تبليغاتX
تریبـــــون آزاد - لیبرال­ها و حماسه­ پانزده خرداد
 
کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی
 

 

خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد. من از آن آخوندها نیستم که در اینجا بنشینم و تسبیح به دست بگیرم. من پاپ نیستم که فقط روزهای یکشنبه مراسمی انجام دهم و بقیه اوقات خود سلطانی باشم و به امور دیگر کاری نداشته باشم. پایگاه استقلال اسلامی اینجاست باید این مملکت را از این گرفتاریها نجات داد.

رهبران جبهه ملی دو سه روز پس از قیام پانزده خرداد، در زندان از حادثه آگاه شدند. فاجعه مهم‌تر از آن بود كه نسبت به آن بی‌تفاوت بمانند. بازرگان پیشنهاد كرد شورایعالی جبهه ملی‌، اعلامیه صادر كند و اعمال رژیم را در كشتار مردم محكوم نماید... بحث درباره­ی تهیه و تصویب اعلامیه، مبنی بر محكوم كردن رژیم كودتا در كشتار مردم در قیام 15 خرداد، به اختلاف‌نظر شدید و مشاجره كشید و سرانجام مقدمات انحلال و فروپاشی جبهه ملی دوم را فراهم ساخت‌.

 

 





جریان شناسی نیروهای اجتماعی موثر در انقلاب اسلامی و شناخت وزن هریك در این امر، از مقولات مناقشه­ برانگیز تاریخ نگاری انقلاب اسلامی ایران بوده است. شناخت این مسئله در صورت مصون ماندن ذهن تحلیل­گر از سوگیری­های جبهه­ ای كاری دشوار نخواهد بود.چه اینكه، ماهیت اسلامی انقلاب اسلامی با نیم نگاهی به عاملان اصلی، اهداف ، شعارها و رهبری آن هویداست.

اما از سوی دیگر مروری بر بیانات امام خمینی (ره) پس از انقلاب اسلامی، نشان­گر دغدغه و احساس خطری جدی از جانب ایشان در قبال انقلاب اسلامی است كه آن را می­توان در عبارت مصادره­ی انقلاب بدست اغیار خلاصه نمود.

ایشان با افزایش تحركات در تهی نمودن ماهیت اسلامی نهضت در اوان پیروزی انقلاب اسلامی مواضع خود را علیه ملی­گرایی علنی­تر ساخته و در برابر كوچك­ترین حركات ملی گرایان برای مصادره انقلاب و مسخ ماهیت آن موضعی سخت نشان می­دادند كه افشاگری ایشان در برابر اهداف پنهان و آشكار تجمع بر سر قبر مصدق ، توطئه­ی انحلال مجلس خبرگان و پیشنهاد رفراندوم بر سر نام جمهوری دموكراتیك اسلامی از آن جمله اند.

در تاریخ نگاری نیز ملیون در برجسته سازی خود در جریان مبارزات مردمی علیه رژیم و كم تاثیر نشان دادن نقش امام خمینی در انقلاب، ید طولایی داشته و انكار بدیهیات می­نمایند. برخی از این مواضع را به اجمال ذكر می­نمائیم.

 

 مهندس بازرگان


بازرگان در تصریح و تلویح، جریانات ملی گرایانه­ای كه در آن­ها حضور داشته است را بانی و مجری اصلی نهضت مردمی معرفی نموده است. وی اندیشه­های نهضت آزادی را اندیشه­ های حاكم بر مردم در مبارزه با شاه دانسته و افكار امام خمینی (ره) را محدود به خود ایشان و معدودی «خصیصین» و اطرافیان­شان معرفی می­نماید.

مهمترین مانع مهدی بازرگان در این راه، علم مخاطبین به راه­بری امام خمینی (ره) در مسیر انقلاب اسلامی است. به همین جهت وی  وسپس ابراهیم یزدی، تلاش برای محو اصل رهبری در انقلاب اسلامی را آغاز نمودند كه كتاب انقلاب ایران در دو حركت بازرگان به خوبی گویای قضاوت نهضت آزادی در خصوص رابطه و نقش این تشكل در قبال انقلاب اسلامی است. وی در كل جریان كتاب حركت اول را حركتی می­داند كه عمدتا در پی تلاش­های وی و هم فكرانش به وقوع پیوسته و در آن حركت نیروهای مخالف شاه به سمت وحدت و یكپارچگی در سیر می­كردند. و در جالب توجه­ترین بخش مطالب، حركت امام خمینی و روحانیت را «الحاق و اجابتی به دعوت پی گیر ملیون»[1] می­داند .

 

ابراهیم یزدی

دكتر ابراهیم یزدی نیز همواره به دنبال اثبات تاثیر شگرف نهضت آزادی در پیروزی انقلاب اسلامی است. او نیز بسان مهندس بازرگان در مقاطع متعدد تلاش نموده است تا از روحانیت، چهره­ای ناتوان از تحلیل عمیق وقایع و در نتیجه ناتوان از تغییر شرائط بسازد.

« ..عامل اول را قبلا توضیح دادم همان رابطه ویژه ای بود كه روحانیت به توده­های مردم نیازمند بوده­ایم روحانیت دریچه­ی ورود بوده است. چه در قیام تنباكو و چه در مشروطیت. این در حالی بود كه روشن­فكران اقلیت عددی بودند. یكی از عوامل، ساختار روابط اجتماعی بود، ساختاری كه روحانیت بر احساس توسعه نیافته مذهبی مردم تكیه می­كرد».[2]

او به روحانیت نقشی فراتر از ابزاری میكانیكی برای بسیج مردم و مجری اندیشه­های ملی گرایان نمی­دهد و هم­اندیشان خود را مهندسین انقلاب می­داند.

«در انقلاب اسلامی ایران، روحانیون نقش بسیج مردم را داشتند. اما روشنفكران به خصوص روشنفكران دینی كه به شرایط پیچیده جامعه كنونی و روابط جهانی آشنایی دارند، نقش مهندسی انقلاب را بر عهده داشتند.»[3]

هرچند نیم نگاهی به ماهیت انقلاب اسلامی برای پوچی این مدعیات كه با هدف گریز از انزوا صورت می­گیرد كافیست. اما در مقام اثبات آن صدها مستند اعم از كیفیت و كمیت تلاش­های ملیون در جریان انقلاب، مقایسه­ ی سالهای « مبارزه» ملیون با سال­های انزوا، تلاش­های بی وفقه آنان در سال پایانی مبارزات برای توقف انقلاب و سرد سازی آن و ... چیزی فراتر از آن است كه بتوان انكار نمود و بررسی آن پژوهشی جامع و مستقل را طالب است.

با این وجود «ما لا یدرك كله لا یدرك جلده(كله)». در آستانه­ی سالروز حماسه­  15 خرداد، نیم نگاهی به جریانات و ماهیت این حادثه و موضع روشن­فكران و به زعم­شان «مهندسین» و «بنیان­گذاران انقلاب» در قبال نقطه­ی عطف انقلاب اسلامی نمونه­ای از خروار است و عیان­گر وزن آنان در انقلاب است.

 

15 خرداد و آغاز شمارش معكوس برای حیات رژیم

«من به خاطر دارم روز 16 خرداد 42، روزنامه نیویورك تایمز این واقعه را بعنوان صدر وقایع روزنامه خود چاپ كرد اما عكس امام را كار نكرد و بجای آن عكس "اسداله علم" را چاپ كرده بودند كه این نحوه انعكاس، نشان دهنده توطئه ای از جانب آنها بود. قیام 15 خرداد برای دولت امریكا بسیار ناگوار بود.»[4]                                                 

                                                                                                    حمید مولانا

 

در جریان حوادث كشور شاه در سخنرانی­های متعددی حملات خود را علیه روحانیت تشدید و رسماً اعلام كرد كه برای پیشبرد اقدامات اصلاحی خویش باكی از خونریزی ندارد. [5]

