تبليغاتX
تریبـــــون آزاد - جمهوری دهم و پایان عصر فحشای كلمات در ایران
 
کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی
 

آری! سیاستی كه با پیامك و با عشوه های اینترنتی ساخته شود، بنیان هایی به غایت سست دارد كه با قدارههای طایفه اوباشان نیز پا نخواهد گرفت. انتخاباتی كه با نظرسنجی های اینترنتی و مجازی شكل بگیرد و بی اعتنا به مردمان واقعی ایران در تمامیت تهران و اصفهان و ایلام و خراسان و مازندران و... مهندسی شود و موجودیت خویش را اعلام كند، معلوم است كه جزو دروغهای بزرگ به شمار خواهد آمد.

 

ایران كشوری بزرگ و پهناور است. ایران، تهران و تهران خیابانی خاص به حساب نمی آید. شناخت چنین گسترهای طویل با تعیین مختصات مجازی و بر مبنای داد و ستد اطلاعاتی در دنیای دیجیتالی «وب» و بزرگراه های اینترنتی با قضاوت عقل و واقعیت های زندگی پویا و فرهنگی ایرانیان مغایرت دارد. اعلام زودهنگام و قضاوت پیروزی انتخاباتی بر مبنای دادههای كاربران اینترنتی در انتصاب رمانتیك رئیس جمهور خیالی و متعاقب آن متهم كردن دستگاههای اجرایی و نظارتی به تقلب و سپس آتش زدن چند مغازه، بانك، خودروی سواری و اتوبوس، از همان سنخی است كه به قول «آلبركامو» به دنیای «فحشای كلمات» در لیبرال - دموكراسی تعلق دارد.

 كامو میگوی: «ما در عصر «فحشای كلمات» زیست می كنیم؛ می گوییم «صلح» اما «خشونت» و «جنگ» را اراده می كنیم و...». واقعیت این است كه پس از دوره ای فترت، زبان دیجیتالی و مردم گریزانه سازمان ریاست جمهوری در دولتهای هاشمی و خاتمی به زبانی واقعی و عینی در دولت نهم تغییر یافت. اهالی توهم، بخواهند و نخواهند مردم شهرها و روستاهای ایران زمین، دكتر احمدی نژاد را از نزدیك دیده اند، با او حرف زده و با وی نفس كشیده اند. رئیس جمهوری را دیده اند كه در خانه های محقر و چادرهای عشایریشان با آنها هم سفره شده است. رئیس الوزرایی كه دست بسیاری از ملت را به گرمی فشرده و بر دستان پینه بسته برخی از آنها بوسه زده است. حقیقت این فرد با توهمات دنیای «وب» متفاوت است. در دنیای وب حتی كاربرانش در بیان محبت و رفاقت به یكدیگر دروغ میگویند. قرار ازدواج می گذارند اما بعدا معلوم می شود هر دوی آنها جزو پسران یا دختران اینترنتی اند.

 آری! سیاستی كه با پیامك و با عشوههای اینترنتی ساخته شود، بنیان هایی به غایت سست دارد كه با قدارههای طایفه اوباشان نیز پا نخواهد گرفت. انتخاباتی كه با نظرسنجی های اینترنتی و مجازی شكل بگیرد و بی اعتنا به مردمان واقعی ایران در تمامیت تهران و اصفهان و ایلام و خراسان و مازندران و... مهندسی شود و موجودیت خویش را اعلام كند، معلوم است كه جزو دروغهای بزرگ به شمار خواهد آمد.

آقای نخست وزیر! چشمها را باید شست و جور دیگری باید دید. حقیقت و عینیت در ایران، حقیقی تر از واژگانی است كه صرفا از سوی موتورهای جستوجوگر گوگل شناسایی شود. جنبشهای اجتماعی در ایران عمومی تر از آن است كه با چند متر پارچه سبز در خیابانها و میادین خاص به رخ ملت كشیده شود. آری! برخی در عصر فحشای كلمات زیست میكنند. می گویند دموكراسی اما دیكتاتوری اراده می كنند! می گویند مشاركت حداكثری مردم، اما پس از دریافت «نه» بزرگ، از آخورهای ضدمردمی و تلویزیونهای لس آنجلسی سردر می آورند! میگویند، جامعه مدنی اما بانك آتش می زنند و فروشگاه غارت میكنند. می گویند، راستگویی و اخلاق اما در دروغی شگفت آور و تاریخی در ظهر روز انتخابات اعلام پیروزی می كنند و قرار جشن و پایكوبی می گذارند. می گویند، احترام به حقوق خصوصی اما پس از باخت، قمه می كشند و در برخی خیابانهای شهر راهزنی می كنند و..

اما بخواهیم و نخواهیم22 خرداد88، انقلاب اسلامی ایران جوان شد. آری! در ابتدای ورود به دهه چهارم انقلاب، اثبات شد كه بهار دولت اسلامی و ملت ایران هرگز خزان ندارد و...

از این رو می توان گفت، ساخت جمهوری دهم پیروزی محیط واقعی بر فضای دیجیتالی جنبشهای اجتماعی و نیز افول عصر فحشای كلمات لیبرال- دموكراسی در ایران است.

 مجتبی زارعی

  نوشته شده در  پنجشنبه 1388/03/28ساعت 10:55  توسط سید علی مسیحا  | 
 
  انا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفورا