کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی |
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاههای تبریز به مناسبت آغاز سومین دورسفرهای دکتر احمدی نژاد
بسم الله الرحمن الرحیم
28 آبان ماه 1388. صبح پاییزی سرد و بارانی. خیابانهایی سرد و استادیومی سبز که در انتظار می تپد...
و گامهایی استوار...
زنان و مردان آذربایجان!!!
آری شیر زنان و شیر مردانی که در سرمای پاییزی و زیر باران بی امان آمده بودند تا بار دیگر فریاد زنند که:
آذربایجان اویاخدی انقلابا دایاخدی
مردان و زنان سرفرازی که در آزمون سخت و انقلابی مبارزه با فتنه سبز اموی، سرفراز شده بودند این بار آمده بودند تا بیداری و ولایت پذیری خود را در کنار دولت عدالت طلب خویش به شادی بنشینند.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
محمود احمدينژاد ظهر امروز در دومين سفر از سومين دور از سفرهاي استاني هيئت دولت در ورزشگاه تختي تبريز در جمع هزاران نفر از مردم اين شهر در يك هواي سرد و باراني افزود: تجربه تاريخي نشان داده كه مردم آذربايجان و تبريز اگر از آسمان سنگ هم ببارد پاي انقلاب ايستادهاند.
وي با بيان اينكه افتخار ميكنم كه مرا فرزند آذربايجان ميخوانند، اظهار داشت: خداوند را شاكرم كه در يك چنين روز بزرگي كه سالروز ازدواج دو دردانه آفرينش يعني اميرمومنان (ع) و فاطمه زهرا (س) است به اين ديار سفر كردم و افتخار ديدار دوباره ملت غيور آذربايجان نصيبم شد.
وي اضافه كرد: آذربايجان سرزمين حماسه، ايمان و مهرباني، سرزمين هنر، ادب و مجاهدت است و سرانجام اينكه آذربايجان سرزمين فداكاري، غيرت و وطن دوستي است.

a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
متاسفانه سایت آینده نقش زیادی در ایجاد شایعه و اخبار غیرواقعی در فضای مجازی و رسانهای كشور دارد كه این شایعات بلافاصله به عنوان خبر موثق در روزنامهها و سایتهای مختلف منعكس میشود.

فواد صادقی البته در جریان حوادث بعد از انتخابات به علت نقش سایت آینده در تحریك اغتشاش گران، بازداشت شد كه بعد از دستگیری بلافاصله به همه اشتباهات خود اعتراف كرد و همه برگههای بازجویی را چشم بسته امضا كرد و با ابراز ندامت شدید از رفتار خود، تعهد داد كه در آینده آنها را جبران كند. وی پس از این تعهدات آزاد شد.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
سبزها اکنون در سراب چه می خواهند حیران اند و این را می شود از بیانیه های افسرده ی سرکردگانش هم به روشنی دریافت. سبزها بی هیچ نقشه ی راهی و بی هیچ افقی در برابر خویش، سرگردان اند و از گذر روزها، تنها مترصد فرصتی هستند که نخواستن های خود را ابراز کنند. آن ها در این عرصه ی حیرانی، اجتماع خود را از دست داده اند و تنها مشتی از جهال، هنوز در سراب اوهام خود گرفتار اند. سرابی که نه تنها نجات بخش آن ها نخواهد بود، بلکه آنان را به ورطه ی نابودی خواهد کشاند.
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m

به راستي هدايت كنوني جريان سبز با كيست؟ چه كسي يا چه افرادي اين جريان را مديريت كرده و خط دهي مي كنند؟ آيا رهبري اين جريان با ميرحسين موسوي است و ايشان سبزها را مديريت مي كند؟ آيا سيدمحمد خاتمي يا مهدي كروبي در مديريت اين گروه ايفاي نقش دارند؟ آيا به جاي افراد، احزاب و گروه هايي مانند سازمان مجاهدين و جبهه مشاركت يا ديگر گروه هاي دوم خردادي، رهبري سبزها را برعهده دارند؟
در شرايط كنوني، مديريت گروهي كه با رنگ سبز هر از چندي مانند روزهاي قدس و سيزده آبان، آن هم فقط در برخي از خيابان ها ظاهر شده و متفاوت از توده هاي ميليوني، رفتارهايي را به نمايش مي گذارد، نه در دستان موسوي و نه در دستان همفكران موسوي، بلكه در دست دشمنان خارجي قرار دارد. ترديدي در اين مسئله وجود ندارد كه اين حركت را ميرحسين موسوي و ستادهاي تبليغاتي و حاميان او آغاز كردند و موسوي، بارها و بارها در ميان انبوه هواداران سبزپوش خود ظاهر گرديد و از موج سبز سخن گفت و پس از انتخابات ...
