تبليغاتX
تریبـــــون آزاد - موج (های) سبز
 
کانون نظریه پردازی و گفتمان آزاد دانشجویی
 

a     u     -     t     a     b     r     i     z     .     b     l     o     g     f     a     .     c     o     m

22 خرداد تجلی خروش ملتی بود که با رای کوبنده خود، جریان های خزنده خارجی و داخلی را در شوک بزرگی فرو برد که هفته ها بعد از آن تاریخ، هنوز هم نتواسته اند واقعیت انتخاب ملت را بپذیرند.

در طی هفته های بعداز انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، امواج به ظاهر متفاوتی ایجاد شدند که نتیجه گزینش 5/24 میلیونی و نیز انفجار بغض فروخفته ای بودند که از سال ها پیش شکل گرفته بودند.

بی شک بررسی منطقی جریانات اخیر تقسیم بندی مشخصی به دست می دهد که در حقیقت می توان آن را آینه روشن ضمیر پنهان و در حقیقت محتویات همان بغض های پاره  شده افراد و جریانات داخلی و خارجی دانست.

در این مبحث مروری اجمالی بر این دسته بندی خواهیم انداخت.

1- اولین و عمده ترین جریان در وقایع اخیر، جریان اصلاح طلبان دوم خردادی و کارگزاران و مجاهدین (منافقین) انقلاب بود که هاله سبزشان، هنوز هم که هنوز است نتوانسته است شکست چندمین بار خود را قبول کند. جریانی که با پیش قراولی میرحسین موسوی و با پشتیبانی سید محمد خاتمی و آقای هاشمی رفسنجانی امواج خود را گسترش داد. بعداز شکست سختی که گفتمان دروغ و سیاست موبوکراسی در 22 خرداد خورد حقایق دیگری برملا شد که در آینده نیز می تواند موضوع بحث های علمی تر باشد. هوچی گری، قانون گریزی، عدم تقید به شعار پیروی از ولایت فقیه، بی احترامی آشکار به ابتدایی ترین اصول مردم سالاری سیاسی، حقایقی بودند که در گفتار و کردار عوامل این جریان بر همگان آشکار شد و ثابت نمود هرچه گفته شده بود یا برای سرپوش گذاشتن به ضعفهای بزرگ موجود بود یا صرفا جنبه تبلیغاتی داشته و برای سو استفاده از احساسات پاک مردم بوده است که نشان می دهد در نظر این جریان مردم وقتی محترمند که به تفکر دیکتاتوری آن ها بله بگویند وگر نه عوام و کوته بین و ... خواهند بود. اسناد انکار ناپذیر این گفته ها را با اندکی تامل در گفته ها و نوشته ها و اعمال افراد مذکور می توان یافت. حال سوالی که در این جا مطرح می شود این است آیا این گفتمان، تفاوتی با گفتمان بنی صدری دارد؟

2-  در دومین دسته که در حقیقت اذناب و تئوریسین های جریان سبز بودند، افرادی مانند بهزاد نبوی، تاج زاده، ابطحی و ... دیده می شود که باطن واقعی خود را نشان دادند و علنا وارد مبارزه با نظام جمهوری اسلامی شدند. این همان بغض ها و در حقیقت غده های چرکینی بودند که سر باز کردند.

3- دسته سوم افرادی مانند آقای محسن رضایی و آقای کروبی بودند که تلاش کردند تا شکست سهمگین خود را پشت جریان سبز پنهان کنند. آقای محسن رضایی که با بازی میایم و نمی آیم خود، هنوز نتوانسته است شخصیتی ثابت در این جریانات برای خود ایجاد نماید و آقای کروبی هم که در رقابت با آرای باطله، مغلوب شد از جادو و جنبل صحبت می کند و ... عملکرد این دسته بیش از همه انسان را به خنده و نیز تاسف وامی دارد.

4- دسته چهارم شخصیت های چند قطبی مانند آقای لاریجانی(رئیس محترم مجلس)، آقای قالیباف و آقای باهنر و ... است که آن ها هم به بهانه حمایت از حقوق مردم، گاه این طرف را متهم می کنند و گاه آن طرف را. آقای لاریجانی که در جریان سخنان خود موضوع جانبداری برخی اعضای شورای نگهبان از کاندیدای خاص را مطرح نموده و بارها شورای نگهبان را به بی طرفی دعوت نموده است، یا اظهارات آقایان قالی باف و باهنر که بارها و بارها مقاومت سرسختانه و گاه موذیانه آن ها را در برابر دولت نهم دیده ایم، همگی از ضمیرهای پنهانی خبر می دهد که مترصد انتقام جویی هستند و یا این که خدای ناکرده از قلب هایی سخن می راند که خود را برتر از دیگران می دانند و ...

5- عوامل خارجی دسته پنجم و آتش بیار معرکه ای هستند که چهار دسته فوق آن را ایجاد نمودند. در این مورد نکته بسیار اساسی که محل تامل است این است که هرگاه حضور پرشور مردم، باعث اعتلای بیش از پیش نظام اسلامی شده و ستون های تفکر لیبرال دموکراسی را متزلزل تر نموده است همیشه گرگ ها و روباه هایی خارج از مرزها در کمین بوده اند تا اگر نخبگان سیاسی کوچکترین قصوری کردند، بر صید خود حمله کنند که خود سر درازی دارد.

بی شک در برابر تهاجم بی امان تمام جریان های فوق، روشن گری ها و بیان تخلف ناپذیر رهبر معظم انقلاب و بینش و ایمان مردم، سدی آهنین است که هیچ دروغی و هیچ تهاجمی، یارای زمین زدن آن را نخواهد داشت ان شاءالله.

a     u     .     t     a     b     r     i     z     @     y     a     h     o     o     .     c     o     m

  نوشته شده در  شنبه 1388/04/06ساعت 23:23  توسط میثم ایرانی  | 
 
  انا هدیناه السبیل إما شاکراً و إما کفورا