کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی |
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
از کتاب «پیشتازان شهادت در انقلاب سوم»- بخش زندگینامه «شهید رجایی
»:... همچنین یک اطاقی هم از مارکسیستهایی که قبلاً مجاهد بوده و بعدها مارکسیست شده بودند، در حال بازداشت بودند. «بهزاد نبوی» هم در یکی از آن اطاقها بود که «برای اولین بار» با ایشان آشنا شدم.
از هفتهنامه «شاهد» آبان 1360- خاطرات «بهزاد نبوی»: در تیر ماه 1321 در تهران متولد شدم. خانواده پدری من اهل سبزوار هستند و برخلاف پدرم که یک آدم غربزده و روشنفکرمآب بود، خانوادهاش که در سبزوار مقیم بودند، مذهبی و اکثراً متشرع بودند... مادرم اهل تبریز و از یک خانواده مسلمان، ولی با تفکر غربی و از قشر کارمند و شرافتمند بود... پس از پیروزی انقلاب پدرم به فرانسه رفت و در آنجا مقیم شد. تقریباً من تمام عمرم را (غیر از 5 سال از 46 تا 51) از پدرم جدا و با مادر بزرگ و پدر بزرگم زندگی کردهام.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
از روزنامه «جامعه» 30/2/1377- بررسی مقاله «اسکات مکلئود»:... بخشهایی از گزارش «تایم» درباره سیاست [روزنامه] «جامعه» که نسبتاً دقیقتر است، در
زیر میآید:... «محسن سازگارا»، ناشر «جامعه» به دنبال انتخاب «محمد خاتمی» به ریاست جمهوری، با اتکا به وعده او درباره آزادی مطبوعات، با چند نفر از دوستانش، «جامعه» را به راه انداختند که خود را متعهد به گسترش دادن گفت و شنودها، در محدودهای فراتر از شعارهای تند انقلاب اسلامی کرده است...
از هفتهنامه آمریکایی «تایم» 18/5/1998،مقاله «اسکات مکلئود»:... او با غنیمت شمردن وعده آقای «خاتمی» درباره آزادی بیان، به اتفاق دو تن از دوستانش، انتشار روزنامه «جامعه» را آغاز کرد. این روزنامه به بسط و گسترش بحثها و جدلها فرأسوی شعارهای رادیکالی اسلامی انقلابی اختصاص دارد... اداره این روزنامه در یک ویلای اجارهای، دارای استخر شنا که به سبک ویلای کالیفرنیا ساخته شده است، قرار دارد...
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
کید و کلاهی
از مصاحبه محقق با «علیرضا نادعلی»- 1/4/1379:... ح
ضور «کلاهی» خیلی حالا سخت هم نبود. چون حزب خیلی گزینشی عمل نمیکرد. خیلیها با یک مقدار استعدادی که از خودشان نشان میدادند، خب وارد میشدند و رشد هم میکردند.
... از جمله اون موقع حزب یک خبرنامههایی منتشر میکرد که باید مطالبش تهیه میشد، تایپ و تکثیر میشد. بین مجموعه ما، این «کلاهی» خبیث هم اون موقع یک موتور هندای 125 داشت و سریع ورجه و ورجه میکرد. از این طرف به اون طرف، توی پیگیریها. که خوب اون وقت ما ماشاءالله بهش میگفتیم که دمشگرم چقدر پرکار و با انرژیه... یعنی اگر حادثه اتفاق نمیافتاد، با نوع کاری که میکرد، خیلی زود به نظر من میرفت توی شورای اجرایی حزب و حتی مقامهای بالاتر پیدا میکرد... «کلاهی» البته در بین ماها، خیلی دنبال این بود که کارهای جدی مسئولین حزب، مثل همین جلسات و جزوهها و خبرنامهها را حضور داشته باشد و توی چشم بیاید...