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
سال 1388 هجری شمسی... نه! سال 36 هجری قمری است! در آستانهی جنگ جمل. عدهای از صحابه و یاران قدیمی که به قدرت نرسیدهاند، «پیراهن عثمان» را عَلَم کردهاند برای انتقامجویی. ابوموسی اشعری -فرماندار کوفه- نمیخواهد وارد جنگ بین «دو گروه از مسلمین» شود و میگوید «باید از آن کناره گرفت»! امیر مومنان -علیهالسلام- در نامهای به او، شرایط زمانه و مختصات فتنه را تبیین میکند:
...مَا هِيَ بِالْهُوَيْنَى اَلَّتِي تَرْجُو وَ لَكِنَّهَا اَلدَّاهِيَةُ اَلْكُبْرَى يُرْكَبُ جَمَلُهَا وَ يُذَلَّلُّ صَعْبُهَا وَ يُسَهَّلُ جَبَلُهَا فَاعْقِلْ عَقْلَكَ وَ اِمْلِكْ أَمْرَكَ وَ خُذْ نَصِيبَكَ وَ حَظَّكَ فَإِنْ كَرِهْتَ فَتَنَحَّ إِلَى غَيْرِ رَحْبٍ وَ لاَ فِي نَجَاةٍ.(نهج البلاغه / نامه 63)
...حوادث جاری کشور آنچنان آسان نیست که تو فکر میکنی، بلکه حادثهی بسیار بزرگی است که باید بر مرکبش سوار شد، و سختیهای آن را هموار کرد، و پیمودن راههای سخت و کوهستانی آن را آسان نمود، پس فکرت را بهکار گیر، و مالک کار خویش باش، و سهم و بهرهات را بردار، اگر همراهی با ما را خوش نداری کناره گیر، بیآنکه مورد ستایش قرارگیری یا رستگار شوی...
واقعیات حاکی از آن است که مبلغ دریافتی بازیکنان حاضر در لیگ، بین ۹ تا ۱۰ رقم است و این یعنی از چند صد میلیون تا میلیارد!!!. دریافتی کادر فنی و مربیان هم به یقین مبالغی بسیار فراتر از این ها است. و این ارقام توسط باشگاه های لیگ برتری، که اغلب -و یا شاید همه- آن ها وابسته به دولت بوده و از بودجه ی بیت المال ارتزاق می کنند، پرداخت می شود.
مسئولین با چه توجیهی و با کدام مجوز قانونی و شرعی، این هزینه های سرسام آور را بر ملت تحمیل می کنند و آن ها چه پاسخی در برابر محرومین جامعه خواهند داشت؟ آیا حق فوتبالیستی که دم به ساعت و به هر بهانه ای -از دیرکرد پرداخت حقوق گرفته تا عدم پرداخت پاداش اضافی- لب به اعتراض می گشاید، از کارتون خواب ها و بیغوله نشینان و آن ها که حتی نایی هم برای اعتراض ندارند، از بیت المال بیشتر است؟! محرومینی که سیاست گذاری های نادرست و مدیریت های ناثواب، موجب آن گشته تا شب ها سر گرسنه بر بالین بگذارند -البته اگر جایی برای خواب داشته باشند- و کودکان معصومی که از ابتدایی ترین حقوق محروم اند و مرگ برای آن ها گواراتر از این زندگی است.


ایران در حال تجربه ی انقلابی بزرگ است. سه دهه از انقلاب اسلامی می گذرد و ایران در آستانه ی انتقال انقلاب به نسل بعدی، در انتظار وقوع انقلاب به سر می برد. دورانی که در آن به سر می بریم، دوران گذار است. گذار از نفاق به دورانی نو.
گذشت سه دهه از عمر انقلاب اسلامی، معادلات و صف بندی خودی و غیرخودی سی سال پیش را بر هم زده و شناخت دوست و دشمن را قدری با مشکل مواجه ساخته است. اکنون، بیگانگانی در میان ما ردای دوست بر تن دارند و این نفاق، موجب غبارآلودگی فضا گشته است. انقلاب اسلامی، نیازمند انقلابی درونی است تا غبار فتنه را بنشاند.