از سوی دیگر، «با فرارسیدن محرم 1383 (3 خرداد 1342) مبارزات به اوج خود رسید از طرف دیگر، ساواك و شهربانی با احضار وعّاظ، با تهدید از آنان می‌خواهد ملتزم شوند كه سه موضوع را مراعات كنند: اول ـ علیه شخص اول مملكت سخنی نگویند، دوم ـ علیه اسرائیل نیز سخنی به میان نیاورند و سوم ـ مرتب به گوش مردم نخوانند كه اسلام در خطر است‌!». [6]

اما امام خمینی با صدور اعلامیه­ای خطاب به وعاظ و مبلغان دینی خواستار استفاده از این ایام در جهت مبارزه با نظام حاكم و یادآوری «مصیبت­های وارده بر اسلام و مراكز فقه و دیانت و انصار شریعت» شد و تأكید كرد كه خطر ضدیت حكومت شاه با اسلام «كمتر از خطر بنی امیه نیست» و ضمن هشدار نسبت به همكاری حكومت با اسرائیل، و این كه دستگاه جبّار به اسم آزادی بانوان قصد اغفال ملت را دارد و می­خواهد «مقاصد شوم اسرائیل را اجرا كند»، و نیز با اشاره به نفوذ ایادی فرقة ضالّه در دستگاه­های دولتی از وعاظ خواست تا خطر اسرائیل را به مردم تذكر دهند و گوش­زد كرد كه «سكوت در این ایام تأیید دستگاه جبار و كمك به دشمنان اسلام است».[7] مراجع تقلید و سایر علما نیز این رویارویی با حكومت را تأیید كردند.

این­گونه بود كه مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام هویت اصلی خود یعنی افشاگری علیه طاغوت را بازیافت. در سخنرانی­ها، مسائل مقطعی­تری چون لایحه­ی انجمن­های ایالتی و رفراندوم جای خود را به فسادهای بنیادینی چون اسلام ستیزی شاه و نفوذ بیگانه داده بود.

تظاهرات عظیم و تاریخی روز عاشورا در سیزدهم خردادماه در تهران و قم كه با سازماندهی هیئت­های مؤتلفة اسلامی برگزار شد. در گزارشات ساواك از تظاهرات این روز به حضور آشكار دانشجویان در كنار طلاب و سایر اقشار مردم اشاره شده است‌.[8]مردم پس از تظاهرات راهی مدرسه­ی فیضیه شدند.

ساواك در گزارشی در خصوص آن روز می­نویسد:

«جمعیت‌، تمام صحن مدرسه فیضیه‌، صحن بزرگ حضرت‌، میدان جلو صحن و صحن مسجداعظم را گرفته بود. تمام پشت­‌بامها پر از جمعیت بود كه غالباً از شهرستان­ها آمده بودند. تعداد جمعیت را در حدود دویست هزار نفر می‌گفتند و اظهار می‌داشتند در تاریخ قم چنین جمعیتی دیده نشده است‌... خمینی را مثل امام وارد كردند» [9]

امام خمینی در همین روز و در حالی كه هزاران تن از مردم او را همراهی می‌كردند وارد مدرسه فیضیه شد و بیانات تاریخی خود را ایراد كرد. ایشان با در جملاتی آتشین و حماسی‌، مبارزه قاطع خود را با شاه به اوج رساندند و اینگونه جان تازه­ای به كالبد مبارزات مردمی بخشیدند.

   امام خمینی در سخنرانی مهم خود در مدرسة فیضیة قم به تصریح به شاه و اسرائیل حمله كرد و اظهار داشت كه دستگاه سفاك ایران با اساس (اسلام ) مخالف است و اسرائیل نمی­خواهد در این مملكت احكام اسلام جاری باشد. امام شاه را از به پندآموزی از سرنوشت پدرش امر نمود.

