپرهيزد.
ولي متاسفانه برخي از افراد، با استفاده از اين لفظ زيبا، در پشت سر آن مفهوم ديگري را القا ميكنند و آن اين كه انديشههاي غريبان، بالاخص متكلمان مسيحي را با ادبيات روز به هم آميخته و آن را به اسلام نسبت ميدهند و ميگويند ما پيرو انديشه ديني هستيم و اسلام هم كه با نوانديشي هماهنگ است!
در يك تقسيمبندى كلى نقش پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله در پايهگذارى وحدت امت اسلامى شامل سه مطلب بنيادين مىشود: نخست تلاش در وضعيت جامعه عربى آن زمان و به كارگيرى عوامل «سياسى» جهت زمينهسازىهاى لازم; سپس برنامهريزىهاى «فرهنگى» در مسير ترسيم دورنماى امت واحده براى مسلمانان و ايجاد فضاى رشد فكرى و ارتقاى فهم مردم نسبتبه مسؤوليتهاى خود; و در نهايت، به كار بستن راهحلهايى كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله از آنها به عنوان ابزار تحقق وحدت بهره مىگرفت.
اين چنين راهبردهايى را مىتوان تحت عنوان «دعوت ارزشى پيامبرصلى الله عليه وآله برشمرد كه پارهاى از آنها شامل «راهبردهاى ارزشى ملى و مذهبى»، «راهبردهاى ارزشى قومى و ميهنى» و نيز «راهبردهاى ارزشى اجتماعى و فردى» خواهند بود. و اينك به هر بخش اشارهاى گذرا خواهيم كرد.

در و دیوار ضجه می زدند با علی(ع) چندان که فرشتگان. نه، این استعاره و اغراق نیست. خانه رسول خدا(ص) در آن روز بزرگ مصیبت به فغان آمده بود. «رسول خدا(ص) جان به جان آفرین تسلیم کرد در حالی که سر آن حضرت روی سینه ام بود. جان مبارک آن حضرت در دست من رو به ملکوت الهی به جریان افتاد و در این هنگام دستم را به تبرک بر صورتم کشیدم. او را غسل دادم در حالی که فرشتگان مرا کمک می کردند، پس خانه و پیرامون آن ناله می کردند. گروهی از فرشتگان فرود می آمدند و گروهی بالا می رفتند و گوش از صدای آنها خالی نبود. آنان بر پیامبر (ص) نماز می خواندند تا آن گاه که حضرت را در قبر مبارکش به خاک سپردیم»
اگر بوی سراسر حیات و نشاط شهدا نبود بوی گند کفتارها همه مان را خفه می کرد.
روزگاری بودند جوانان و نوجوانی از جنس من و تو که منیت را مچاله کردند، سیاست را مچاله کردند، عذر و بهانه و زندگی و همه را ...
در تاریخ مبارزات انقلاب اسلامی افراد زیادی وجود دارند كه متاسفانه عمدا و یا سهوا آنها را فراموش كردهایم. یكی از این مردان بزرگ، آیت الله طالقانی است. مرحوم آیت الله طالقانی از جمله شخصیتهایی است كه بعد از گذشت سی سال هنوز به درستی او را نشناختهایم. در همه این سالها عادت كردهایم كه او را فقط در سالروز برگزاری اولین نماز جمعه تهران بشناسیم و یادش را گرامی بداریم.
این سكوت و این نادیده گرفتن و این فراموشی، باعث شده است آدمهایی كه احیانا هیچ شباهت كرداری و رفتاری با او ندارند، از این موقعیت سوءاستفاده كنند و طالقانی را آنگونه كه خود میخواهند به ما معرفی كنند. تا جایی كه امروز هر كسی كه به نوعی میخواهد دشمنیاش را با جمهوری اسلامی و رهبران انقلاب نشان بدهد، حرفها و خواستههایش را از زبان مرحوم آیت الله طالقانی بیان میكند! هركسی كه میخواهد مخالفتش را با حجاب توجیه كند، اسم طالقانی را میآورد. هر كسی كه میخواهد آزادی را به فتنه و آشوب و هرج و مرج تفسیر كند، از طالقانی خاطره تعریف میكند! و یا آن منافقان مزدور هم وقتی میخواهند بر جنایات بیشمار خود سرپوش بگذارند، از «پدر طالقانی» دم میزنند.
و درست به همین خاطر، شاید تكراریترین جملهای كه امروز در دنیای نت از مرحوم طالقانی پیدا میشود، همان تیتر معروفی است كه «آیت الله طالقانی گفت:در مورد حجاب اجبار در كار نیست!» و یا جملاتی كه درباره آزادی و مردم و مردمسالاری میگویند، گویی آیت الله طالقانی هیچ خواسته دیگری جز اینها نداشته. گویی آیت الله هیچگاه مفسر قرآن نبوده، آیات قرآن را نمی دانسته، احکام مربوط به جهاد و قصاص و حجاب را نمی دانسته! در این میان، سكوت و سیاست حاكم بر رسانههای ما هم مزید بر علت شده تا ما طالقانی را آنگونه كه بود نشناسیم و فقط دل به شایعات و دروغها و تفاسیر دیگران بدهیم.
اما ماجرای آخرین خطبهی آیت الله طالقانی چه بود؟ و چرا هیچ یک از این مدعیان، یادی از آن خطبه معروف نمی کنند؟
|
|
انا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفورا |
|