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
فصل هفتم: کودتا در ضدکودتا
از کتاب «کودتای نوژه»- موسسه مطالعات و پژوهش
های سیاسی:... «طی شش هفته گذشته، سه ایستگاه پنهانی برای پخش گفتار رادیویی به زبان فارسی به داخل ایران به مساعدت کشورهای همجوار که مشاهده تغییر رژیم در تهران مسرورشان خواهد ساخت، دایر شد... رادیوی «صدای آزادی ایران» بعنوان بلندگوی «اویسی» (در خاک عراق) و «رادیو ایران» بعنوان بلندگوی [«شاهپور] بختیار» (در خاک مصر) از جمله رادیوهای فعالی بودند که برای تهاجم تبلیغی- روانی علیه مردم مسلمان و انقلابی و برای تشجیع مخالفان، بویژه تحریک عوامل کودتا و تأمین ارتباطات سریع با آنان از طریق پیامهای رمز، کار خود را آغاز کردند.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
از کتاب «هدف: تهران»:... ما شاهد چیزی هستیم که در
چارچوب گفتههای رسمی مقامات آمریکایی نمیگنجد. یعنی، دستور حرکت فوری. [ترک منطقه طبس پس از برخورد هلیکوپتر و هواپیمای سی- 130] به چه دلیل؟ چرا این قدر با شتاب که حتی جسدها را هم با خود حمل نمیکنند؟ و به فکر برداشتن مدارک و اسناد سری مربوط به جزئیات عملیات موجود در هلیکوپترها نیز نمیافتند؟ به علاوه چرا چهار فروند هلیکوپتر کاملاً سالم را که میتوانستهاند با وسایل و ابزار همراهشان بازگردند، برجای گذاشتند؟ به هر حال با توجه به جوانب ذکر شده، تصور میشود که در آن ساعت حساس یعنی بین یک الی 2 و15 دقیقه بامداد، وقایع بسیار دیگری بیش از آنچه گفته شده و یا به بیرون درز کرده است، رخ داده باشد...
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
از کتاب «هدف تهران» - نوشته «جولیو کیهزا»:... «کاپلند» به این سه نکته، نکته دیگری نیز میافزاید...: «هجوم به سفارت میباید مکمل عملیات نظامی وسیعتری علیه ایرا
ن باشد که البته بنا به نظر سرهنگ «مید» باید 24 ساعت بعد به اجرا درآیند.»... از این گفته به روشنی استنباط میشود که نظر «کاپلند» تنها آزادی گروگانها نبوده، بلکه انجام کودتا برای سرنگونی رژیم ایران، هدف اصلی این عملیات را تشکیل میداده است... از دسامبر 1979 (آذر1358) دهها نفر از مأموران جاسوسی و غیره بسوی ایران سرازیر میشوند... اینها عمدتاً ایرانیانی هستند که از اروپا یا آمریکا با نامهای واقعی یا مستعار به ایران وارد میشوند... این افراد وظایف بسیار متنوعی بر عهده دارند، که مهمترین آنها عبارت است از برقراری تماس با اشخاص وابسته به رژیم سابق، ساواک و یا افسرانی که هنوز در ارتش قدرت دارند...
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
از کتاب «هدف تهران» - نوشته «جولیو کیهزا»:... «کاپلند» به این
سه نکته، نکته دیگری نیز میافزاید...: «هجوم به سفارت میباید مکمل عملیات نظامی وسیعتری علیه ایران باشد که البته بنا به نظر سرهنگ «مید» باید 24 ساعت بعد به اجرا درآیند.»... از این گفته به روشنی استنباط میشود که نظر «کاپلند» تنها آزادی گروگانها نبوده، بلکه انجام کودتا برای سرنگونی رژیم ایران، هدف اصلی این عملیات را تشکیل میداده است... از دسامبر 1979 (آذر1358) دهها نفر از مأموران جاسوسی و غیره بسوی ایران سرازیر میشوند... اینها عمدتاً ایرانیانی هستند که از اروپا یا آمریکا با نامهای واقعی یا مستعار به ایران وارد میشوند... این افراد وظایف بسیار متنوعی بر عهده دارند، که مهمترین آنها عبارت است از برقراری تماس با اشخاص وابسته به رژیم سابق، ساواک و یا افسرانی که هنوز در ارتش قدرت دارند...
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
از کتاب «بازار اسلحه»- نوشته «آنتونی سمسون»:... کمپانی «لاکهید» در سال 1964 و قبل از آنکه
معامله بزرگ اسلحه صورت بگیرد، برای خود در این کشور، مأموری پیدا کرده بود که «عدنان خاشقی» نام داشت؛ این شخص، در مدت کوتاهی، به بزرگترین دلال اسلحه در جهان تبدیل شد... هنر بینظیر «خاشقی» در ایجاد آتمسفری بود که در آن غیرطبیعیترین معاملات، بسیار طبیعی و لذت بخش جلوه میکرد...