امام خمینی در سخنرانی كوتاه اما كوبنده خود خطاب به شاه فرمودند:

«آقا! من به شما نصیحت می‌كنم ؛ ای آقای شاه! ای جناب شاه! من به تو نصیحت می‌كنم ؛ دست بردار از این كارها. آقا! اغفال  دارند می‌كنند تو را. من میل ندارم كه یك روز اگر بخواهند تو  بروی، همه شكر كنند. خدا می‌داند كه مردم شاد بودند برای اینكه{رضا} پهلوی رفت. من نمی‌خواهم تو این طور باشی ؛ نكن. من میل ندارم تو این طور بشوی ، نكن! این قدر با  ملت بازی نكن! این قدر با روحانیت مخالفت نكن. اگر راست می‌گویند كه شما مخالفید، بد فكر می‌كنید. اگر دیكته می‌دهند  دستت و می‌گویند بخوان، در اطرافش فكر كن ؛ چرا بی‌خود،  بدون فكر این حرف‌ها را می‌زنی... خدا كند كه مرادت  از اینكه «مرتجعین سیاه مثل حیوان نجس هستند و ملت باید از  آنها احتراز كند» ، مرادت علما نباشند و الا تكلیف ما مشكل می‌شود و  تكلیف تو مشكل می‌شود. نمی‌توانی زندگی كنی ؛ ملت نمی‌گذارد زندگی كنی. نكن این كار را ؛ نصیحت مرا بشنو. آقا! 45 سالت است شما ؛ 43 سال داری ، بس كن ، نشنو حرف این و آن را ؛  یك قدری تفكر كن ، یك قدری تامل كن! یك قدری عواقب  امور را ملاحظه بكن! یك قدری عبرت ببر! عبرت از پدرت ببر... چرا این قدر مردم را اغفال می‌كنید؟ چرا نشر  اكاذیب می‌كنید؟ چرا اغفال می‌كنی ملت را؟ و الله ، اسرائیل به  درد تو نمی‌خورد ، قرآن به درد تو می‌خورد.

...  نكن این طور ؛ بدبخت! نكن این طور. بیچاره!  نمی‌دانی آن روزی كه یك صدایی در آمد ، یك نفر از اینهایی كه  با تو رفیق هستند ، رفاقت ندارند.»[10]

غلامرضا نجاتی‌می­نویسد:

 «غول وحشت و هراسی كه نام شاه طی سال­های متمادی در اذهان جای داده بود، در هم شكسته شد. آیت‌الله روح‌الله خمینی در حضور ده­ها هزار تن مستمع‌، شاهنشاه را «آقای شاه‌!»، «تو!»، «بیچاره‌!»، «بدبخت‌!» خطاب كرده بود بت بزرگ سخت ضربه خورده بود; اقتدار رژیم كودتا و ترس و وحشتی كه از سازمان امنیت مخوف او در اذهان وجود داشت‌، آسیب دیده بود.»[11]

   پس از این سخنرانی ، امام خمینی در سحرگاه 15 خرداد در منزل خود در قم دستگیر و به تهران منتقل شد. همزمان برخی از علمای دیگر شهرها نیز دستگیر شدند.

      با انتشار این خبر ، بلافاصله مردم با تعطیل نمودن دانشگاه و بازار در شهرهای مختلف به خیابان­ها ریختند. مردم با شعار یا مرگ یا خمینی و بصورت خود جوش در میادین اصلی تهران جمع شدند. مردم قصد تصرف ادارة رادیو و كاخ­های مرمر و گلستان را داشتند، اما نیروهای نظامی و امنیتی بشدت آنها را سركوب و تعداد زیادی را شهید و مجروح كردند. دربارة تعداد شهدای این قیام نظر واحدی وجود آمار رسمی، شهدای تهران و قم را 86 تن اعلام كرد. در اسناد ساواك تعداد شهدا «صدها تن» ثبت شده است.[12] روزنامه واشنگتن پست تلفات 15 خرداد در تهران را هزار تن اعلام كرد.[13]

فردای آن روز روزنامه­ها خبر برقراری حكومت نظامی را به دستور اسدالله علم نخست وزیر، به مدت شش هفته اعلام نمودند.