مبارزه ی با استکبار، تنها زمانی پذیرفته است که برخاسته از عقلانیت و منطق توام با بصیرت باشد، و الا هر شعاری علیه بیگانگان، نه تنها در راستای استکبارستیزی قرار نمی گیرد، بلکه مانعی بر سر این مبارزه خواهد بود. مصداق بارز این مدعا، منافقین جدید -یا همان سبزها- هستند. آن ها که با ادعای دروغین خط امامی بودن، سعی در فریب افکار را دارند، با خط زدن شعارهای اصولی "مرگ بر امریکا" و "مرگ بر اسرائیل"، و سردادن شعارهای انحرافی "مرگ بر روسیه" و "مرگ بر چین"، نه تنها با استکبار مبارزه نمی کنند، بلکه تنها در پی انجام اعمالی هستند که خاستگاهشان جبهه ی استکبار است و با دستور مستقیم مستکبرین، در پی مقابله با مبارزه ی ملت ایران با استکبار هستند.
پاسخ حضرت امام خمینی (ره) به این مدعیان دروغین پیروی از امام، پاسخی صریح و شفاف است:
«
ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا هستيم... هر يك از اينها را شناسايي كنيد و به دادگاه معرفي كنيد، ننشينيد كه باز جايي را آتش بزنند... خط اين بود كه اصلاً آمريكا منسي (فراموش) شود، يك دسته مرگ بر شوروي را مطرح كردند تا آمريكا منسي بشود.»گویشی در باب بیانیه ی اخیر موسوی
تلاش موسوی و جنبش به اصطلاح سبزش از کتمان دشمنی با امریکا و اسرائیل و امثالهم چه چیز می تواند باشد و بیان گر چیست؟ تنها دو فرض را می توان بر این انگیزه متصور شد. یا این ها به قدری از امریکا و اذانبش وحشت دارند که حتی عرضه ی بیان مخالفت با آن را هم ندارند و یا این که با امریکای جهان خوار و اسرائیل خون آشام طرح دوستی برانداخته اند. آیا گزاره ی سومی هم جز این دو وجود دارد؟
«آخرین نبرد ما به مثابه سپاه عدالت، نه با دموکراسی غرب که با اسلام امریکایی است و این اسلام از خود امریکا دیراتر است. اگر چه این نیز ولو هزار ماه باشد، به یک شب قدر فرو خواهد ریخت.» و ما ادرئک ما لیلة القدر؟!
به نظرم آمد قبل از امامزادگان عشق از امام عشق اميرالمومنين سخن بگوييم. براي حفظ عشق بايد حتما به معرفت شناسي عشق توجه كرد، به ريشههاي معرفتي عشق كه اگر آگاهي نباشد عشق هم نخواهد بود و بنابراين اگر بخواهيم پرچم عشق را سر دست نگه داريم بايد آگاهي را نيز سر دست نگه داريم كه يك راه مهم آن مطالعات اسلامي حساب شده و متراكم است. بدون كتاب خواندن و بدون زحمت كشيدن هيچ كس حافظ هيچ فرهنگي نميتواند باشد و با صرف احساسات، هم خطر افراط و تفريط است و هم انديشههاي صحيح نهادينه و ريشه دار نميشود.
با وزش يك طوفان، يك بحران و آمدن يك فتنه فرهنگي، يك شبه همه چيز زير و رو ميشود؛ شما خالصيد، صادقيد اما وقتي راه را از چاه نشناسيد بازي ميخوريد.
وقتی اصل بنیادینی چون "جمهوری اسلامی" از سوی مدعیان دروغین خط امام (ره) - آن هایی که خود را در
پس نقاب ادعای وفاداری به امام امت و اصول بنیادین جمهوری اسلامی پنهان کرده بودند- به چالش کشیده شد، صف آرایی جدیدی پس از آن شکل گرفت. سر دادن شعارهای "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران"، "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی"، خط کشیدن روی شعارهای "مرگ بر اسرائیل" و "مرگ بر امریکا" و جایگزینی شعارهای انحرافی به جای آن ها، و تلاش برای منحرف نمودن مبنای روز قدس از مبارزه با رژیم صهیونیستی به دفاع از غاصبان صهیونیست، پرده ی تزویر را از رخسار سبزها به سویی فکند و حجت را بر همه آشکار ساخت.
به عقیده ی نگارنده، از آن پس، صف آرایی های زمان فتنه به هم خورد و ترکیب نوینی شکل گرفت که این بار به جای "حق و جبهه ی مقابل حق"، صف آرایی "حق و باطل مطلق" بود.