از جلد یازدهم «اسناد منتشره لانه جاسوسی آمریکا در تهران»:... در اواخر 1958، یک سازمان روابط وابسته رسمی سه جانبه، شامل موساد، سرویس امنیت ملی ترکیه TNSS و سازمان اطلاعات و امنیت ایران (ساواک) تشکیل شد که این سازمان «نیزه سه سر» [Trident] نامیده شد... هدف اصلی روابط اسرائیل با ایران، ایجاد و توسعه سیاستهای ضد عربی و موافق اسرائیل، در تصمیمات مقامات ایرانی بود.
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
از کتاب خاطرات «مرتضی الویری»:... بسیاری از اعضای مجاهدی
ن انقلاب اسلامی، مسلح بودند. این در زمانی بود که ترور شخصیتهای اسلامی آغاز شده بود... دوستی داشتم که در دوران سربازی، با یکی از این فرقانیها در یک پادگان بود... به دوستم گفتم که با آن شخص، تماس بگیرد و خود را هواخواه او معرفی کند و بگوید که میتواند خانه و امکانات، برایشان مهیا کند... یک طبقه آن ساختمان دو طبقه را برای گروه «فرقان» تعیین و طبقه دیگر را گذاشتیم تا مأموران ما در آنجا شنود کنند... گروه «فرقان» در آنجا مستقر شدند. مدتی گذشت و ما توانستیم از طریق مکالمات آنها، اطلاعات خوبی کسب کنیم... عاقبت زمانی فرا رسید که کل شبکه، شناسایی گردید و با کمک نیروهای کمیته انقلاب اسلامی در یک زمان به تمام خانههای تیمی آنها حمله شد و همهشان یا دستگیر شدند و یا در درگیری از بین رفتند...
از گفتگوی «محمود احمدینژاد» با روزنامه «کیهان» - سهشنبه 11/11/1379:... سازمان منافقین صدها نیروی انقلابی را به عنوان سازماندهی تحویل گرفت و به بهانه تحول ایدئولوژیک تحویل ساواک داد. درون خودش ترور کرد...
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
همه، یک دوره خاصی را طی کردیم، چون اول فکر کردیم، اینها هم صداقت دارند. اگر بفهمند که تفکر
شان التقاطی است [و] در آخرش به مارکسیسم میکشد، خب دست میکشند و میآیند با هم اصلاح میکنیم... من و «رجایی» و چند نفر دیگر، کمکم همدیگر را پیدا کردیم. شروع کردیم کار کردن و متأسفانه در آخر زندان، خیلی فرصت کار تشکیلاتی نبود. ولی به هر حال، کارهایی شد و از آن موقع به بعد، با جدیت در خط اسلام اصیل و خالص شروع به کار کردیم... از کتاب «کا.گ.ب در ایران»: ... به دستور مستقیم کمیته مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی، ایستگاه [کا.گ.ب در تهران] موظف شد با رهبری «فدائیان [خلق»] و «مجاهدین [خلق»] تماس برقرار کند. مسئولیت این ارتباط به عهده «ولادیمیر فیسنکو» افسر شاخه اطلاعات سیاسی ایستگاه، گذارده شد...
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
a u - t a b r i z . b l o g f a . c o m
از کتاب «کا.گ.ب در ایران» - نوشته «ولادیمیر کوزیچکین»:.. د
ر آن موقع، درباره عاملمان که با نام رمزی «مَرد» نامیده میشد، چیزی نمیدانستم... اخذ تماس با «مرد»، به وسیله یک سیستم خط اطلاع از نزدیک، برقرار بود که هم برای دریافت اطلاعات و هم برای مخابره اخطار مورد استفاده بود... «مرد» یکی از امرای ارتش ایران به نام سرلشکر «مقربی» بود. سی سال عامل «کا.گ.ب» بود. از زمانی که افسری جوان بود، در سال 1945 به خدمت این سازمان درآمد. او بهترین عامل رزیدنسی [ایستگاه جاسوسی کا.گ.ب در سفارت شوروی] به حساب میآمد و اطلاعات محرمانهای را که واقعاً برای اتحاد شوروی، حائز اهمیت بود، در اختیار ما میگذاشت...
a u . t a b r i z @ y a h o o . c o m
|
|
انا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفورا |
|