 

پیامدهای قیام 15 خرداد

در پی این وقایع ، مراجع و علما، بخصوص مراجع قم و مشهد و نیز نجف ، با صدور اعلامیه­هایی تند و مبارزه­طلبانه این اقدامات را محكوم كردند. این اعلامیه­ها كه از سوی آیات عظام سیدمحسن حكیم ، سیدمحمدهادی میلانی ، سیدمحمدرضا گلپایگانی ، سیدابوالقاسم خویی ، سیدشهاب الدین مرعشی ، سیدكاظم شریعتمداری و برخی دیگر صادر شد، بر استقامت تا آخرین لحظه تأكید و بر «تأیید تمام علمای شیعه و ملت مسلمان ایران و جهان » نسبت به «اعتراضات شرعی و قانونی معظم له به دولت » تصریح شد. آنان خواستار آزادی سریع امام خمینی شدند؛

«خون ما رنگین تر از خون برادر عزیزمان حضرت آیت الله العظمی خمینی نیست، مادامی كه ایشان را صحیح و سالم به دست ما ندهند دست از اقدام برنمی­داریم.»

علما همچنین ، با اشاره به این كه «دولت فعلی ایران برای پیشرفت مقاصد شوم خود... از هرگونه تعدی و ظلم ... مضایقه ندارد» اعلان كردند كه «بر هر فردی از افراد مسلمان در هر لباس و هر مقامی كه باشند واجب است كه از همكاری با این دولت خائن خودداری نمایند».[14]

امام خمینی در فروردین 1343 از حصر آزاد شده و به قم بازگشتند. ایشان در نخستین اعلامیه­ی خود اظهار داشتند

«تا ملت عمر دارد غمگین در مصیبت 15 خرداد است » [15]

اما به هرروی گذر سال­ها نشان داد این قیام، علی­رغم شكست ظاهری، از پیروزمندانه­ترین حركات نهضت اسلامی مردم ایران بود و از همان روز شمارش معكوس برای انقضای حكومت پهلوی آغاز گشت.

خطای اصلی محمد رضا شاه برداشت نادرست از اوضاع جامعه و نادیده گرفتن اعتقادات عمیق و ریشه دار دینی مردم ایران بود. وی با وجود مشاهده اثر معكوس بی­احترامی به دین و منادیان آن بر امنیت تاج و تخت رژیم براشتباه خود پای فشرد.

به عقیده­ی آبراهامیان:

«قیام خرداد 1342 سه روز به طول انجامید، صدها ـ و شاید هزاران ـ كشته برجای گذاشت و نه تنها تهران و قم بلكه اصفهان‌، شیراز، مشهد و تبریز را هم در برگرفت‌. البته رژیم این قیام را سركوب كرد و از گسترش آن به شهرهای دیگر جلوگیری كرد.»[16]

 غلامرضا نجاتی در خصوص پیامدهای واقعه فوق می­نویسد‌:

 «15 خرداد، به رغم سركوب و شكست آن‌، تجربه بزرگی از قیام مردم علیه ظلم و ستم‌، و نیز نمایشی از شكست رژیم شاه در انجام اهداف دراز مدت استعمارگران آمریكایی و انگلیسی بود كه سالیان دراز، برای اجرای آن‌، سرمایه گذاری شده بود. قیام 15 خرداد نقطه عطفی بود در تاریخ معاصر ایران‌، كه جنبش سیاسی و انقلابی را به جنبش ایدئولوژیكی سیاسی ـ مذهبی و مبارزه مسلحانه مبدل ساخت‌. همچنین بیان­گر این حقیقت بود كه از آن پس مبارزه با رژیم كودتا با مسالمت و در چارچوب قانون امكان نخواهد داشت‌»[17]

الگار نیز عقیده دارد:

«شورشی كه با تقویم شمسی ایرانی در روز پانزدهم خرداد، برپا شد، نقطه عطفی در تاریخ نوین ایران است‌. در این روز بود كه پایه‌های رهبری و سخنگویی امام خمینی برای الهام بخشیدن به توده‌های مردم در مبارزه بر ضد شاه و اربابان بیگانه او، با ایجاد همبستگی از راه تفكر اسلامی ریخته شد و به جای احزاب غیرمذهبی كه پس از مصدق اعتبارشان از دست رفته بود، توده مردم‌، تحت رهبری مذهبی‌، اقدام به جنبش­های سیاسی كردند. به هر صورت نهضت ۱۵ خرداد پیش درآمد انقلاب اسلامی 9ـ 1978 (1357) بوده است‌.»[18]

اما پروفسور حمید مولانا با رویكرد روابط بین المللی به این حماسه معتقد است، تاثیرات قیام پانزده خرداد محدود به مرزهای داخلی كشور نبود.15 خرداد از جهت خارجی علیه سلطه گرایی امریكا بود. این قیام دو چیز را متجلی كرد. اول؛ رهبری یك فقیه و قیام مردم تحت رهبری ایشان علیه رژیمی كه توسط آمریكایی­ها هدایت می­شد كه برای آمریكا این چالش­طلبی تا آن موقع پیش نیامده بود.

این قیام شوك بزرگی برای آمریكا محسوب می­شد. در زمان قیام آیة الله كاشانی و دكتر مصدق صحبت از تغییر رژیم نبود، بلكه صحبت بر سر ملی كردن صنعت نفت بود. اما قیام 15 خرداد اولین قیامی است كه نه تنها علیه رژیم داخلی بلكه علیه امریكا و استكبار جهانی بود و پیام این قیام تنها مربوط به داخل نبود.

تأثیر دیگر قیام 15 خرداد این بود كه برای اولین بار در دنیا هم از نظر تئوری و هم از لحاظ عملی، مسئله "فرهنگ و دین" در روابط بین الملل مطرح شد. چراكه روابط بین الملل تا پیش از آن تنها تحت تأثیر مسائل سیاسی، اقتصادی، دیپلماتیك و نظامی بود. ولی بحث فرهنگ و دین به عنوان عامل ایجاد تحول اساسی و بنیادین مطرح نشده بود. دنیا به دو مكتب تقسیم شده بود. یك طرف مكتب سوسیالیسم- كمونیسم بود كه نه تنها دین را نمی­خواستند بلكه علیه دین نیز فعالیت و تبلیغ می­كردند. طرف دیگر هم دنیای كاپیتالیسم و سرمایه داری بود كه می­گفت دین نقشی در روابط بین الملل ایفا نكند. بلكه تنها به مسائل شخصی بپردازد و تا 15 خرداد 42 جنبشی در این زمینه برای آوردن فرهنگ و دین به صحنه بین الملل مطرح نشده بود.

 

روشن­فكران و قیام 15خرداد

«این نهضت آزادی برای شما خیلی گنده شد. اولاً نهضت یك تشكیلات رسمی ‌نیست یك زمانی تشكیلات بوده بعداً به علت حوادث  یك عده به سراغ زندگی و كار و شغل و پست و... رفتند، یك عده به خارج رفتند، یك عده آمریكا، یك عده اروپا، پانزده سال بین این­ها جدایی بوده، آن كسانی كه می‌خواهند برای خودشان مقاماتی درست كنند، دائماً نهضت را بزرگ می‌كنند»[19]

عزت الله سحابی

در عصر عاشورای 41، دانشجویان وابسته به نهضت آزادی ایران و برخی از احزاب ملی ، پس از اجتماع در مسجد هدایت واقع در خیابان استانبول ، در حالی كه شعارهایی برضد حكومت دیكتاتوری و به حمایت از امام خمینی سر می­دادند، راه­پیمایی كردند. [20]

در نوزدهم خرداد 1342 اطلاعیه‌ای نهضت آزادی تحت عنوان «دیكتاتور خون می‌ریزد» در دفاع از قیام 15 خرداد منتشر ساخت كه « موضع تعدادی از اعضای خارج از زندان این گروه بود. چندی بعد اعلامیه­ی دیگری به امضای دستگاه اجرایی نهضت آزادی منتشر شد كه اختلاف‌نظر آنان را با گروه منتشر كننده اعلامیه قبلی فاش ساخت.[21]

این مساله بیش از هرچیز نشات یافته از دو بیماری مزمن گروه­های ملی بعنی اختلافات درونی و ضعف تشكیلات است.