خيلى از روزنامههاى ما متأسفانه در انعكاس حقائق ضعيفند و در اصلى فرعى كردن مسائل، غيرمنصفانه عمل ميكنند. در همين مسائل اخير، مسائل را بايد اصلى فرعى كرد؛ مسئلهى اصلى چيست؛ يك سلسله مسائل فرعى هم پيرامون اوست؛ نه اينكه آن مسائل فرعى كماهميت است، اما مسئلهى اصلى اهميتش بيشترش از آنهاست. مسئلهى اصلى در اين قضاياى اخير، اصل انتخابات بود؛ زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را ميبنديد؟! اين همه زحمت كشيده بشود، مردم بيايند، يك شركتِ به اين عظمت، يك نصابشكنى، يك ركودشكنى در دنيا در مردمسالارى، در دمكراسىاى كه اينقدر ادعايش را ميكنند، انجام بگيرد، بعد يك عده مفت و مسلّم بيايند بدون استدلال، بدون دليل، همان فرداى انتخابات بگويند: انتخابات دروغ است! اين كار كوچكى است؟! اين جرم كمى است؟! يك قدرى بايد منصف بود توى اين قضايا. دشمن هم حداكثر استفاده را از اين كرد. يك عده هم هستند در داخل كشور، از اول با نظام جمهورى اسلامى موافق نبودند - مال امروز و ديروز نيست، سى سال است كه موافق نيستند - از اين فرصت استفاده كردند، ديدند عناصرى وابستهى به خودِ نظام، از خودِ نظام، دارند اين جور ميداندارى ميكنند، اينها هم وقت را مغتنم شمردند، آمدند داخل ميدان؛ و ديديد. من روز اول اين را پيغام دادم به همين حضراتى كه صحنهگردان اين قضايا هستند؛ آن ساعات اول من به آنها پيغام خصوصى دادم. من اگر يك وقتى توى نماز جمعه يك حرفى ميزنم، اين ابتدا به ساكن نيست؛ حرف خصوصى، پيغام خصوصى، نصيحتِ لازم انجام ميگيرد، وقتى انسان ناچار ميشود، يك حرفى را مىآورد در علن بيان ميكند. من پيغام دادم، گفتم اين را شما داريد شروع ميكنيد، اما نميتوانيد تا آخر كنترل كنيد؛ مىآيند ديگران سوءاستفاده ميكنند. حالا ديديد آمدند سوءاستفاده كردند. مرگ بر اسرائيل را خط زدند! مرگ بر آمريكا را خط زدند! معناى اين كار چيست؟
آخرین بیانیه ی موسوی که یک روز پس از اقدام تروریستی گروهک عبدالمالک ریگی از حامیان به اصطلاح "جنبش سبز"، به شیوه ای متفاوت به لحاظ ابزاری -و نه به لحاظ محتوایی- به صورت گفت و گوی ویدئویی صادر شد، گرچه در نگاه اول تنها تغییر ابزاری را در ذهن متبادر می کند، اما به واقع، گویای تغییر در تاکتیک بوده و نشان از روی کردی جدید دارد.
این فیلم ویدئویی که با تقلیدی کورکورانه و ناشیانه از تروریست ها تهیه گردیده، موسوی، به سان سران تروریسم، چون بن لادن، ملاعمر، محسود، ریگی و ... در مقابل دوربین حضور یافته و به تبیین آخرین مواضع و راهبردهایش می پردازد و سپس از طریق چند سایت اینترنتی و بعداً به صورت فایل دیجیتالی در اختیار عموم قرار می گیرد، روی کرد جدید جریان فتنه را برملا ساخته است. البته این ادعا به صرف تشابه شیوه ی راهبری، بیان نشده است؛ بلکه برخی تحرکات در اردوگاه فتنه، سندی بر این مدعاست.
۱- محمد خاتمی، اخیراً در اضهار نظری تامل بر انگیز گفته است اگر اجازه ندهند مردم تجمع داشته باشند آنها می روند هسته عمل تشکیل می دهند. این گفته، در حالی صورت می گیرد که جریان فتنه، پس از انتخابات، از هیچ گونه آشوب و اغتشاش، تخریب، خشونت و جنایتی فروگذار نبوده است و وقتی خاتمی نمی تواند هیچ کدام از این ها را در واژه ی عمل بگنجاند، تنها عملی که باقی می ماند تشکیل جوخه های ترور خواهد بود.
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m

كدام شهروند ایرانی است این حقیقت را نداند كه این میرحسین موسوی بود كه با ادعای تقلب، سبب شكلگیری فضای تقابل، ناآرامی و شكاف در كشور شد.اكنون این پرسش مطرح است كه فرد یا افرادی كه خود آغازگر تفرقه و اختلاف بوده و با تداوم رفتارهای ساختارشكنانه خود به شكافها عمق بخشیدهاند چگونه میتوانند خود را در طرح «وحدت» سهیم و ذیحق بدانند؟
|
|
انا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفورا |
|