  از عنوان اطلاعیه نیز هویداست كه این اطلاعیه بر خلاف مشی سران نهضت آزادی است. بویژه آنكه گذر ایام مشخص نمود كه سران نهضت آزادی با هزینه­ای كه برای اعلامیه­ی خود متحمل شده بودند پا پس كشیده و مبارزه را برای 15 سال و تا آستانه­ی پیروزی انقلاب اسلامی رها ساخته بودند. رهبران این گروه این اعلامیه و چند اعلامیه مشابه آن را تكذیب كردند و ساختگی دانستند.[22]

لطف الله میثمی در مورد این اعلامیه می­نویسد:

« نهضت [آزادی‌] اطلاعیه‌های بعد از 15 خرداد را كه به نام نهضت آزادی داده شده بود، نپذیرفتند.»[23]

مهندس بازرگان در خاطرات خویش با آنكه موضوع پیشنهاد خود در زندان به رهبران جبهه ملی برای صدور اعلامیه‌ای در محكومیت اعمال رژیم و كشتار 15 خرداد را توضیح می‌دهد هیچ اشاره‌ای به اطلاعیه‌های منتشره در بیرون از زندان نمی‌كند. در مجموعه­ی اسناد نهضت آزادی با وجود چاپ اطلاعیه مزبور، چند صفحه بعد اعلامیه تكذیب اینگونه اطلاعیه‌ها درج شده است‌. [24]
برخی از ملیون نهضت آزادی و جبهه­ی ملی كه در زندان بسر می­بردند، برای تصمیم گیری در خصوص موضع­شان در قبال فاجعه­ی پانزده خرداد جلسات گفتگو برپا نمودند.

بازگان در خاطرات خود می­نویسد كه پس از بحث و بررسی نظرات موافقین و مخالفین در هیات اجرائیه­ی جبهه­ی ملی دوم ، بالاخره تصمیم به عدم صدور اعلامیه­ در محكومیت رژیم شاه گرفته می­شود. كوشش­های بختیار و دكتر سنجابی در عدم تصویب صدور اعلامیه چشم­گیر بود.[25]

«رهبران جبهه ملی دو سه روز پس از قیام پانزده خرداد، در زندان از حادثه آگاه شدند. فاجعه مهم‌تر از آن بود كه نسبت به آن بی‌تفاوت بمانند. بازرگان پیشنهاد كرد شورایعالی جبهه ملی‌، اعلامیه صادر كند و اعمال رژیم را در كشتار مردم محكوم نماید... بحث درباره­ی تهیه و تصویب اعلامیه، مبنی بر محكوم كردن رژیم كودتا در كشتار مردم در قیام 15 خرداد، به اختلاف‌نظر شدید و مشاجره كشید و سرانجام مقدمات انحلال و فروپاشی جبهه ملی دوم را فراهم ساخت‌.»[26]

بازرگان نیز در شرح ماوقع می­گوید :

«قرار شد آقای صالح موضوع را در هیئت اجرائیه جبهه­ ملی مطرح كند و تصمیم بگیرند ، نتیجه از پیش معلوم بود ، هیئت اجرائیه پس از چند روز سرانجام به مخالفت با صدور اعلامیه رأی داد ... آقای شاپور بختیار در خاطرات خود گفته است كه با كوشش او طرح مورد بحث ( صدور اعلامیه­ی جبهه­ی ملی در اعتراض به حادثه پانزده خرداد ) به تصویب نرسید ، به هر حال این موضوع نیز كه حاكی از اختلاف نظر بین رهبران جبهه­ی ملی بود ، مقدمه انحلال جبهه را فراهم ساخت.» [27]

آنچه شرح داده شد نقش و موضع نه تنها یك حزب كه نمایندگان گفتمان­های لیبرالی دیروز و امروز تقابل با ایدئولوژی برآمده از اسلام ناب امام خمینی (ره) و آرمان­های بلند ایشان در برابر حادثه­ای بود كه نه تنها نقطه عطف انقلاب كه آغاز گر شمارش معكوس حیات رژیم پهلوی بود. این است كه امام خمینی (ره) در خصوص نقش ملیون در تاریخ معاصر می­فرماید:

«ملی­گرایی برای این مملكت هیچ كاری نكرده است ؛ چند روز پیش از این در یك نوشته­ای دیدم كه می­گوید كه" چرا از ملی می­ترسید شماها چرا نمی­گوئید مجلس شورای ملی" من به آن آقا می­گویم شما چرا از اسلامی می­ترسید! ما این ملی كه مجلس شورای ملی باشد، حالا بیش از پنجاه سال هم از آن می­گذرد و ما یك اثر صحیحی از این ندیدیم.»[28]

 



1- بازرگان مهدی انقلاب ایران در دو حركت، نشر نهضت آزادی، تهران، بی تا ،ص21

2. یزدی،ابراهیم، نواندیشان دینی و انقلاب اسلامی در گفتگو با ابراهیم یزدی، روزنامه­ی شرق 19 و 20/ 11/83

3. مقاله فانتزی انقلابی، سالنامه شرق، شماره ۲، سال ۸۴، ص ۱۹

4 . مولانا، حمید، ، پانزدهم خرداد مبدا تحولات جدید، گفتگو:پایگاه اطلاع­ رسانی رجانیوز

5. محمدرضا پهلوی ، 1347ش ، ج 4، ص 3200ـ3204

6. به نقل از روزنامه­­های وقت

7. صحیفه­ی نور ، ج 1، ص 85 ـ 90

8. نهضت امام خمینی‌، ج 1، چ 15، صص 5ـ493

9.حسینیان روح الله، سه سال ستیز...، ص466

10. صحیفه­ی نور، ج 1،صص 245 -248

11. سازمان مجاهدین... به نقل از تاریخ سیاسی 25 ساله‌...، ص 228

12. مركز اسناد انقلاب اسلامی . آرشیو، پروندة ش 118، ص 192

13.تاریخ سیاسی 25 ساله‌...، ص 236، به نقل از واشنگتن پست‌، 15 نوامبر 1978.

14. مركز اسناد انقلاب اسلامی ، ج 1، ص 119ـ 128، ج 5، ص 68ـ71

15.  صحیفه­ی نور، ج 1، ص 101

16. آبراهامیان‌، یرواند، ایران بین دو انقلاب‌، ترجمه‌: گل‌محمدی ـ فتاحی‌، تهران‌، نشر نی‌، 1377ش‌، ص 523

17.تاریخ سیاسی 25 ساله‌...، ص 240.

18. مجاهدین.. به نقل از بیل‌. جیمز، شیر و عقاب‌، ترجمه‌: فیروزه برلیان‌، تهران‌، فاخته‌، 1371ش‌، ص 213

19 ـ مظفر، محمد جواد، اولین رئیس جمهور، ، كویر، 1378تهران، ص254

20. مركز اسناد انقلاب اسلامی . آرشیو، پروندة ش 118، ص 149.

21. تاریخ قیام‌...، ص 61.

22.  نهضت امام خمینی‌، ج 1، چ 15، ص 649

23. میثمی‌، لطف‌الله، از نهضت آزادی تا مجاهدین خلق‌، تهران‌، نشر صمدیه‌، بی تا، ص 137

24. رك آرشیو پایگاه اطلاع رسانی نهضت آزادی

25. خاطرات بازرگان،ص 392

26. تاریخ سیاسی 25 ساله‌...، ص 243.

27.نجاتی ، شصت سال خدمت و مقاومت. ج 1 ، ص 392 و 394

28 - صحیفه نور ج 12 صفحه 334 تاریخ:  3/3/59

 

  نوشته شده در  جمعه 1388/03/15ساعت 2:52  توسط علیرضا مهدوی  | 
 
  انا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفورا